حاج محمود وظیفهدان خاطراتی از روزگاری که در مغازه نفتفروشی پدرش کار میکرده دارد: فاصله لوله تلمبه دستی تا دهانه گالن زیاد بود و وقتی نفت توی گالن میریخت، مثل نوشابه کف میکرد.
در دورانی که جراید در سرزمینهای اسلامی جایگاه خود را در تنویر افکار عمومی پیدا میکردند، میرزافضلالله آل داوود، ملقب به «بدایعنگار» با تأسیس مجله «الکمال» از این ظرفیت برای توسعه آموزشهای دینی بهره برد.
محمد رائیان مداح و موذن قدیمی محله طرق است. ۵۲ سال پیش بزرگترهای مسجد شهیدبهشتی، محمد را برای گفتن اذان، بر بام فراخواندند و او برای نخستینبار در دوازدهسالگی بر بام مسجد رفت و اذان گفت.
مسجد سهله محله سرشور به «نظریافته» معروف است درتاریخ ۹۲۷ هجریقمری توسط بیبی سیدهرقیهخاتون فرزند شاهکریم بنا گردید. اینکه چرا مسجد به «نظریافته» تغییر نام داده است، شاید بهدلیل اعتقادات مردم باشد.
مصطفیزاده از بزرگترین نویسندگان و پژوهشگران تئاتر خراسان و از پیشکسوتان مطرح در عرصه شعر و بزرگترین محقق تعزیه در کشور بود که آثار و تالیفات متعددی نیز در این عرصه داشت.
بانی مسجد بناها، شخصی به نام «آقاحسین» بود. کتیبه و سنگنوشتهای در قسمتی از مسجد نصب شده که براساس آن، قدمت مسجد به حدود بیشاز ۲۷۰ سال پیش و زمان شاهرخمیرزا، پسر نادرشاه افشار میرسد.
همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعلبندیاش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را میآورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوانترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
حسن رضازاده ۳۰ سال نگهبان «گداخانه سابق» یا همان خانه سبز بوده است. او اعتقادش این است به فقرایی که دستشان را در ملأعام دراز میکنند، نباید کمک کرد؛ زیرا این کمک، بهانهای خوب است برای شیوع تکدیگری.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی میگوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و میگوید از این دندانم عکس بگیر!
این پژوهشگر شاخص حوزه وقف، پیشنهاد جمعآوری، بازخوانی و بازنویسی وقفنامهها را داد و خودش نیز آن را اجرا کرد. شیبانی در این طرح بیش از صد وقفنامه را با دقت خوانده است.
پژوهشگر قدیمی تاریخ مشهد، این مسیر را از پدرش به ارث برد و پس از فوت او بر سر این کار نشست. ابتدا یادداشتهای پدر را سامان داد و منتشر کرد و بعد کتابهای خودش متولد شد.
برادران علیپور را بهدلیل سفرهای زیادی که رفتهاند، به نام دو قلوهای جهانگرد میشناسند، برادرانی که در خانهشان کلی عکس و عتیقه و یادگاری و سند و مدرک از کارخانه نخریسی، محله و پدر و مادرشان به چشم میخورد.
حسین مکاریان آرایشگر هفتادودوساله محله کوشش میگوید: هوا خیلی گرم بود و ما در مغازه، وسیله خنککنندهای نداشتیم، بنابراین آن اوایل من مشتریها را باد میزدم؛ یعنی بادبزن بودم.
در سال ۱۳۱۳ کارخانه نخریسی تاسیس میشود و بوق آن به صدا درمیآید. بوقِ کارخانه، هم خیلی طولانی بود هم قوی. صدای کشدارش که از دیگ بخار درمیآمد، یک شهر را اجیر میکرد.
رمضان حیدری، بیشتر از ۳۰ سال میشود که سرکوچه قدیمی یکی از خیابانهای پیروزی، بقالی دارد. او بهدلیل اینکه قبلا نانوا بوده، طبق همان عادت دیرینه صبح زود مغازهاش را باز میکند.
۱۸ اردیبهشت سال ۱۲۵۶ خورشیدی، امیر قاین که قصد داشته است به سمت مشهد بیاید، در بیرون شهر از شدتگرما زمینگیر میشود و به ارضاقدس نمیرسد.
حاج حسینآقا ملک همه زندگیاش وقف مردم بود. تنها یک موردش باغ وکیلآباد بود که مساحتش بیش از هفتاد هکتار است و بهترین گردشگاه برای مردمی بود که به آن منطقه میآمدند.
لحاف دوزی در خانواده جواد ممدی از گذشته جریان داشته است. او ۱۸ سال است که دراین کار فعالیت دارد و خانوادهاش نیز خرج خودشان را با هنر لحافدوزی درمیآوردند.
شجاعالسلطنه مردی که برابر تاریخ، ۲۱۴سال پیش در چنین روزی به حکومت خراسان منصوب شد و توانست برای مدتی آرامش را به این دیار بازگرداند؛ زیرا که یکی از خدمات مهم او به مشهد برگرداندن امنیت به شهر بود.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهدقدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابانها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدیهای قدیمی» به نظم چیده است.