«مشهد چهره» بزرگترین سند روایت مشهدالرضا(ع) است. ۱۲ هزار روایت از مردم مشهد، رویدادها و اماکن مشهد را گردآوری کردیم؛ روایت افرادی که اکنون نیستند و روایت مکانهایی که تخریب شدهاند.
۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
حسن حسینی میگوید: دوران کودکیام به خیابان دانش «پل فردوسی» میگفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
معروف شدن حسین محمدنژاد به حسینِ آره به اوایل انقلاب برمیگردد؛ زمانی که قصد ثبتنام در پایگاه بسیج محله را داشت، وقتی نامش را صدا زدند و قصد پرسش نام خانوادگیاش را داشتند، در جواب گفت: «آره»
در غرب هند، شیعهمذهبهای دوازدهامامی قوی بودند که صفویان مراودههای زیادی با آنها داشتند. گویا میرزاجعفر سروقدی و برادرش میرزامحمدطاهر هم یکی از همین هندیان بودند که در مشهد مدارسی میسازند.
سازمان اتوبوسرانی مشهد سال ۴۴ با هفت دستگاه اتوبوس، ۱۴ شوفر واحد (اتوبوسران) افتتاح شد که غلامرضا ظهوریان نجاریثانی به عنوان کمک راننده و درحالی که تنها ۱۵ سال داشت، جذب سازمان شد.
از میانه دوره قاجار، توسعه کشت خشخاش با میدانداری انگلیسیها در مزارع مهرآباد مشهد شروع شد، تا با واسطه عُمال کمپانی یهودی و انگلیسی «ساسون» به بندر شانگهای در چین انتقال یابد.