احمد نصیرایی، تاکسیران پایانه مسافربری معتقد است زائران امام رضا (ع)، میهمانان مردم مشهد هستند و حالا که او در این شهر زندگی میکند، باید رسم میزبانی را بهدرستی بهجا آورد.
محله
امام رضا
یک قرن پیش بود که قرارشد خیابان جدیدی در ضلعهای شمالیوجنوبی حرممطهر ساخته شود. خیابانی که اکنون ۹۰ سال ازعمرش میگذرد و حوادث تلخوشیرین بسیاری را به خود دیده است.نام این خیابان ابتدا به «تهران»معروف شد،بعد به امیراسداللهعلم تغییریافت و بعد ازپیروزی انقلاب، بهنام امامرضا(ع) نامگذاری شد.
زمانیکه پدر شهید شد، زهرا دوسال داشت؛ او هنوز هم همان باور کودکانهاش را دارد و منتظر است بابا از جبهه برگردد، با اینکه ۳۶بهار و زمستان رفته است و خبری از شهید اصلیان نشده است.
صدیقه دائمینژاداز رسوم نوروزی قدیم میگوید: رسم بود که روی آینه تخممرغ میگذاشتیم و میگفتند همراه با چرخش آنها سال هم تحویل میشود. غیر از اینها چند روز مانده به عید، «خلوک» با آرد درست میکردیم.
احمدرضا احمدیان میگوید هرچه تا الان در زندگی دارد، از همین مسجدعباسی است. او سی سال از عمرش را در همین مکان گذرانده و اینگونه شد که تصمیم گرفت کتابی درباره مسجد عباسی بنویسد.
امسال بهمناسبت میلاد امامحسن مجتبی (ع)، سفره افطاری ششکیلومتری در خیابان امامرضا (ع) پهن شد. قرار بود از ۱۲هزار نفر روزهدار میزبانی شود اما سهبرابرونیم جمعیت، پای این سفرهها اطعام شدند.
عصمتپناه درباره مشکلات ناهنجاری در دانشآموزان میگوید: بیشتر خانوادهها نمیدانند با انجام حرکات اصلاحی میتوانند مانع مشکلات جسمانی ازجمله کف پای صاف یا زانوی ضربدری فرزندشان شوند.
مسجد «بقیهالله» پیش از انقلاب «حوض کوله» نام داشت. آنطورکه گفته میشود، محلی که بنای مسجد در آن قرار دارد آبانبار بوده و شخصی به نام «کوله» تصمیم به احداث مسجد در نزدیکی آن میگیرد.
بعد از شهادت محمدحسین اَحسن، هر شش برادر به خط مقدم رفتند، پدر هم مدتی در عملیاتهای مختلف حضور داشت تااینکه در عملیات کربلای ۲ پایش روی مین رفت و قطع شد.
اسدالله نجار، جانباز گمنام دفاع مقدس از زمان شروع جنگ تا پایان آن را در خط مقدم بوده است و مسئول تدارکات. تعریف میکند: با کامیون و ماشینهای سنگین بین مناطق جنگی و مشهد در رفتوآمد بودم.
حاجرضا احدیان پهلوان پیشکسوت صاحب زنگ از نوزدهسالگی، کشتی را آغاز و در بیستوهفتسالگی از دنیای کشتی کنارهگیری میکند. او مجبور میشود برای درآمدزایی کشتی را کنار بگذارد.
حوالی سال ۱۳۲۳ خورشیدی، مرحوم «علیاکبر چلوییدربان» همراه با «سیدمحمود دریکرامت» و ۲۵ نفر از اعضای صنف چلوکبابی، در کوچه دربند نخودبریزها، زمینه شکلگیری حسینیه پزندگان را فراهم آوردند.
مرتضی چینیفروش میگوید: غذاهای ملل میتواند دریچهای جهانی و رو به بیرون باشد به این معنا که هر فردی با چشیدن طعم غذای یک شهر یا کشور دیگر با بخشی از فرهنگ مردم آنها آشنا شود.
ستوان یکم هادی فروتنکیا که پیکر نیمهجانش پس از یک هفته مفقودبودن در «زیتان» پیدا شد، از جدال هفت روزهاش با مرگ میگوید.
محمدصادق تواناییجبارزاده یکی از درشکهسازهای قدیمی مشهد میگوید: بعضیها ماشین عروسیشان، درشکه بود. شاید به اعتقاد خیلیها شیک و باکلاس میآمد، اما من خوش نداشتم همسرم را روی درشکه به خانه ببرم.
مهناز علیزاده، در اوج مشکلات و سختی زندگی، دست به زانو گرفت و نه تنها برای خودش کارآفرینی کرد که در زمینه کاریابی به مراجعهکنندگان بهزیستی نیز کمک میکند.
فرخلقای نداف، مادر شهید اکبر خراشادی، بانویی انقلابی است که همیشه پا به پای همسر و فرزندانش در رویدادهای انقلاب شرکت داشته است.
بیشتر از ۵۰ گلدان در بانکی در محدوده میدان ۱۵ خرداد مشهد وجود دارد که به واسطه آن فضای داخل بانک همیشه تازه و مطلوب است.
اکبر فلاح ساکن محله امامرضا (ع) از روزهای جنگ میگوید: آن زمان دغدغه شهادت یکدیگر را نداشتیم. این احساس وجود داشت که فردی که شهید میشود، برنده است.
عباس آرانیان میگوید: از سال ۱۳۹۶ تاکنون افزایش چشمگیری در تعداد راویان بهویژه راویان جوان داشتیم، بهطوریکه سبب شد از سال ۱۴۰۰ راویان خانم نیز به مجموعه اضافه شوند.