کد خبر: ۱۴۲۱۳
۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
مسجد پنج‌تن آل‌عبا(ع) در دست جوانان محله می‌چرخد

مسجد پنج‌تن آل‌عبا(ع) در دست جوانان محله می‌چرخد

دوستی اعضای نوجوان گروه «محفل حضرت رقیه(س) متوسلین به امام زمان(عج)» از چند‌بازی ساده شروع شد، رفته‌رفته جان گرفت و حالا تبدیل شده است به محفل پرجنب‌وجوشی که بخش زیادی از فعالیت‌های مسجد را برعهده گرفته است.

در فضای مسجد دور هم حلقه زده‌اند و گرم صحبت هستند. با هیجان از فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی‌شان می‌گویند و آنها را ثمره همدلی و همراهی اعضای گروه طی این سال‌ها می‌دانند.

جوانان گروه «محفل حضرت رقیه (س) متوسلین به امام زمان (عج)» در مسجد پنج‌تن آل‌عبا (ع) محله شهید معقول از سال‌های کودکی، یکدیگر را می‌شناسند. ابتدا برای بازی دارت، فوتبال دستی و... به مسجد می‌آمدند، اما کم‌کم پاگیر شدند، رفاقت‌ها را پررنگ‌تر کردند و گروهشان را شکل دادند. حالا کل محله این گروه را می‌شناسند و آنها بیشتر فعالیت‌های مسجد را دست گرفته‌اند.

 

بازی و دوستی در مسجد

به‌سختی می‌توانیم زمانی مشخص را برای مصاحبه هماهنگ کنیم. بچه‌ها صبح تا بعدازظهر یا در مدرسه هستند یا سرِ کار، و شب‌ها هم آن‌قدر درگیر کار‌های گروه می‌شوند که فرصتی برایشان نمی‌ماند. بالاخره علی غلامی، چهره آرام و مصمم گروه، می‌تواند زمانی را هماهنگ کند؛ کسی که به نظر می‌رسد مسئول و سرپرست این گروه باشد. اصلا خود او بوده که چند‌سال پیش، همه را دور هم جمع کرده و هسته این محفل را ساخته است.

قصه این جمع صمیمی برمی‌گردد به هفت سال پیش؛ به همان روز‌هایی که رفاقتشان در مسجد ریشه دواند. علی وقتی از آن دوران حرف می‌زند، لبخند روی لبش می‌نشیند؛ «طبقه بالای مسجد دارت و فوتبال‌دستی داشتیم. ما بچه‌ها عاشق بازی بودیم. بعد نماز، همین‌که سلام آخر را می‌دادیم، می‌دویدیم بالا. همین رفت‌وآمدها، همین جمع‌شدن‌های ساده بعد نماز، کم‌کم بینمان دوستی ساخت.»

 

شروع  کار با ایستگاه صلواتی

این دوستی از چند‌بازی ساده شروع شد، رفته‌رفته جان گرفت، پررنگ شد و حالا تبدیل شده است به محفل پرجنب‌وجوشی که بخش زیادی از فعالیت‌های مسجد را روی دوش خودش گرفته است.

امیرعلی میرزایی، یکی دیگر از چهره‌های پرانرژی گروه، از روز‌های ابتدایی تشکیل گروه حرف می‌زند، وقتی که سن‌وسال کمتری داشتند و فعالیت‌های گروه توسط پدر‌های آنها انجام می‌شد؛ «اول اولش پدر‌های ما اینجا گروه فعال داشتند. بیشتر کار‌های مسجد دست آنها بود. ما فقط از دور نگاه می‌کردیم. کم‌کم، اما خودمان وارد میدان شدیم و الان دیگر پدر‌ها خیلی کمتر فعالیت‌ها را دست می‌گیرند.»

امیرعلی لبخند می‌زند و از روز‌هایی می‌گوید که فعالیت‌هایشان خیلی ساده‌تر بود؛ نه خبری از داربست بود، نه خیمه‌های بزرگ و برنامه‌ریزی‌های پیچیده‌ای که حالا دارند؛ «فعالیتمان را با ایستگاه صلواتی شروع کردیم. با هماهنگی همسایه‌ها، چندمیز دمِ درِ خانه‌ها می‌گذاشتیم، چند پارچ شربت و چند‌لیوان پلاستیکی. کل امکاناتمان همین بود.»

 

فرش کردن کوچه برای جشن بزرگ

حالا دیگر فعالیتشان به خیمه‌زدن در محرم و اعیاد خلاصه نمی‌شود؛ کارهایشان گسترده‌تر شده و رنگ‌وبوی تازه‌ای گرفته‌است. علی غلامی از مراسم عید غدیر می‌گوید؛ جشنی که به‌گفته او، این چند سال با تلاش همین گروه جوان، باشکوه‌تر و پررونق‌تر از گذشته برگزار می‌شود؛ «قدیم‌تر فقط داخل مسجد جشن گرفته می‌شد. ما بچه‌ها پیشنهاد دادیم کل کوچه فرش شود.»

قبل‌تر‌ بزرگ‌تر‌ها ما را جدی نمی‌گرفتند و حتی مسن‌تر‌ها گاهی سنگ‌اندازی می‌کردند و می‌گفتند مسجد جای عبادت است نه این کارها!

بعد اضافه می‌کند که چند‌روز پیش از مراسم، دور هم در مسجد می‌نشینند و برنامه‌ها را می‌چینند؛ «از مساجد و خانه‌ها فرش می‌گیریم و خلاصه کوچه را فرش می‌کنیم. کل محله را برای برگزاری جشن همراه می‌کنیم.»

علی جعفری، دیگر عضو فعال گروه، اما به بخش دیگری از فعالیت‌هایشان اشاره می‌کند؛ چیزی که به‌نظر خودش ستون اصلی انسجام این جمع است؛ «علاوه‌بر‌این کار‌های پراکنده، ما هیئت هفتگی هم داریم. همین تعهد هر هفته باعث شده است الان گروه کنار هم بماند و مداومت داشته باشیم.»

او می‌گوید در جلسات هفتگی روضه می‌خوانند و گاهی هم سخنران دعوت می‌کنند؛ «اول فقط خودمان شرکت می‌کردیم، اما حالا نوجوان‌های محله و حتی بزرگ‌تر‌ها هم می‌آیند.»

 

مسجد پنج‌تن آل‌عبا(ع) در دست جوانان محله شهیدمعقول

 

همراهی خوب اهالی

برای تأمین هزینه این فعالیت‌ها هر‌کدام هرچقدر که دارند از جیب می‌گذارند تا برنامه‌هایشان عملی شود. حالا تک‌تکشان سر کار می‌روند و با وجود وقت محدودی که دارند، گروه را رها نمی‌کنند. علاوه‌بر هزینه کردن از جیب و زمان هر‌کدام هم مهارتی دارند که سعی می‌کنند آن را در راستای پیشبرد کار‌ها به‌کار ببندند؛ مثلا امیرعلی که در کار تأسیسات است، خیلی وقت‌ها کار‌های لوله‌کشی مسجد را انجام می‌دهد.

معین‌رضا قرایی، دیگر عضو گروه که به گفته بچه‌ها در زمینه فضای مجازی مهارت دارد، کانال مجازی گروه را مدیریت می‌کند و عکس و فیلم‌های فعالیت‌ها را به اشتراک می‌گذارد. علی جعفری را آچار‌فرانسه گروه می‌دانند. هر‌کاری از دستش برمی‌آید و از هیچ فعالیتی دریغ نمی‌کند، از چای ریختن در مسجد برای مراسم تا روضه‌خوانی!

البته توضیح می‌دهند که حالا اهالی هم با آنها همراه شده‌اند. معراج سرحدی می‌گوید: قبل‌تر‌ها بزرگ‌تر‌ها ما را جدی نمی‌گرفتند و حتی مسن‌تر‌ها گاهی سنگ‌اندازی هم می‌کردند و می‌گفتند مسجد فقط جای عبادت است نه این کارها! حالا، اما همه به ما اعتماد کرده‌اند. خیلی وقت‌ها اهالی برای هزینه مراسم بانی می‌شوند و کمک می‌کنند.

 

می‌گویند مگر وقتت را از سر راه آورده‌ای؟

با وجود همه این واکنش‌های مثبت و دلگرم کننده، آنها از برخورد‌های نامناسب هم می‌گویند. اینکه خیلی‌ها این فعالیت‌ها را بی‌معنی می‌دانند. علی غلامی تعریف می‌کند: حالا در کمتر‌محله‌ای می‌توانی گروه جوانی را پیدا کنی که تا این حد به فعالیت‌های مسجدی پایبند باشند. خیلی وقت‌ها رفیق‌هایم به من می‌گویند مگر پول و وقتت را از سر راه آورده‌ای که حاضری بدون چشمداشت تا این حد برای محله و مسجد وقت بگذاری؟ اما من هدفم چیز دیگری است. دلم می‌خواهد این محله پیشرفت کند.

بچه‌ها از اهداف و انگیزه‌های دیگری هم حرف می‌زنند. معراج سرحدی که از دیگر اعضا کم‌سن‌وسال‌تر و کم‌حرف‌تر به نظر می‌رسد، می‌گوید: ما ده نفر حالا فقط یک گروه نیستیم و شبیه یک خانواده شده‌ایم. هر روز یکدیگر را می‌بینیم. با هم فوتبال بازی می‌کنیم، تفریح می‌کنیم و فعالیت‌های گروه را هم پیش می‌بریم. این گروه باعث شده است این همه سال دوستی و رفاقت ما حفظ شود.

 

* این گزارش دوشنبه ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۶۱ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44