غلامرضا رضانژاد از قدیم کشاورز بوده و هنوز هم خودش را کشاورز میداند. شغلی که فقط راه معاش نبوده، بلکه مسیر زندگیاش را هم تغییر داده است. از روزهایی میگوید که کشاورزی، او را به مهمترین انتخاب زندگیاش و ازدواج رسانده است.
«شهید معقول» محلهای است که در ابتدای بولوار حر قرار دارد و بدلیل سکونت خانواده شهید معقول در این محله به «شهید معقول» نامگذاری شد. مشاغل مختلفی همچون کارگاههای آهنگری و چاقوسازی از قدیم هنوز در شهیدمعقول نفس میکشند. با توجه به قدمت موسیقی مقامی و هنرمندان دوتار نواز؛ دوتارسازان چیرهدستی در این محله فعالیت دارند.
زهرا سلیمانشاهی تعریف میکند: خانه ما در پرجمعیتترین کوچه محله قرار داشت؛ کوچه شهید موسوینژاد۲۴ که آن زمان همه آن را به اسم «میلان۱۲» میشناختند. عصرها کار ما بچهها بازیکردن کنار در چوبی باغ بود.
راضیه هنرمند در دل سختیها مسیر رشدش را پیدا کرد و با پشتکار و سماجت به روزهای روشن زندگی رسید که همیشه رؤیایش را داشت. حافظ کل قرآن شدنش نتیجه سالها تلاش، ایستادگی و تسلیمنشدن دربرابر محدودیتها بود.
محمدامین رفیعی زمانیکه هشت سال سن داشته، یک داستان برای همسنو سالانش نوشته و بهصورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوهبر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
منزل شهید حسن ملازاده در محله شهید معقول پس از ۳۰ سال میزبان همرزمانش شد. این مهمانان، اعضای ستاد شهدای ادوات یگانهای رزم خراسان بزرگ هستند.
پدر، مادر و خواهر سالار عرب، همگی دستی در ورزش رزمی دارند، انگار او در باشگاه رزمی به دنیا آمده است.
این کتابخانه اینجا ۵هزار جلد کتاب دارد و ۱۵۰۰عضو فعال که روزبهروز بر تعدادشان افزوده میشود؛ اعضایی که بیشتر از محلههای اطراف مثل شهیدمعقول، شهید فولادی، شهیدغلامی و... به اینجا میآیند. نرجس عابدزاده یکی از دلایل این استقبال خوب را نبود مکانهای فرهنگی و تفریحی برای بچههای این منطقه میداند، درنتیجه بچهها با تمام وجود قدر این بستر را میدانند.