همدلی و احترام راز ماندگاری همسایهها در محله ارشاد
بلوک ۶۳ در خیابان شهید نوربخش ۱۷ در محدوده مجتمعهای ۵۱۲ محله ارشاد از آن بلوکهایی است که همسایههایش همیشه از حال هم خبر دارند و گفتوگویشان فقط به یک سلام و علیک ختم نمیشود. هروقت هرکدام نیاز به کمک داشته باشند، بقیه درست مثل اعضای خانواده کنارش هستند و مشکلش را حل میکنند.
به قول خودشان «چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار». همسایههای اینجا که شامل هشتواحد مسکونی است، آنقدر همفکر و همراه هستند که تا قبل از شیوع کرونا برای رفع مشکلات ساختمان ماهی یکبار در خانههایشان دور هم جمع میشدند و با گفتوگو و ارائه نظرات، بهترین راهحل را برای برطرفکردن مشکلاتشان انتخاب میکردند.
کمک حال همسایههای بلوک
مهین ضرابی از همسایههای قدیمی این بلوک، ۲۸سال پیش همراه خانواده به اینجا آمد تا به مدرسه دخترش نزدیکتر باشند. فضای سبز و هوای خوب پانصد و دوازده دستگاه آنها را جذب کرده است و حالا با اینکه سالها از درس و مدرسه دخترشان میگذرد، هنوز اینجا ماندگارند. مهینخانم و همسرش کمک حال همسایههای این بلوک هستند؛ هروقت هرکدام از همسایهها مشکلی دارند، اول سراغ آنها میآیند و فرقی هم ندارد چه ساعتی از شبانهروز باشد.
مهینخانم میگوید: یکماه پیش همسایه طبقه پایین با استرس به در خانه ما آمد و گفت که مادرش داخل سرویس بهداشتی به زمین خورده و نیاز به کمک دارد. همراه خانمهای مجتمع به کمکشان رفتیم و با کمک هم او را بلند کردیم و روی ویلچر گذاشتیم و روی تخت بردیم. همسایه در همین سختی و مشکلات باید به داد دل همسایهاش برسد. خوشبختانه همه ساکنان این مجتمع این حس مسئولیتپذیری را نسبت به یکدیگر دارند.
لطف جبرانناشدنی همسایهها
زهرا ملکی همسایه روبهروی مهینخانم است که بیستسال پیش ساکن اینجا شده است. او از خاطره روز اولی میگوید که مهینخانم ضرابی را دیده است و اینطور تعریف میکند: قبل از اینکه قولنامه خانه را بنویسیم، سراغ واحد روبهرو رفتم و مهینخانم هم با روی باز به همه سؤالاتم جواب داد. برایم مهم بود که همسایهها سر نصب آسانسور با هم توافق داشته باشند و مهینخانم خیالم را از این نظر راحت کرد و گفت که بقیه واحدها همه راضی هستند.
مهربانی، گذشت و یکرنگی باعث شده است همسایههای اینجا هیچوقت از هم دلگیر نباشند
زهراخانم هم مثل همسایههای دیگر هرکاری از دستش بربیاید برای آنها انجام میدهد. مثلا همین چند ماه پیش، وقتی همسایه دیگرشان، آقای جلالی به رحمت خدا رفت با همسایه دیگرشان که ساکن تهران است، صحبت کرد تا در طبقه او وسایل پذیرایی از مهمانان را آماده کنند.
زهراخانم میگوید: همه خانمهای مجتمع به خانه همسایمان رفتیم که تهران بود. هر کدام از خانمها هم یکی از مواد اولیه حلوا را همراه خودش آورده بود و کنار هم شروع کردیم به پختوپز. همانجا حلوا، خرما و میوه پذیرایی را برای چند روز آماده کردیم تا خانم جلالی خیالش از پذیرایی آسوده باشد.
پای کار همسایهها با کارهای کوچک
زهراخانم، همسایه طبقه پایین، پروین عبداللهی را معرفی میکند. یک فرهنگی بازنشسته که روی خوش، دلسوزی و مهربانیاش زبانزد همسایههاست. زهراخانم از همکاری و مشارکت پروینخانم در کارها برایمان مثال میزند و میگوید که در دورهمیهای ماهیانه که همه مهمان یک واحد بودند، چطور پروینخانم زودتر از بقیه خودش را میرسانده و با سلیقهای که دارد در کارها به میزبان کمک میکرده است تا همه کارها به دوش یکنفر نیفتد.
پروینخانم هم محیط امن، آرام و همسایههای خوب اینجا را به هر جای دیگر شهر ترجیح میدهد. او میگوید: مهربانی، گذشت و یکرنگی باعث شده است همسایههای اینجا هیچوقت از هم دلگیر نباشند. اگر مشکلی هم بین همسایهها پیش آمده است، با صحبت آن را حل کردهاند. مثلا جزو معدود بلوکهایی هستیم که آسانسور داریم و پلهها را بعداز سالها بازسازی کردهایم. همفکری، همدلی و احترام به یکدیگر باعث شده است همسایهها اینجا درکنار هم ماندگار شوند.
* این گزارش شنبه ۱۸ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۳۵ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.
