آیت الله محمدهادی عبدخدایی؛ شیخِ معتدل و معتقد
محمدرضا شهیدی| گرتو بهتر میزنی، بستان بزن! این را استاد گفت وقتی دانشجویی از خوانش دانشجوی دیگر، انتقاد کرد. او هم گرفت و خواند، اما بهتر نزد. استاد با همان لبخند همیشگی، جوری فضا را مدیریت کرد که لبخند روی لبان همه نشست. دانشجویان انتقاد شده و انتقاد کننده هم بیشتر از همه خندیدند. بعد خود استاد به ادامه متن پرداخت. شمرده و دقیق.
این تصویری است که مرا در یاد مانده است از کلاسی که واپسین سالهای دهه ۷۰ محضر استاد محمدهادی عبدخدایی داشتیم در دانشکده الهیات شهید مطهری دانشگاه فردوسی مشهد. آیت الله تازه از واتیکان برگشته بود. همین هم برای ما الهیاتیها جاذبه خاصی داشت تا درباره نگاه الهیاتی اهالی واتیکان بدانیم.
هر پرسش را با همان نگاه خاص و مهر پدرانه جواب میداد. خاطرات مجلس شورای اسلامی هم بود که گاه چاشنی درسها میشد و کلاس را متفاوت میکرد. به هر حال پسر شیخ محبوب ترک، آیت الله شیخ غلامحسین تبریزی، نماینده نخست مشهد بود در مجلس اول شورای اسلامی. مجلس دوم و چهارم هم مشهد و مشهدیها را نمایندگی کرد. نقشی سازنده داشت در تصمیمهای کلانی که برای کشور اتخاذ میشد. در انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان هم از جمله نامزدهایی بود که با اقبال همه گروهها روبه رو شد.
آیتالله عبدخدایی؛ مجتهد، سیاست مدار و دیپلماتی بود که با جان مایه شریعت به جهان سیاست نگاه میکرد
شخصیت معتدل و جامع الاطراف او باعث شد که در لیست جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، خبرگان مردم و لیستِ امید، قرار بگیرد. او همواره میکوشید که نقشی ایفا کند که در نقشه شخصیتی روحانی، دانشگاهی بر آن تأکید میشود.
او مجتهد، سیاست مدار و دیپلماتی بود که با جان مایه شریعت به جهان سیاست نگاه میکرد. آموختههای او از مکتب عالمان عالی قدری، چون حضرت آیت الله العظمی میلانی و حضرات آیات هاشم مدرس قزوینی، سید محمد محقق داماد، میرزا هاشم آملی و مرتضی مطهری از او شخصیتی ساخته بود ذوابعاد که در میانه میدان میایستاد. افراط و تفریط، در منهج رفتاری او راه نداشت.
میانه مردی بود در بحرانها که میتوانست امواج بلند را بخواباند به ویژه در میان نسل جوان و دانشجو که در گذر زمان کم گرفتار امواج نمیشوند. در سخت هنگامههایی چنین، استاداناند که باید دستشان را بگیرند و به ساحل آرامش ببرند.
استاد آیت الله دکتر محمدهادی عبدخدایی از این جمله بود. فلسفه خواندهای که زبان و منطق نسل نو را میدانست. فقیهی که به حقوق آنها واقف بود، بنابراین میتوانست سازنده باشد در برابر امواج تخریبگری که گاه حال و آینده نسل آینده ساز را هدف میگرفت. افسوس که باید فعلها را در شرح نام او به فعل ماضی نوشت، اما نام و یادش را همیشه میتوان به فعل مستقبل و رو به آینده خواند.
* این گزارش شنبه ۱۱ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۸۸ روزنامه شهرآرا صفحه آخر چاپ شده است.
