امید غلامی سالها از دروازه ابومسلم محافظت کرد
در محله تلگرد مشهد به دنیا آمد. از کودکی همه او را در زمینهای خاکی میدیدند؛ آن روزها دنیای «امید غلامی» کوچک را توپ چهلتکه و دو تیر دروازه پر میکرد. میگوید برادر بزرگش مشوق و انگیزه او برای انتخاب فوتبال بود. تیم «کارتن مشهد» اولین تیمی بود که او به صورت رسمی درون دروازهاش ایستاد و این روزها هم سنگربان تیم مشکیپوشان ابومسلم است.
غلامی یکی از استعدادهای محلهای است که نامهای آشنایی در فوتبال و فوتسال کشور دارد او توسط مجید حسنزاده کشف شد و با تلاش و پشتکاری که داشت به تیم نوجوانان ابومسلم راه یافت. غلامی چندباری هم به تیمملی نونهالان و جوانان دعوت شد، اما به دلایلی هیچوقت نتوانست لباس این تیم را بپوشد. این هفته این سنگربان جوان ابومسلم میهمان شهرآرامحله است تا درباره اهداف و زندگی ورزشیاش بیشتر بدانیم.
-همه فکر میکنند فوتبال را از تیمهای پایه ابومسلم آغاز کردی؛ درخصوص شروع فوتبالت بیشتر توضیح بده؟
من با ابومسلم شناخته شدم، اما فوتبالم را از تیم کارتن مشهد آغاز کردم. از سال۷۹ به ابومسلم رفتم و به دلیل بازی خوبی که داشتم به ردههای بالاتر رفتم.
-چند بار به تیمملی دعوت شدی، اما در فهرست نهایی نبودی؟
بله. من یکبار در زمانی که در تیم نونهالان بودم، به تیم ملی دعوت شدم که، چون خیلی کوچک بودم خانوادهام با رفتن من مخالفت کردند. البته به تیمملی جوانان هم برای دروازهبانی سوم دعوت شدم، اما به دلیل بعضی از مشکلات در لیست نهایی نبودم.
یکبار در زمانی که در تیم نونهالان بودم، به تیم ملی دعوت شدم
-به خاطر مشکلات شخصی یا فنی؟
بیشتر به خاطر پشتیبانی ندادن مسئولان ورزشی استان بود. در زمانی که من به تیمملی رفتم هیچ کس از مسئولان ورزشی استان نمیدانستند و فقط مدیرعامل باشگاه ابومسلم از این موضوع خبر داشت. هیچکس نبود تا از من حمایت کند و حداقل برای دلگرمی هم شده یک روز بر سر تمرین تیمملی بیاید.
-در این مدت که ورزش میکردی، درس را هم ادامه دادی؟
نه متاسفانه آنقدر درگیر فوتبال و تمرین بودم که از درس و کلاس دور شدم.
-درباره محلهات بگو؛ چقدر با محلهات و هم محلیهایت آشنایی داری؟
زیاد اهل دوستی و رفتوآمد نیستم. البته دوستانی در محله دارم که زحمت میکشند و مواقعی که بازی دارم برای تشویق به استادیوم میآیند، اما زیاد اهل رفیقبازی نیستم.
-وقتی در خانه هستی چه میکنی؟
در کنار خانوادهام هستم. آنها را هم حسابی فوتبالی کردهام اگرچه قبلا هیچ کدامشان به فوتبال علاقهای نداشتند. گاهی هم با یکی از دوستانم به پارک نزدیک خانهمان میروم و والیبال بازی میکنم؛ این رشته را خیلی دوست دارم.

-پس زیاد در کوچه و خیابان فوتبال بازی نکردهای و به اصطلاح بچه زمینهای خاکی نیستی؟
نه؛ من زیاد اهل این نبودم که در کوچه و خیابان بازی کنم. البته نگرش بدی پیدا کردهام، چراکه وقتی فوتبال را شروع کردم، سنم کم بود و یکبار با بچههای بزرگتر از خودم بازی کردم که به شدت مصدوم شدم؛ از آن روز به بعد خاطره بدی برایم باقی ماند.
-گفتی فوتبالت را به برادرت مدیونی؛ از بین مربیان چه کسی تو را کشف کرد؟
دروازهبانی مانند دیگر پستهای فوتبال نیست که در آنها هر چه سنت کمتر باشد بهتر است. برعکس دروازهبان کم سن و سال را کمتر بازی میدهند به این اعتقاد که او کمتجربه است. به همین خاطر من کم بازی میکردم. اما من در زمان کاظم غیاثیان پیشرفت کردم. او خیلی به من میدان داد و باعث شد من خیلی روحیه بگیرم. البته الان هم پیروانی به من روحیه میدهد و این موضوع باعث شده اعتماد به نفسم زیاد شود.
-محلهات امکانات لازم برای فوتبالدوستان را دارد؟
خیر؛ هیچ امکاناتی برای نوجوانان و جوانان ندارد. تنها امکانی که در محله ما وجود دارد، پارک است که آن هم برای تفریح است نه ورزش. البته زمین چمن راهآهن هم نزدیک محله ماست، اما اجاره آن زیاد است و هر کسی نمیتواند برای تمرین تیمش آنجا را اجاره کند.
-الگوی ورزشی امید غلامی چه کسی است؟
من کاسیاس را خیلی دوست دارم. البته در ایران هم شهاب گردان را خیلی قبول دارم.
-سقف آرزوهایت؟
دوست دارم همراه تیم ابومسلم به لیگبرتر صعود کنم. میدانم که در صورت صعود به لیگبرتر است که میتوانم به تیمملی برسم؛
-و حرف آخر؟
من از همه افرادی که برایم زحمت کشیدند تشکر میکنم. از آقایان مهاجرانی، داوود اعظم، شفیعی، حسین پاس، هادی برگیزر، شاپور رجبزادگان و نخودیان که حق بزرگی به گردن من دارند هم تشکر میکنم. از خانواده و برادرم هم تشکر ویژهای میکنم برای حمایتهایی که از من دارند.
*این گزارش یکشنبه، ۲۶ شهریور ۹۱ در شماره ۲۱ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.
