کد خبر: ۱۳۹۴۰
۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
بازخوانی گزارش نشریه انگلیسی از حضور نیرو‌های روسی در خراسان

بازخوانی گزارش نشریه انگلیسی از حضور نیرو‌های روسی در خراسان

سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی می‌بیند که قوای روسیه هیچ‌اقدامی برای خروج از ایران انجام نمی‌دهد، یک گزارش مفصل برای یکی از روزنامه‌های انگلیسی‌زبان مطرح آن روز‌ها می‌فرستد تا مردم جهان ببینند که روس‌ها به تعهداتشان پایبند نیستند!

درست یازده روز بعد از انتشار منشور «آتلانتیک» که طی آن چرچیل و روزولت، آزادی، استقلال و حق تعیین سرنوشت را برای همه ملل جهان شناخته بودند، کشور بی‌طرف ایران در سحرگاه روز ۲۵‌اوت ۱۹۴۱ میلادی (برابر با سوم شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی) از شمال و جنوب مورد‌تجاوز قرار گرفت و نیرو‌های شوروی و انگلستان به ایران حمله و آن را اشغال کردند.

این اشغال و خسارت‌های جبران‌ناپذیرش تا پایان جنگ جهانی دوم با اضافه شدن آمریکایی‌ها به بازی جنگ، ادامه داشت تا اینکه در کنفرانس «پوتسدام» که بین فاتحان جنگ، یعنی استالین، ترومن رئیس‌جمهور جدید و چرچیل (سپس اتلی، نخست وزیر جدید انگلستان)، منعقد شد، بالاخره مسئله تخلیه ایران از قوای بیگانه روس، انگلیس و آمریکایی نیز مطرح شد.

به دنبال این اعلامیه و کنفرانس وزیران سه دولت بزرگ پیروز جنگ، نیرو‌های آمریکایی و انگلیسی آماده رفتن شدند؛ زیرا باید تا دوم مارس‌۱۹۴۶ میلادی (۱۱‌اسفند‌۱۳۲۴ خورشیدی) از ایران خارج می‌شدند، اما برخلاف آنها نیرو‌های روسیه تا تاریخ مذکور هیچ‌اقدامی برای خروج از شهر‌های کشورمان انجام ندادند، انگار که هنوز قصد ماندن دارند.

آنچه در ادامه می‌آید بازخوانی گزارش نشریه دِ سفیر (THE SPHERE) انگلیس است که در تاریخ ۲فوریه‌۱۹۴۶میلادی، برابر با ۱۳بهمن۱۳۲۴خورشیدی منتشر شده و حرفش همین است که «مشهد هنوز در اشغال ارتش سرخ» قرار دارد.

 

امتناع روس‌ها از انجام تعهد‌های بین‌المللی

قبل از اینکه به گزارش نشریه دِ‌سفیر انگلیس بپردازیم، باید نگاهی بیندازیم به شرایط آن روز‌های ایران و مشهد و زمینه تصمیم‌ها و اقدامات نیرو‌های خارجی را بررسی کنیم. نخست اینکه کنفرانس پوتسدام از ۱۷ ژوئیه تا ۲ اوت‌۱۹۴۵ برگزار شد و یکی از موارد مطروحه در آن، مسئله تخلیه ایران از قوای بیگانه روس، انگلیس و آمریکایی بود.

به‌دنبال این کنفرانس، اعلامیه‌ای در همین خصوص منتشر شد که در آن قید شده بود: «موافقت به‌عمل آمده که قوای متفقین بلافاصله تهران را تخلیه نمایید ولی در‌مورد مراحل بعدی تخلیه ایران، در شورای وزیران سه کشور بزرگ که در سپتامبر ۱۹۴۵ در لندن منعقد خواهد شد، مذاکره به عمل خواهد آمد.»

چند روز بعد «بوین»، وزیر خارجه انگلستان، در کنفرانس وزیران خارجه سه دولت بزرگ، پیشنهاد کرد طبق پیمان سه‌جانبه، نیرو‌های متفقین شش‌ماه بعد از خاتمه جنگ با ژاپن یعنی تا دوم مارس‌۱۹۴۶ میلادی (۱۱‌اسفند‌۱۳۲۴ خورشیدی) خاک ایران را تخلیه کنند.

آمریکایی‌ها زودتر از همه و قبل از مهلت مذکور، ایران را ترک کردند. نیرو‌های انگلیسی نیز که به‌واسطه جنگ به ایران آمده بودند، در تاریخ یاد‌شده ایران را ترک گفتند، اما نیرو‌های شوروی که بیشتر در بخش شمالی ایران، به‌ویژه در شهر‌های خراسان و مشهد حضور داشتند، از تخلیه و واگذاری شهر‌ها خودداری کردند.

همین امر گویا مورد‌توجه «سر‌کلارمونت پرسیوال‌اسکرین»، سرکنسول انگلیس در مشهد، قرار گرفته است؛ زیرا نام او به عنوان عکاس تصاویر گزارش اعلام شده است، با این تفاصیل که به احتمال زیاد اطلاعات گزارش نیز توسط او داده شده است و این اقدام بیش از آنکه یک کار خبری یا روزنامه‌نگاری باشد، یک اقدام سیاسی در مقابل روس‌هاست که رقیب دیرینه انگلیسی‌ها در مشهد هستند.

 

عکاسی مأمور انتقال رضاشاه

اما چطور سرکنسول انگلیس موفق شده است که تصاویری از حرم‌مطهر‌رضوی تهیه و برای این گزارش منتشر کند، آن‌هم وقتی که یک دهه قبلش کنسولگری انگلیس به‌طور کلی در مشهد تحریم بود. موضوع از این قرار است که بیشتر هزاره‌ها و بربر‌های دخیل در واقعه گوهرشاد در سال‌۱۳۱۴ نیز در استخدام قشون انگلیس بودند، از این جهت رضاشاه انگلیسی‌ها را در شکل‌گیری این واقعه مقصر می‌دانست و همین‌امر سبب شد نقش کنسولگری انگلیس در مشهد بیش‌ازپیش کم‌رنگ و ضعیف شود و حتی کارش به تعطیلی (۱۹۳۶ میلادی) نیز بکشد، اما حملات هوایی روس‌ها در پنجم شهریور‌۱۳۲۰‌خورشیدی مثل یک معجزه، دوره تحریم کنسولگری بریتانیا در مشهد را شکست.

فتح‌الله پاکروان، استاندار وقت خراسان، پس از بمباران فرودگاه مشهد از «گایلز فردریک‌اسکوایر»، سرکنسول وقت انگلیس در مشهد و رئیس جامعه انگلیسی‌های مقیم مشهد، تقاضای کمک کرد. به‌این‌ترتیب هارت، کفیل کنسول انگلیس، به‌اتفاق دستیار هندی‌اش پس از سال‌ها توانست بدون اینکه تحت‌نظر نیروی شهربانی رضاشاه باشد، اطراف شهر را گردش و اطلاعاتی از اطراف شهر جمع‌آوری کند.

اگرچه دو روز بعد مشهد به‌عنوان یکی از مراکز ثقل متفقین در ایران، توسط روس‌ها اشغال نظامی شد، کنسولگری انگلیس برای روز‌های آتی، جایگاه ویژه خود را بازیافته بود و در سایه اینکه همچون روس‌ها قوای نظامی مستقر در شهر ندارد، توانست برنامه‌های فرهنگی متعددی در شهر اجرا کند و دل مردم مشهد را به‌نوعی به‌دست آورد.

کلارمونت‌پرسیوال‌اسکرین در این دوره وارد مشهد شد. او کنسول‌یار انگلیس در کرمان بود که بعد از اینکه مأموریت انتقال رضاشاه و همراهانش به جزیره موریس را انجام داد، از راه زمینی خودش را به مشهد رساند و از شنبه، ۱۱‌بهمن‌۱۳۲۰، در مقام سرکنسول انگلیس در مشهد خدمت خود را آغاز کرد.

یکی از اقدامات اسکرین و کنسولگری انگلیس راه‌اندازی شورای فرهنگی و تشکیل انجمن روابط‌فرهنگی ایران و انگلیس بود تا ذیل آن اموری، چون مسابقات ورزشی، نمایش فیلم، اجرای نمایش، بیمارستان حیوانات، تأسیس قرائت‌خانه و کتابخانه صورت بگیرد. علاوه‌بر‌این برخی احزاب تحت‌حمایت انگلیسی‌ها نیز در مشهد روزنامه چاپ کردند از جمله حزب دادگستران زیر نظر «تمدن‌الملک سجادی»، رئیس دایره انتشارات و تبلیغات کنسولگری انگلیس در مشهد، که روزنامه‌ای با همین عنوان نشر داد.

انگلیسی‌ها در این دوره رگ خواب مردم مشهد را به دست آورده بودند، به‌طوری‌که مردم تحت‌اشغال در بسیاری از برنامه‌های آنها حضوری پررنگ داشتند، یک نمونه آن نمایش فیلم «بانو منیاوا» بود که ۲۳‌اردیبهشت‌۱۳۲۳‌خورشیدی در سینما فردوسی به نمایش در‌آمد تا درآمدش صرف زنان بیوه و اطفال مقتولان نیروی هوایی متفقین شود.

به استناد گزارش شماره‌۲۸ روزنامه دادگستران اهالی مشهد طی دو روز نزدیک به ۲۰۰ هزار ریال به بیوه‌زنان و اطفال یتیم نیروی هوایی سلطنتی انگلیس اهدا کردند. این رقم آن‌قدر زیاد بود که سجادی، مسئول روزنامه، آن را حتی از کمک جمع‌شده در تهران هم بیشتر دانست.

از‌این‌رو بدیهی است که سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی می‌بیند که قوای روسیه بر خلاف قوای کشور مطبوعش هیچ‌اقدامی برای خروج از ایران انجام نمی‌دهد، گزارشی مفصل تهیه می‌کند و برای یکی از روزنامه‌های انگلیسی‌زبان مطرح آن روز‌ها می‌فرستد تا دیگر مردم جهان هم ببینند که روس‌ها به تعهدات بین‌المللی خود پایبند نیستند و چندین‌ماه بعد از پایان جنگ جهانی و بدون هیچ دلیل موجهی، ایران را همچنان در اشغال خود دارند.

 

روایت اهمیت مشهد

نشریه دِ‌سفیر، چاپ ۲‌فوریه‌۱۹۴۶میلادی (۱۳‌بهمن۱۳۲۴خورشیدی)، گزارش دو‌صفحه‌ای خود را با تیتر «مشهد، هنوز در اشغال ارتش سرخ» شروع می‌کند که زیر آن توضیح داده است: «شهری باستانی در منطقه مرزی شمال‌شرقی ایران». نویسنده که نامی از آن موجود نیست، در ابتدا نوشته است: «شهر مشهد، پایتخت قدیمی استان خراسان، از دیدگاه سیاسی و تجاری اهمیت قابل‌توجهی دارد. هم روسیه و هم بریتانیا با علاقه به آن می‌نگرند؛ روسیه به‌دلیل نزدیکی آن به مرز ترکمنستان و بریتانیا به‌دلیل روابط تجاری دیرینه‌اش با هند از طریق مسیر زمینی.

در طول سال‌های جنگ، اهمیت مشهد افزایش یافت، زیرا مستقیما در «شریان حیاتی» قرار داشت که از طریق آن، کامیون‌های «شرکت بازرگانی انگلستان» (United Kingdom Commercial Corporation) تدارکات با اولویت بالا را از هند به مرز ماورای خزر در باجگیران، واقع در چهل‌مایلی عشق‌آباد، پایتخت ترکمنستان شوروی، حمل می‌کردند.»

از موضوع اشغال که بگذریم، واقعیت اینجاست که اشغالگران از زمان ورود به ایران سیستم حمل‌ونقل کشور را در کنترل خود گرفتند و خود شبکه‌های جدیدی به وجود آوردند که سرویس حمل‌ونقل کمکی شرق ایران یا «اپاتز» و «یو. ک. سی. سی» از آن جمله بود. یو. ک. سی. سی یا همان «شرکت بازرگانی انگلستان» در اختیار انگلیس بود و گاراژ آن در مشهد معروف به گاراژ تفنگچی‌ها، یکی از مهم‌ترین گاراژ‌ها بود که نه‌تنها با همکاری افغان‌ها و هندی‌های ماشین‌دار مشهد، امور حمل‌ونقل قوای متفقین را انجام می‌داد که تولید پوتین و کفش برای سربازان ارتش سرخ را نیز بر عهده داشت.

در کنار این مقدمه، دورنمایی از «گنبد‌ها و مناره‌های مشهد» چاپ شده که به نظر می‌رسد از جانب شمال‌شرقی شهر گرفته شده و ذیل آن نوشته شده است: «نمایی عمومی از فراز بام‌های این شهر قدیمی در شمال‌شرقی ایران، مرکز استان خراسان، جایی که نیرو‌های روسی از اوت‌۱۹۴۱ در آن مستقر بوده‌اند. مشهد در حال حاضر به‌دلیل نزدیکی به روسیه از اهمیت سیاسی قابل‌توجهی برخوردار است.»

 

چهره آشنای اشغال

ادامه این گزارش با تصویری است که اسکرین از قدم‌زدن سربازان روسی در جلوی کنسولگری انگلیس در خیابان پهلوی گرفته است. در زیر این تصویر نوشته شده است: «اعضای نیروی اشغالگر در یکی از خیابان‌های اصلی مشهد، جایی که پس از پنج سال خدمت در پادگان، به چهره‌هایی آشنا تبدیل شده‌اند. در پس‌زمینه، کنسولگری کل بریتانیا دیده می‌شود.»

خراسان در طول سال‌های جنگ نقشی حیاتی ایفا کرد و مقادیر زیادی از تدارکات از این استان عبور می‌کردند

به عقیده نویسنده حضور طولانی‌مدت روس‌ها در مشهد باعث شد که مردم این شهر آنها را به چهره بشناسند. در ادامه تصویر گروهی از مردان و پسران ترکمن را می‌بینیم که به‌عنوان «مردم مرز شمال‌شرقی ایران» معرفی شده‌اند و می‌خوانیم: «این مردمان ترکمن در منطقه کوهستانی ناهموار شمال مشهد، در نزدیکی مرز جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان شوروی زندگی می‌کنند.»

 

لگدی به طرح رضاخان

اما صفحه اول این گزارش یک تصویر ویژه و بزرگ دارد از زنی با روبنده در کوچه‌ای در بیرجند. دلیل حضور این تصویر گریزی است که نویسنده به موضوع کشف حجاب رضاخانی در سال‌۱۳۱۴‌خورشیدی و شکست خوردن آن زده است. نویسنده در ادامه به نقش پررنگ بیرجند یا همان قهستان کهن در مسیر کمک‌رسانی متفقین به قوای شوروی و حرکت کامیون‌های «شرکت بازرگانی انگلستان» پرداخته و تأکید کرده که از این مسیر، حدود ۷هزار تن تدارکات حمل شده است.

در این قسمت که عنوان آن «چهره‌ای با روبنده در بیرجند باستانی» است، چنین می‌خوانیم: «نگاهی به زندگی در شهر قدیمی قهستان، پیش از آنکه رضاشاه پهلوی حجاب را برداشت و تلاش کرد آداب و رسوم غربی را در سراسر کشور ایران نهادینه کند. در طول سال‌های جنگ، بیرجند از آن شهر خواب‌آلود چند‌صد‌ساله فاصله گرفت و به یک نقطه کلیدی در مسیر «کمک‌رسانی شرق ایران به روسیه» تبدیل شد؛ مسیری که شرکت بازرگانی انگلستان از طریق آن حدود ۷هزار تن تدارکات با اولویت بالا را از خط آهن هند در زاهدان حمل می‌کرد.»

 

از آذربایجان تا خراسان

اما صفحه دوم گزارش روزنامه دِ‌سفیر انگلیس با یک نقشه سه‌بعدی و بزرگ از شمال ایران شروع می‌شود تا گستره مناطق تحت‌اشغال روسیه به‌خوبی به مخاطب نشان داده شود. در این نقشه که توسط مؤسسه یا گروه «پرسی‌هوم» طراحی شده است، از آذربایجان تا خراسان به‌عنوان منطقه‌های تحت‌اشغال ارتش سرخ دیده می‌شود و ذیل آن می‌خوانیم: «جایی که نیرو‌های روسی پس از پنج سال هنوز در اشغال خود دارند؛ نمایی ترسیمی از شمال ایران که در غرب، استان آذربایجان را نشان می‌دهد که به‌شدت تحت حوزه نفوذ روسیه درآمده است و در شرق، استان خراسان که از سال‌۱۹۴۱میلادی [۱۳۲۰ خورشیدی]توسط ارتش سرخ اشغال شده است.

تاکنون، ناآرامی‌های سیاسی کمی در خراسان رخ داده و این استان در‌حالی‌که رویداد‌های دراماتیک در مناطق شمال‌غربی کشور در جریان بوده، در حاشیه باقی مانده است. با‌این حال، خراسان در طول سال‌های جنگ نقشی حیاتی ایفا کرد و مقادیر زیادی از تدارکات در مسیرشان از هند به روسیه، از این استان عبور می‌کردند.»

منظور از رویداد‌های دراماتیک در مناطق شمال‌غربی کشور همان وقایعی است که تلاش دارد با پشتیبانی و حمایت روسیه، آذربایجان را به‌عنوان یک بخش خودمختار از پیکره ایران جدا کند.

 

رقص روسی در قلب مشهد

تصویر بعدی این گزارش با عنوان «ارتش سرخ در حال تفریح» سربازان روسی را در حال رقصیدن و شادی در زمین فوتبال دبیرستان فردوسی مشهد نشان می‌دهد که گویا در جریان یکی از برنامه‌های فرهنگی اشغالگران گرفته شده است. داستان از این قرار است که اشغالگران برای همراه کردن مردم برنامه‌ها و جشن‌های متنوعی برپا می‌کردند و تلاش می‌کردند از طریق این برنامه‌ها چهره موجهی از خود نشان دهند که البته می‌توان گفت تا حد زیادی نیز موفق بودند.

زیر این عکس نوشته شده است: «امروزه، پس از پنج سال، سربازان ارتش سرخ همچنان در خیابان‌های مشهد قدم می‌زنند و به‌راحتی در سراسر استان خراسان مستقر شده‌اند. خروج نهایی آنها احتمالا هم‌زمان با خروج نیرو‌ها از شمال‌غرب کشور خواهد بود، منطقه‌ای که اکنون، همان‌طور که همه دنیا می‌داند، به یک حوزه نفوذ بسیار قوی شوروی تبدیل شده است.

مشهد، شهری با ۱۷۶هزار نفر جمعیت است و قرن‌هاست که زیارتگاه بزرگی برای مسلمانان فرقه شیعه محسوب می‌شود که به حرم مطهر[امام]رضا [(ع)]مشرف می‌شوند. مرز ایران و روسیه در شمال‌شرقی مشهد و در امتداد رشته‌کوه مرزی «آخال-تکه» قرار دارد. در فاصله کوتاهی از غرب شهر، نیشابور قرار دارد که به‌واسطه ارتباطش با عمر خیام شهرت یافته است.»

اما زیر این مطلب تصویری از ورودی «کنسولگری کل بریتانیا در مشهد» چاپ شده و در توضیح آن باز هم از نقش مشهد در جریان کمک‌رسانی به روسیه نوشته شده است: «ورودی باشکوه مقر نماینده ما در استان خراسان، یک بنای معماری آشنا در خیابان پهلوی. مشهد، شهری با ۱۷۶هزار نفر جمعیت، در طول سال‌های جنگ اهمیت جدیدی یافت و تردد مداوم متفقین در خیابان پهلوی جریان داشت، زیرا کامیون‌ها با تدارکات برای نیرو‌های روسی به سمت شمال حرکت می‌کردند. این مسیر یک جایگزین بسیار مهم برای خط آهنی بود که از خلیج فارس تا دریای خزر متداد داشت.»

 

شکوه و جلال مشهد

ویژه‌ترین تصویر این گزارش، تصویری است که اسکرین به‌عنوان یک غیرمسلمان یا کافر از داخل مجموعه حرم گرفته است. در این تصویر منحصر‌به‌فرد علاوه بر بخشی از گنبد و مناره طلای حرم، ایوان طلا و سقاخانه نادری دیده می‌شود، اما باز هم موضوع اصلی حضور اسکرین در حرم است.

اگرچه آنتونیو‌جیانوزی، افسر ایتالیایی در خدمت ارتش ایران، به‌عنوان نخستین خارجی غیرمسلمان در سال‌۱۲۳۹ خورشیدی از داخل حرم عکاسی می‌کند، عکاسی از داخل حرم توسط خارجی‌ها همیشه یک تابو است، کما اینکه بنابر روایات، نیکولای خانیکوف، سفرنامه‌نویس و جغرافی‌دان مشهور روسی، نیز در همین دوره یک عکاس همراه خود داشته است، اما با مخالفت و برخورد مسلمانان چنین امکانی را پیدا نمی‌کند.

از این روی، حضور و عکاسی سرکنسول انگلیس در حرم به سال‌۱۳۲۴ خورشیدی یک اتفاق ویژه است، کما اینکه در متن زیر، عکس حرم نیز تأکید شده که تا ۱۰‌سال قبل هیچ غیرمسلمانی اجاره ورود به حرم را نداشته است.

اما باید گفت که اسکرین نخستین کنسول انگستان نیست که پا به داخل حرم می‌گذارد، پیش از او و در جریان گلوله‌باران گنبد رضوی توسط روس‌ها، یا همان عاشورای ثانی در سال‌۱۲۹۱ خورشیدی، کنسول وقت انگلیس چنین امکانی را پیدا می‌کند تا بلکه میزان جنایات روس‌ها را ببیند و کاری کند. بعد از حضور او هم تصویری از گنبد مجروح حرم گرفته می‌شود، اما تصویر مذکور از پشت‌بام خانه‌های هم‌جوار است و نه از داخل مجموعه حرم.

به‌هر‌روی، ذیل این تصویر منحصر‌به‌فرد که با‌توجه‌به لباس حاضران در تصویر به احتمال فراوان در روز‌های نزدیک به چاپ گزارش، یعنی همان زمستان یا پاییز سال ۱۳۲۴ خورشیدی گرفته شده، چنین آمده است: «شکوه و جلال مشهد».

در ادامه هم نوشته‌اند که «صحن بزرگ حرم امام‌رضا [(ع)]، مکانی که سالانه مورد زیارت ایرانیان معتقد به فرقه شیعه محمدیان قرار می‌گیرد. در سمت چپ پیش‌زمینه، سقاخانه طلایی نادرشاه قرار دارد. گنبد، مناره و فضای داخلی رواق با ورق طلا روی مس و با نقوش اسلیمی رنگارنگ و کتیبه‌هایی از قرآن پوشیده شده است که بر روی کاشی‌کاری قرون وسطایی با مهارت عالی نوشته شده است.

تا سال‌۱۹۳۶میلادی هیچ کافری اجازه ورود به محوطه حرم را نداشت، اما رضاشاه پهلوی بر مقاومت ملایان غلبه کرد و این مکان مقدس را برای بازدیدکنندگان از همه ادیان باز گذاشت؛ با‌این‌حال، غیرمسلمانان باید توسط نگهبانان همراهی شوند.»

تصویر نشریه THE SPHERE از کتابخانه بریتانیا برداشته شده است.

 

 

* این گزارش چهارشنبه یکم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۸۱ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44