روزنامه

انتقال کشتارگاه به محمدآباد در سال ۱۳۰۷، تنها جابه‌جایی یک محل ذبح نبود، بلکه تلاشی برای مهار هرج‌ومرجی بود که در آن، قصاب‌ها در خانه‌هایشان مسلخ غیرقانونی برپا می‌کردند و گوشت‌های آلوده با الاغ و گاری‌های فرسوده به در دکان‌ها می‌رسید و سلامت شهر را به تاراج می‌برد.
علی توپ‌ریز، خبرنگاری است که ۱۰ دی سال ۱۳۵۷ برای تهیه گزارش به میان جمعیت رفت و یک‌باره با صحنه‌های دلخراشی رو به رو شد. او با دو همکار دیگرش، تنها خبرنگاران حاضر در روز‌های منتهی به انقلاب مشهد بودند.
این گزارش روایت تلخ خبرنگاری است که تا زنده بود، هیچ مسئولی در این شهر یک‌بار اسمش را به نیت قدرشناسی بر زبان نیاورد، تا بعد از آن او آینه‌ای باشد رو به همه کسانی که برای اعتلای فرهنگ خون دل خورده‌اند و قدر ندیده‌اند.
وقتی به وسعت‌دادن خیابان در دوره محمدولی‌خان اسدی نگاه می‌کنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که به‌راحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان می‌دهد که چنین نبوده است.
کمال‌الملک، نقاش نامدار ایران، در سال‌های پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسین‌آباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.
مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدین‌شاه شاهد درگیری‌های جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدین‌شاه که برای سفر‌هایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمد‌های آستان قدس چشم داشت.
در مشهد دهه ۳۰ قرن ۱۴ خورشیدی، چنان‌که اسناد نشان می‌دهد، مسئولان قرار می‌گذارند برای برپا کردن مجسمه محمدرضاشاه در یک جای مناسب یک میدان جدید در شهر بسازند اما به دلایلی این اتفاق هیچ‌گاه به سرانجام نمی‌رسد.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانی‌ها پدیده‌ای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزه‌های مذهبی مظفرالدین شاه برای روشن‌کردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمین‌های دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
اکرم عباسی در جشنواره خوارزمی سال ۸۸ به عنوان طراح برگزیده استان شناخته شد، اما فعالیت‌های این نخبه محله بهارستان، تنها به کسب مقا‌م علمی محدود نمی‌شود؛ او در محله‌اش نیز سعی دارد سطح فرهنگی اهالی را ارتقا دهد.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبر‌هایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلم‌هایی است که دسته‌ای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشته‌اند.
این گزارش، روایتی است از کندوکاو در مطبوعات قدیمی برای بازخوانی تاریخچه نخستین نمایشگاه‌های مشهد و ماجرای ساخت عمارت باشکوهی که در دل باغ ملی، به «خانه صنعت خراسان» بدل و نخستین محل دائمی نمایش کالا‌های خراسانی شد.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربه‌های ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانه‌ها، معمولا گزمه‌های کارآزموده‌ای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارت‌های نظامی می‌توانستند از عهده تأمین امنیت شهری به‌خوبی برآیند.
آنفلوانزا در دهه چهارم قرن ۱۴ خورشیدی درمان‌پذیر است ولی، اما و اگر‌هایی دارد؛ اما و اگرش هم در تقویت بنیه آدمی و داشتن امکانات مبارزه با بیماری است. چیزی که اغلب مردم فقیر ایران ندارند.
قبل از فعالیت روزنامه، «هفته‌نامه شهرآرا» در ۱۶سال فعالیت خود شاهد اتفاقات بسیاری بوده است؛ از انتشار ضمایم بیمه خبرنگاران تشکیل سازمان آگهی‌ها گرفته تا توقیف. ۱۷ اردیبهشت، سی‌امین سالگرد انتشار «هفته‌نامه شهرآرا» ست و آنچه می‌خوانید نگاهی گذراست به تاریخ ۱۶ سال انتشار آن؛ از گاهنامه تا پایان هفته‌نامه.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابون‌پزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر می‌رسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شده‌بود که کارگاه‌های مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولین‌بار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
وجود کتاب‌فروشی «نوروزعلی کتاب‌فروش» در مشهد، دست‌کم به یک دهه قبل از آگهی مربوط به روزنامه خراسان در دوره مشروطه باز می‌گردد. اولین آگهی فروش کتاب هم توسط این کتاب‌فروشی در روزنامه ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ منتشر شد.
شهریورماه سال۱۳۲۰، روس‌ها مشهد را به اشغال خود در می‌آورند و وضعیت معیشتی مردم تحت‌تأثیر آن قرار می‌گیرد. آشفتگی بازار در این شرایط، صدای اعتراض مردم از کمبود مواد غذایی و دیگر اجناس ارزشمند را بلند کرده بود و احتکارها شروع شد.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروان‌های تاجران و زائران را لخت می‌کنند.
نخستین آمار رسمی ایرانی‌ها خرداد سال ۱۳۱۸ شروع شد اما ۱۰ آبان‌ماه به مشهد رسید؛ آمارگیری که هیچ‌گاه به پایان نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
مجدالعلی بوستان، روزنامه‌ای ادبی، علمی و تاریخی با نام «بوستان» را «سه شنبه ۱۵مهر ۱۳۰۳» در مشهد راه می‌اندازد. بعد از آبان ۱۳۰۵، مدتی کوتاه انتشار «بوستان» را در تهران ادامه می‌دهد.