مرحوم آموزگار یک عمر در خدمت به فرهنگ و تربیت زحمت کشید و از ۳۵ سال قبل، مراحلی در تعلیم و تربیت و مدیریت دبستان رضوی و مدیریت روزنامه آفتاب شرق طی و وظیفهای را که در زندگانی بر عهده داشت، ادا نمود..
نخستین گام نظاممند در زمینه استانداردسازی اوزان و مقادیر در ایران، با کمکگرفتن از وزارت خارجه انگلیس در سال ۱۳۰۲ خورشیدی با طرح موضوع استقرار نظام متریک در مجلس شورای ملی برداشته میشود تا اینکه دو سال بعد، قانونی برای آن طرح میشود.
بعد از مکتبخانهها و مدارس حوزوی، نخستین قدم برای تأسیس مدرسه جدید در مشهد را میرزا حسن رشدیه برمیدارد. او در سال ۱۳۰۵ قمری، پس از آنکه افراد تندرو و متعصب تبریز برای چندمین بار مدرسه او را خراب میکنند، به مشهد میآید.
مرتضیمیرزا قهرمان در نخستین شمارههای جریده خورشید با نگارش مقالات و سلسله گزارشهایی، جامعه، مسئولان و نخبگان شهر را برمیانگیزد تا برای ارتش خراسان هواپیما بخرند. آن زمان حدود بیست سال از اختراع هواپیما گذشته بود.
در اواخر قاجار و در دوران ریاست برونیکوفسکی سوئدی، محبس نظمیه مشهد انباشته از مجرمانی بود که پرونده و حکم معلومی نداشتند.
ورود صولتالسلطنه به خراسان و استقرارش در مشهد، شعلههای آخرین شورش عشایری تاریخ معاصر را میپراکند؛ شورشی که ظرف چند هفته بخشهای وسیعی از تایباد، تربتجام، باخرز، خواف، سرخس و فریمان را تحت کنترل تفنگچیان هزاره درمیآورد.
خبرنگار روزنامه «اطلاعات»، در مهرماه سال ۱۳۲۴ خورشیدی، سری به گرمخانه مشهد زده است و آنجا را به زندانهای هیتلر و کارکنانش را با سربازان هیتلر مقایسه کرده و اقرار کرده که آنها در قساوت قلب و آدمکشی گوی رقابت را ربودهاند.
ورق زدن مطبوعات دوره ناصری نشان میدهد که نام «نظمیه» از همان سالها در خبرهای شهر مشهد به چشم میخورد. با وقوع مشروطه و شکلگیری ادارات «محبس نظمیه» بهعنوان نهادی ساختارمند در خبرها پدیدار میشود.
تدریس و رواج آموزش زبان فرانسه در دوره قاجار در مشهد سبب میشود که زبان فرانسه در سالهای پایانی قاجار به زبان اول خارجه در مشهد بدل شود و تا سالهای اشغال مشهد، پس از شهریور ۱۳۲۰خورشیدی، نیز در همین جایگاه بماند.
در غیاب عدلیه و نظمیه نوین در دوره قاجار، تعداد محبسهای مشهد را کسی نمیدانست. هر صاحبمنصبی میتوانست گوشهای از خانه یا محل کارش را به زندان تبدیل کند و کمتر کسی از فرد زندانیشده حمایت میکرد.
انتقال کشتارگاه به محمدآباد در سال ۱۳۰۷، تنها جابهجایی یک محل ذبح نبود، بلکه تلاشی برای مهار هرجومرجی بود که در آن، قصابها در خانههایشان مسلخ غیرقانونی برپا میکردند و گوشتهای آلوده با الاغ و گاریهای فرسوده به در دکانها میرسید و سلامت شهر را به تاراج میبرد.
علی توپریز، خبرنگاری است که ۱۰ دی سال ۱۳۵۷ برای تهیه گزارش به میان جمعیت رفت و یکباره با صحنههای دلخراشی رو به رو شد. او با دو همکار دیگرش، تنها خبرنگاران حاضر در روزهای منتهی به انقلاب مشهد بودند.
این گزارش روایت تلخ خبرنگاری است که تا زنده بود، هیچ مسئولی در این شهر یکبار اسمش را به نیت قدرشناسی بر زبان نیاورد، تا بعد از آن او آینهای باشد رو به همه کسانی که برای اعتلای فرهنگ خون دل خوردهاند و قدر ندیدهاند.
وقتی به وسعتدادن خیابان در دوره محمدولیخان اسدی نگاه میکنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که بهراحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان میدهد که چنین نبوده است.
کمالالملک، نقاش نامدار ایران، در سالهای پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسینآباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.
مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدینشاه شاهد درگیریهای جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدینشاه که برای سفرهایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمدهای آستان قدس چشم داشت.
در مشهد دهه ۳۰ قرن ۱۴ خورشیدی، چنانکه اسناد نشان میدهد، مسئولان قرار میگذارند برای برپا کردن مجسمه محمدرضاشاه در یک جای مناسب یک میدان جدید در شهر بسازند اما به دلایلی این اتفاق هیچگاه به سرانجام نمیرسد.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانیها پدیدهای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزههای مذهبی مظفرالدین شاه برای روشنکردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمینهای دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
اکرم عباسی در جشنواره خوارزمی سال ۸۸ به عنوان طراح برگزیده استان شناخته شد، اما فعالیتهای این نخبه محله بهارستان، تنها به کسب مقام علمی محدود نمیشود؛ او در محلهاش نیز سعی دارد سطح فرهنگی اهالی را ارتقا دهد.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبرهایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدینشاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلمهایی است که دستهای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشتهاند.