صبر اهالی صابر برای مسجددارشدن
وجود چند سنگ مزار، شاید یکی از ویژگیهای متفاوت مسجد امامزمان (عج) در صابر۵ باشد که به تاریخچه آن اشاره دارد؛ مسجدی در محله شقایق ۲ که درکنار قبرستان بنا شده و یکی از سنگهای مزاری که در آن وجود دارد، متعلقبه پدر کسی است که پیشنهاد ساخت مسجد در این مکان را داده است. خشتخشت این بنا با پول اهالی خریداری شده که بیشترشان از قشر کارگر و بنّا هستند. آنها در ادامه با دستان زحمتکش خود، بدون دریافت هیچ مزدی، مسجد را ساختهاند.
در این مکان معنوی، درکنار برگزاری مراسم معمول، برای بانوان نیازمند و سرپرست خانواده، کلاسهای اشتغالزایی برگزار میشود، گرفتاران در دام اعتیاد در مسیر ترک قرار میگیرند و بستههای معیشتی تهیه و به نیازمندان اهدا میشود.

ساخت مسجد در مجاورت قبرستان
سربالایی کوتاه، اما درعینحال تند و نفسگیر صابر ۵ را که بالا میرویم، به مسجد و حسینیه امامزمان (عج) میرسیم و به محض واردشدن از در، چند سنگ مزار در حیاط مسجد، توجهمان را جلب میکند. تاریخ وفات روی سنگها مربوط به اوایل دهه۶۰ است؛ آن زمان این محل قبرستان قلعه «نهدره» بوده و حالا حیاط مسجدی است که در آن با چندنفر از قدیمیها قرار ملاقات و گفتوگو داریم.
محمد ندافی که از ۳۷سال پیش در این محل سکونت دارد، میگوید: در زمانهای مختلف، در این محدوده ساختوساز غیرمجاز انجام شده است. دهه۸۰ متوجه شدیم میخواهند زمینهای اطراف قبرستان را غیرمجاز بسازند.
غلامحسن دلجو، تنها پسر مرحوم شیخ الله داد دلجو، پیشنهاد داد قبل از اینکه در زمین مرحوم پدرش ساختوساز غیرمجاز صورت گیرد، در آن مسجد بسازند. به گفته او آن زمان در این محل هیچ مسجدی نبوده و ساکنان از این پیشنهاد استقبال میکنند.
آجر به آجر با پول اهالی
او تعریف میکند: هیئتی داشتیم به نام محبانالمهدی (عج). اوایل که جمعیت هیئت کم بود برنامهها در منازل برگزار میشد ولی بعد که تعداد اعضای آن زیاد شد جایی برای برگزاری مراسمی مانند عزاداری روزهای عاشورا و تاسوعا نداشتیم. در همین زمین مسجد، چادری شبیه خیمه زده بودیم و در آن مراسم برپا میکردیم.
به گفته او، بعد از پیشنهاد پسر مرحوم دلجو، ابتدا زیر چادر، بنای کوچک و اتاقکمانندی را بهعنوان مسجد دایر کردند. مجید نجاران ادامه میدهد: زمستان درحالیکه روی چادر، پر از یخ و برف بود، ما آجر و گل را روی هم میگذاشتیم. جعبههای حلبی پنیر را آورده بودیم و در آن آتش روشن میکردیم تا بتوانیم کار کنیم. آجربهآجر این بنا با پول مردم و دستهای خودشان ساخته شده است.
محمدآقا میگوید: اغلب مردم اینجا کارگر و بنّا هستند. هزارتومان، هزارتومان پول میدادند و برای اینجا آجر و مصالح میخریدیم. حتی مبالغ کمتر هم اهدایی داشتیم. بعد هم خودشان میآمدند آن را میساختند. به تدریج زمینهای اطراف را خریدیم که در مجموع ۶۵۰ مترمربع شد.
کلاس قرآن مرحوم عطار
ندافی که در کارهای ساختوساز دستی دارد و اهالی او را بهعنوان مهندس مسجد میشناسند، میگوید: سال۸۲ که ساخت مسجد شروع شد، من در بهشترضا (ع) یک پروژه داشتم. یکیدو نفر از نیروهایم، آنجا میچرخیدند و از مردم برای ساخت این مسجد کمک مالی جمع میکردند.
اغلب مردم اینجا کارگر و بنّا هستند. هزارتومان، هزارتومان پول میدادند و برای اینجا آجر و مصالح میخریدیم
او یادی از مرحوم ولیالله فاطمی میکند و میگوید: خدارحمتش کند. میرفت سمت بولوار ویلا و از مردم آنجا هم پول برای ساخت این مسجد جمع میکرد.
او در ادامه یک خدابیامرزی دیگر برای مرحوم علیاصغر عطار میفرستد و ادامه میدهد: پیرمرد مهربانی بود. در مسجدبه بچهها قرآن یاد میداد. خیلی از بچههای محل قرآنخواندنشان را مدیون او هستند. خود من در کلاسهایش بودم و هنوز قرآنی که با آن میخواندم، در مسجد است.
اقامه اولین نماز جماعت با بچهها
حجتالاسلاموالمسلمین غلامرضا غلامی که امام جماعت مسجد است، میگوید: سال۹۵ که مسجد رسما افتتاح شد من به اینجا معرفی شدم. قبل از آن امام جماعت رسمی و دائمی نداشتند، اما در مناسبتها، روحانیهای مختلف میآمدند.
او تعریف میکند: روز اولی که آمدم، بچهها داشتند اینجا فوتبال بازی میکردند. گفتم بیایید با هم نماز بخوانیم. نماز را با بچهها خواندم و بعدش رفتم با آنها بازی کردم.
غلامی همچنان ارتباطش را با بچهها حفظ کرده است. با آنها به کوه میرود، فوتبال و تنیس روی میز بازی میکند، مسابقه میگذارد و جایزه میدهد. برای همین هم در بیشتر برنامههای مسجد، تعداد زیادی کودک و نوجوان حضور دارند.
او میگوید: یک سال زمستان که برف و باران آمده بود، وقتی آمدم، دیدم شیب آب به سمت نمازخانه بوده و تمام مسجد، کتابخانه، فرشها و... زیر آب رفته است. رفتیم مسیر آب را تعویض و بعدتر دیوار را ایزوگام کردیم تا آب به داخل نیاید.
به نظر او با اینکه این مسجد هیچ منبع درآمدی ندارد، خانه امید خیلیهاست. او اتاقهای کنار مسجد را نشان میدهد و میگوید: در اینها کلاس اشتغالزایی برگزار کردهایم. علاوهبراین صبحها در اینجا مهدکودک با هزینه بسیار ناچیزی دایر است.

تأثیر مسجد در زندگی اهالی
امام جماعت مسجد توضیح میدهد: خیلی از مردم اینجا با مشکلات مالی مواجهاند و از طریق همین مسجد به آنها کمک میکنیم. پانزدهچرخ خیاطی توسط خیران به بانوان بدسرپرست و بیسرپرست داده شده که از محل آن درآمد دارند. بستههای معیشتی برای نیازمندان تهیه میشود. تیم پزشکی برای ویزیت مردم میآوریم. کلاسهای ترنم زندگی و خانواده و کلاسهای انجمن معتادان گمنام در اینجا برگزار میشود.
نجاران که موضوعی یادش آمده است، تعریف میکند: یک بار اعضای انجمن معتادان گمنام، ما را به برنامهشان در مسجد دعوت کردند. همینطورکه صحبتهایشان را میشنیدم که چطور از اعتیاد رهایی پیدا کردهاند، گریهام گرفته بود و با خودم میگفتم چقدر خانوادهها و بچههای اینها از این موضوع خوشحال هستند. گمانم آن خاطرهانگیزترین جایی بود که دعوت شدم.
به گفته غلامی، چندنفر از ساکنان که درگیر اعتیاد بودهاند ازطریق این مسجد ترک کردهاند و الان به زندگی عادی مشغولاند.
محلی برای اقامه نماز کوهنوردان
مسجد امامزمان (عج) به خاطر مجاورت با کوه، محلی برای اقامه نماز کوهنوردان نیز هست. غلامی این موضوع را از کفشهای کوهنوردی که در جاکفشی مسجد میبیند، فهمیده است. گلایهای که او و سایر حاضران در مسجد بارها تکرار میکنند، این است که چرا شهرداری برای ساخت این مسجد کمکی نمیکند.
امام جماعت مسجد توضیح میدهد: خدا رحمتش کند شهیدمحمد اصلانی را که در حرم مطهر به شهادت رسید؛ او بودجه خانه عالم اینجا را از ستاد ساماندهی حاشیه شهر گرفت و به ما داد، اما بنای مسجد، کمکم در سالهای مختلف با پول مردم ساخته شد تا زیربنای مسجدبه مساحت چهارصدمتری اکنون رسید. حالا این فضا شامل شبستان، آبدارخانه و ۲ اتاق برای برگزاری کلاسهاست.
به نظر او و بسیاری از اهالی، این مسجد باتوجهبه موقعیت مکانی و اجتماعیاش میتواند منشأ خیر بسیاری شود و تا حالا هم بوده است.
* این گزارش چهارشنبه یکم بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۱ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.
