فریده سلطانی رئیس انجمن بانوان ناشر اهل قلم است
طاهره درودی | همایش و مراسم قرعهکشی مسابقه کتابخوانی با موضوع «صدای عدالت» در سالن اجتماعات مجتمع امامرضا(ع) که به پایان میرسد، آماده میشوم تا با او مصاحبه بكنم. به گرمی مرا به سمت دفتر کارش که در طبقه بالای این ساختمان قرار دارد و بر روی در آن نوشته شده «دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم» راهنمایی میکند.
دفتر کوچک و سادهای است؛ یک میز کار، چند صندلی برای پذیرایی و کتابخانهای پر از کتاب در آن خودنمایی میکند. نمیدانم چرا حس میکنم اینجا دنجترین اتاق این ساختمان وسیع است. علتش یا برمیگردد به عنوانی که روی در دفتر نوشته شده یا به شخصیت مدیر آن. با این حال و به هر دلیلی خودش میگوید: «اینجا همان کنجی است که بانوان نویسنده استان سالها به دنبالش بودهاند» .
جرقهای که توسط دبیر ادبیات زده شد
فریده سلطانی که ساکن محله آزادشهر مشهد است، خودش را نخست مادر، سپس همسر، دختر و دست آخر ناشر معرفی میکند. او که کارشناس ادبیات فارسی است، میگوید: توسط دبیر فرهیخته درس ادبیات فارسیام در دوران دبیرستان اولین جرقههای علاقهام در این زمینه زده شد.
سلطانی آنقدر به ادبیات فارسی علاقهمند است که وقتی از او میپرسم چرا تنها به مدرک کارشناسی در این رشته اکتفا کردید؟ با افسوس فراوان میگوید: شاید یکی از علت هایش ورود سریع من به کارهای اجرایی بود و ادامه میدهد: از همان دوران دانشجویی فعالیتهای فرهنگی زیادی چه در دانشگاه و چه خارج از آن داشتم و علت آن تنها انرژی فراوانی بود که در من نهفته بود.
میخواستم از همه تواناییهایم بهره ببرم و تا آنجایی که میتوانستم در همه فعالیتهایی که مربوط به رشته تحصیلیام بود حضور داشته باشم. او میخندد و ادامه میدهد: دوران دانشجویی شاید جایی از دانشگاه نبود که دیده نشوم؛ همه من را میشناختند، اما خودم آنقدر سرگرم فعالیتهای جانبی از برگزاری مراسم و همایشهای دانشجویی در زمینه شعر و ادب گرفته تا حضور در انجمنهای علمی بودم که هیچکس را نمیدیدم.
همسرم مشوق اصلی من بود
روبهرویم بانوی فرهیختهای در زمینه ادبیات فارسی نشسته است که اکنون جزو چند زن ناشر در استان خراسان رضوی و ساکن منطقه۱۱ مشهد است؛ اما به گفته خودش دفتر کار اصلی ا ش در مجتمع امامرضا(ع) قرار دارد. سلطانی میگوید: یکی از فعالیتهای شاخص من در دوران دانشجویی شرکت درکنگره سرداران سپاه بود که در آن به عنوان نویسنده آثار شهدا فعالیت کردم. پس از فارغالتحصیلی نیز دو سالی در مقطع ابتدایی و راهنمایی تدریس کردم و علاوه برآن فعالیت در زمینه شعر و ادب را نیز ادامه دادم.
او ادامه میدهد: همان زمان بود که با همسرم که مردی بسیار فرهیخته و ویراستار نمونه استان خراسان رضوی در سال۸۶ است، ازدواج کردم. او همسرش را یکی از پایههای اصلی موفقیت در شغلش عنوان میکند و میافزاید: همسرم مشوق اصلی من در ایدهها، رشته تحصیلی و علاوه بر این دوست صمیمی و همکارم است و اکنون در یکی از روزنامههای مطرح شهر مشهد فعالیت میکند.
به وظایف مادری بیش از هرچیز پایبندم
یکی از خصوصیات این بانوی ناشر پایبندی به وظایف مادری است. او میگوید: بعد از بهدنیاآمدن فرزند اولم مدتی خانهنشین شدم؛ چراکه احساس میکردم مسئولیت سنگینتری بردوش دارم. او معتقد است وظایف مادري بالاترین و مهمترین مسئولیتها برای یک زن است که باید به درستی انجام شود.
وقتی از او میپرسم چه شد که در اینجا قرار گرفتید، میافزاید: برای اینکه علاوه بر نگهداری از فرزندم شغلی داشته باشم که زیاد وقتم را نگیرد، دفتر نشر کتاب را راهاندازي كردم زیرا در کنار این کار میتوانستم به فرزندم نیز برسم.
او ادامه میدهد: سال۸۴ بود که كار انتشارات را شروع کردم و درست بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی و با توجه به فعالیتهایی که در این زمینه صورت دادم، تشکیل دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را نیز به ثبت رساندم.
نیاز نویسندگان زن به یک پایگاه
او معتقد است مشکل فرهنگ کتابخوانی در نشر آن نیست بلکه در مسائلی همچون کمبود این تشکلهاست و در ادامه میافزاید: در استان خراسان رضوی بانوان نویسنده و علاقهمند بسیاری وجود دارند اما متاسفانه شناسایی نشدهاند. تشکیل این انجمن باعث شد که از سال۸۵ تاکنون بانوان زیادی که حتی استعدادهای بالقوهای در این زمینه داشتند، شناسایی شوند و با مراجعه به این دفتر آثارشان نیز تا مرحله انتشار پیش برود.
وی ادامه میدهد: ما در این انجمن کارگاه آموزشی تخصصی راهاندازی کردیم و با کلاسهای نویسندگی همکاری متقابل داشتیم.
همچنین مسابقات کتابخوانی را در سراسر شهر برگزار كرديم که با استقبال خوبی نیز در این زمینه روبهرو شدیم و امروز نیز شاهد برگزاری مراسم قرعهکشی آن بودید. او درباره مشکلات نویسندگان ادامه میدهد: در کشور ما که سرانه مطالعه کتاب بسیار کم است؛ ناشر نمیتواند تبلیغات کند، اما نویسندهها به یک پایگاه نیاز دارند تا کتابها در آنجا معرفی شوند.
حضور در نمایشگاهها؛ یکی از مشکلات ناشران زن
وقتی از او میخواهم از تعداد کتابها ی انتشار یافته و نویسندگانی که به او مراجعه کردند، بگوید، ترجیح میدهد اسمی از کسی و چیزی آورده نشود اما در ادامه میافزاید: با نگاهی به نام «انتشارات طنین قلم» در پشت جلد کتابها میتوان با عملکرد او در این سالها آشنا شد.
اما چیزی که بیشتر از اینها برای او اهمیت دارد مشکلات بانوان ناشر است؛ او یکی از این مشکلات را حضور در نمایشگاههای کتاب خارج استان عنوان میکند و میگوید: برای ما ناشران زن بسیار سخت است که چیزی حدود ۱۰روز در شهر دیگری بدون اختصاص یافتن مکانی برای اسکان، اقامت و در نمایشگاههای کتاب خارج از استان شرکت کنیم.
با نگاهی به نام «انتشارات طنین قلم» در پشت جلد کتابها میتوان با عملکرد او در این سالها آشنا شد
همسایهها از کتابخانهام استفاده میکنند
او که تا سال۸۵ و پيش از اینکه فرزند دومش به دنیا بیاید در میان۴۰ناشر استان رتبه۱۸ را داشته است، ادامه میدهد: به کار فرهنگی عشق میورزم و تا پایان عمر در این زمینه فعالیت خواهم کرد. از سلطانی درباره ارتباطش با همسایهها میپرسم، او میگوید: متاسفانه به دلیل تغییر عادات زندگی شهری ارتباط تنگاتنگی با همسایهها نداریم اما بيشتر همسایهها در آپارتمان ما از کتابخانه بزرگ من استفاده میکنند. او ادامه میدهد: حالا دیگر همسایهها عادت کردهاند که شبها به سراغم بیایند و از من کتاب بگیرند و با شغل من نیز آشنا هستند.
سلطانی درباره فرزندانش نیز میگوید: دخترم رتبه اول کتابخوانی در ناحیه۶ آموزش و پرورش را کسب کرده و از پنجسالگی به خواندن کتاب عادت دارد و پسرم نیز همچون دخترم به خواندن کتاب علاقه دارد.
*این گزارش پنج شنبه، ۹ شهریور ۹۱ در شماره ۱۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.
