مسجد اماممحمدباقر (ع) در طبرسیجنوبی ۳۸ بزرگترین بنای مذهبی این محدوده است که ۶ دهه پیش ازسوی واقف خیراندیش، غلامحسین بالندری، احداث و ۱۰ سال پیش با کمک اهالی، تجدید بنا شد.
سجاد حسینزاده، سه سال پیش در زیرزمینی که به باشگاه ورزشی تغییر کاربری یافته بود، تصمیمش را گرفت و خواست که فعالیت در همان رشته را شروع کند؛ رشتهای که حتی اسمش را هم نمیدانست. او اکنون صاحب شالبند مشکی و کمربند طلایی است.
گلولهای نصیب جمشید مهدویکوچکسرا شد. میگوید: «اشهدم را گفتم و از حال رفتم. من را انداخته بودند در یک ژیان و به بیمارستان شاهرضا رسانده بودند. با آخرین رمقی که داشتم، اسمم، راهآهن و کوچه بهآفرین را گفته بودم.»
فاطمه باقریان دارنده مدال طلای کشوری در رشته کاراته، درخشش امروز خود را که با تلاش خود و پیگیری مربیاش، آیندهای روشن را برای او نوید میدهد، مرهون پیشنهاد آن روز میداند.
شرکت در یک رقابت ملی برای امیرعلی نظام، پر از اتفاقات خوشایند بود؛ از کسب رتبه نخست کشوری در پنجمین جشنواره پژوهشسراهای دانشآموزی گرفته تا باورکردن خود. میگوید: صفرتاصد کار را خودم انجام میدهم.
آنچه این دربند مغازه دو در سه را از سایر فروشگاهها متمایز کرده، انبوه جملاتی است که از حال خوب صاحب جوان آن حکایت دارد. شادی عمیق محمد آقا، ثمره دیدن داشتههایی است که شاید گاهی حواسمان به بودنشان نباشد.
شفای یک بیمار لبنانی مبتلا به سرطان پیشرفته در حرمرضوی و سرنوشتش، ماجرایی است که در مستند «من محمدحسن را دوست دارم» روایت میشود. سیدمحمد محمدیسرشت میگوید: تلاشمان این بود که روایتمان شعاری نباشد و به قصه وفادار باشیم.
محمدتقیخان پسیان قهرمانی ملی خفته که در راه آرمانهایش جان داده است؛ مردی سادهزیست که سیاهه اموال او پساز مرگ تنها چند استکان، یک قوری چینی بندزده، چند صندوق پر از کتاب، یک دست لباس و یک قالیچه بود!
افتخارات فاطمه آنقدر زیاد است که نمیتواند همگی را به ذهن بسپارد. میگوید: آنقدر به ورزش علاقه دارم که هرقدر هم خسته باشم، باید تمرینات ورزشیام را انجام بدهم تا همیشه در شرایط آمادگی باشم.