مهاجر

«اتباع» انگیزه خوبی برای سوادآموزی دارند
منصوری‌حلیمی از سال93 به جرگه آموزشیاران نهضت پیوسته، هرچند او از سال85 وارد حیطه تدریس شده است. دوره‌های مختلفی ازجمله مشاوره کودک، زبان‌آموزی و هلال‌احمر را دیده‌است و اکنون خلاصه همه این آموزش‌ها و تجربه‌ها را در کلاس با شاگردانش به اشتراک می‌گذارد. او که دارای مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته آموزش زبان انگلیسی است، سال‌ها سابقه تدریس داشته‌ و پیش از دوره نهضت در دوره دبستان تدریس کرده‌است.
داستان بی‌شناسنامه‌ها همچنان ادامه دارد
در منطقه5 خیل عظیمی از بانوان ایرانی وجود دارند که به همسری مهاجر ان افغانستانی درآمده‌اند. مهاجر بودن همین مردان هم کمی عجیب است و آن‌ها بیشتر متولد ایران هستند و چه بسا پدرشان متولد این خاک بوده‌ است. با اینکه 3روز پس از ابلاغ مجلس شورای اسلامی در 18مهرماه سال 98، قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان غیرایرانی ازسوی رئیس‌جمهور ابلاغ شد، اما هنوز خیلی از مادران ایرانی که همسر مهاجر دارند، نتوانستند برای فرزندان خود شناسنامه دریافت کنند و برای ثبت‌نام در مدرسه، دانشگاه، شغل و ازدواج فرزندانشان با مشکلات زیادی مواجه هستند.
چشم انتظار رونق سه‌شنبه بازار مهرآباد با آمدن بهار
چند وقتی است که جمعه‌بازار به محدوده‌ای به نام شترک منتقل شده و قفل تعطیلی بر فعالیت‌های آن در محله ثامن زده شد اما حالا دو ماهی است کرکره این جمعه‌بازار خاطره‌انگیز در سه‌شنبه‌بازار نوپا بالا رفته است و سازمان میادین و میوه و تره‌بار شهرداری مشهد فضایی ایجاد کرده است تا غرفه‌داران دورهم جمع شوند و روزبازاری پررونق برای اهالی بسازند. با اینکه سه‌شنبه بازارِ خیابان محور واقع در محله ثامن است اما به علت هم‌جواری با محله مهرآباد به نام روزبازار مهرآباد نام‌گذاری شده است. در این بازار که در زمین خاکی و روباز است، اقلام متنوعی خرید و فروش می‌شود.
روسپیدی پدر از رشادت پسر مدافع حرمش
در آستانه دومین سالروز شهادت علی‌محمد محمدی و روز پدر در‌ نیم‌روزی زمستانی و سرد راهی خانه محمد محمدی می‌شویم. علی‌محمد محمدی در عملیات آزاد‌سازی خان‌طومان سوریه در تاریخ 15 بهمن 1398 به دست داعشی‌ها به ضرب گلوله به شهادت می‌رسد. پسری که به گفته پدر بسیار مهربان بود و باایمان. حرف دروغ بر زبانش جاری نمی‌شد و به‌شدت از غیبت پرهیز داشت، خصلت مهربانی‌اش چنان بود که پدر به وقت تعریف از خاطرات خوش با او بودن، چشمانش به اشک می‌نشیند. محمد محمدی از دانه کردن تسبیح، یک زندگی هشت نفره را می‌چرخاند. شش پسر‌ش کم‌کم بزرگ شده و هر کدام از همان نوجوانی به دنبال کسب و کاری می‌روند.
علی موسوی؛ از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرک شهید بهشتی تا بایرلورکوزن آلمان
علی موسوی از سیزده‌سالگی فوتبالش را از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرک شهید بهشتی مشهد مشهور به شهرک‌عرب‌ها آغاز کرد و بعدها مرزهای خوشبختی را با درخشش در استقلال، بایرلوکوزن و تیم ملی فوتبال در‌نوردید. موسوی حالا دوران بازنشستگی و سکوت خبری را پشت‌سر می‌گذارد و به قول خودش «می‌خواهد در آرامش باشد».
فرزندانم بعد از سن بلوغ یکی یکی معلول شدند
نیکبخت میرزاپور نماد یک مادر فداکار است و عاشقانه خود را وقف نگهداری از بچه‌هایش کرده است. دل بزرگی دارد. این را می‌شود از تک تک جملاتش فهمید وقتی از ابتدا تا انتهای گفت‌وگو دائم به مادران دیگر توصیه می‌کند تا آزمایش ژنتیک را جدی بگیرند. چهار فرزند او مبتلا به بیماری آتاکسی فردریش هستند که روی مخچه اثر می‌گذارد. معلولیتی که ناگهان بعد از سن بلوغ یکی یکی گریبان محمد، مرضیه، جعفر و صدیقه را می‌گیرد.
 تدریس هنر در شانزده سالگی
فائزه حسینی هنوز 6سالش نشده بود که با تشویق اطرافیان متوجه شد که با دیگر هم سن وسال هایش فرق می کند. در یازده سالگی بی آنکه بداند نقاشی هنر است و می تواند حرفه محسوب شود، اولین سفارش طراحی را پذیرفت. پدرومادرش تبعه هستند و از کشور افغانستان، اما خودش متولد ایران است و بزرگ شده این خاک و بوم. شانزده ساله و ساکن محله طلاب است. او نقاشی را از کودکی شروع کرد. در همان شش هفت سالگی و زمانی که می خواست خواندن و نوشتن را یاد بگیرد، فهمید که چقدر در این زمینه مستعد است و می تواند پیشرفت کند.