هنر قالیبافی با همه فرازوفرودهایی که دید، تا دوره حکومت تیموریان بر خراسان، دوام پیدا کرد و در عصر شاهرخ تیموری، باتوجهبه تقویت هنر و ارج نهادن به هنرمندان، رونق فراوان یافت.
بچههای «آسایشگاه معلولان ذهنی بیسرپرست شهیدبهشتی» هنرمندانی هستند که در سکوت و خلوت، نقش هنر میزنند، از کارگاه ساقهکاری و تولید اسکاچ تا معرق و قالیباف ی.
رمضانعلی ابراهیمی میگوید: همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه در دهه۸۰ راه صادرات فرش مسدود شد. دیگر کسی فرش نمیخرید. کارگرانم همه رفتند. مجبور شدم زمینی را که خریده بودم، بفروشم.
شیرین باقریان، دانشجوی دکتری و بافندهای کاربلد است. او میگوید: گاهی در یکیدو ساعت همه لیفهای پشمی و سایر محصولاتم به فروش میرسد و در کل احساس میکنم بازاریاب خوبی هستم.
حسین طلوع صادقزاده میگوید: کارگاه قالیباف ی پدرم در خانه بود و ما بچهها باید همگی به او کمک میکردیم. من تا سال چهارم دبیرستان نصف روز قالیباف ی میکردم و نصف روز مدرسه بودم.
بین چند انبار ضایعاتی، پلاک ۷۷ دنیای دیگری است. دیدن آن همه گل و گلدان که رنگ سبز روستا را روی آن پاشیدهاند، رؤیایی مبهوتکننده است و پایمان را سست میکند.
قرارگرفتن توس درزمره مراکز قالیبافی ایران، حاصل تلاش بیبیربابه تقویشاندیزی معروف به بیبی شاه حسینی و همسرش بوده است.