قالیباف - صفحه 3

قرار‌گرفتن توس در‌زمره مراکز قالی‌بافی ایران، حاصل تلاش بی‌بی‌ربابه تقوی‌شاندیزی معروف به بی‌بی شاه حسینی و همسرش بوده است.
علاقه نوجوان محله گلشور به قالی‌بافی، بعد از شرکت در جشنواره دانش‌آموزی بیشتر شد.
این چهار پیرمرد، با کوله‌باری از تجربه حالا به این نقطه رسیده‌اند، به این کارگاه کوچک بیست‌متری و یک دار قالی.
«زهرا خانی‌غش‌طوطی» مادری است که در کلاس‌های هنری شرکت می‌کند تا خودش به فرزندانش راه و رسم هنر را بیاموزد. گل کریستالی، قالیبافی، عروسک بافی از جمله هنر‌هایی است که زهرا خانم آموزش دیده است.
قالی‌بافی مشهد بعد از صفویه تا اواسط دوره قاجاریه، یک مرحله از رکود را پشت‌سر می‌گذارد و تا سال ۱۲۸۴ خورشیدی از صنایع مهم صادراتی مشهد به‌شمار می‌رود.
ابراهیم رضوانی وقتی به مشهد آمد، در کوچه‌ای به نام ادیب صابر ساکن شد؛ این استاد قالی‌بافی از تبریز به مشهد آمده و با حدود چهل‌دستگاه کارگاه بزرگی راه انداخته بود.
ابراهیم رضوانی یکی از بازمانده‌های قالی بافی کوچه ادیب صابر است.
حجره‌ سید حسن موسوی تنها چراغ روشن است میان حجره‌های بی‌فروغ کاروانسرای عباسقلی‌خان و بازاری که پارکینگ خودرو‌ها شده است.
روحیه پهلوانی همیشه ضمیمه نام‌آوری‌های محمدحسین حیدری بوده است. معروف بوده است به «پهلوان ریز‌قامت محله» که نمی‌گذاشته کسی دست تنها بماند.
هر روز، خروس‌خوان صبح تا زوال آفتاب، پای دار می‌نشیند و بلند‌بلند می‌خواند؛ یک قرمز و دو تا زرد به زیر، یک زرد به رو.... حاج‌علی رنجبر محله شهید‌قربانی هنرمندی خاموش است.
رنگرزی امروز بیشتر شبیه نمایش است. مثل گذشته سخت نیست. در گذشته باید دست‌هایمان را داخل آب داغ و جوش پاتیل می‌کردیم تا نخ‌ها را بالا بکشیم.
از زمانی که خودم را شناختم، این هنر را بلد بودم. همیشه نگاهم به دست‌های مادرم بود و ناخودآگاه همه چیز را یاد می‌گرفتم. مادرم که از خانه بیرون می‌رفت، پشت دار می‌نشستم و شروع می‌کردم به بافتن.
از کودکی قالی می‌بافتم و به‌خوبی این هنر را بلدم. امروز در آموزش‌های اولیه پارچه‌بافی فهمیدم که این هنر شباهت زیادی به قالی‌بافی دارد و خیلی زود می‌توانم آن را یاد بگیرم.
زهرای ده‌ساله درس و مشق را رها و قالی‌بافی را شروع کرد، اما پانزده‌سال بعد که بافت چندین قالی و آموزش به چندین هنرجو را تجربه کرد، عطش یادگیری او را دوباره سمت درس کشاند.
این همه فرش بافته، اما فرش محبوبش یک قالیچه است که سال‌ها پیش بافته و آن را در کمد خانه نگه داشته است؛ «ما تربتی‌ها رسم داریم که تا چهلم سر خاک مرده قالیچه پهن می‌کنیم. من قالیچه سر خاکم را هم بافته‌ام.»
غلامحسین ابراهیم‌آبادی حتی زمان مصاحبه هم طاقت نمی‌آورد که بنشیند و دستش به قالی بند نباشد؛ دست بر پشت قالی روی دارش می‌کشد. شصت سال هم‌نشینی با فرش آن‌قدر به او آموخته است که نتواند در روزگار کهن‌سالی هم دست از آن بشوید. یک دار قالی 2در3 که از کف تا سقف خانه‌اش را گرفته، جلو یکی از پنجره‌های خانه‌اش برپا کرده است تا شاید جبران کارگاه‌های دیجور و نمور کودکی‌اش بشود.
از زمانی که حاج‌رجب بهادر، فرد متمول پایین‌خیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمین‌هایش را وقف کرد، نزدیک 130سال می‌گذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته می‌شد، صاحب کاروان‌سرایی در کوچه‌ای به‌نام خودش(شهیدسالاری‌مقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاج‌رجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
بررسی سفرنامه ها و کتب تاریخی نشان می دهد که پیشینه استفاده از فرش در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه بازمی گردد.
مسئول مرکز کارآفرینی رویش می‌گوید: برخی از این خانواده‌ها ممکن است به دلیل پیری و ناتوانی جسمی‌ توان کارکردن نداشته باشند اما تعدادی هستند که توان کارکردن دارند. این افراد ابتدا آموزش می‌بینند بعد از آن می‌توانند از وام اشتغال‌زایی که از طریق کمیته امداد و یا خیران در اختیارشان قرار می‌دهند، استفاده کنند.خوشبختانه در سایه این حمایت‌ها تعدادی از خانواده‌ها به چرخه کارآفرینی و تولید وارد شده‌اند و با کسب درآمد نیاز کمتری به کمک‌های خیران دارند.
باید شصت سال را رد کرده باشد، عینکش را روی صورتش جابه‌جا می‌کند و سوزن را با دقت در چرم فرو می‌برد. اولین‌بار است که در این کارگاه دست به چرم می‌برد اما اولین تجربه‌اش را تجربه‌ای قشنگ و شیرین می‌نامد! او از هفتم شهریور ماه یک روز در میان با دخترش به این مرکز می‌آید و چهار ساعت پای میز می‌نشیند‌. مسیری طولانی را از آن سر شهر در محله طلاب تا اینجا طی می‌کنند اما تا امروز یک جلسه هم غیبت نداشته‌اند. فهیمه بهرامی دختر سی‌ساله او از اهداف و آرزوهایشان می‌گوید، اینکه دلش می‌خواهد یک روز همراه مادرش کارگاه تولیدی کیف چرم داشته باشند.