یک روز که بیدار شدم، دیدم همهچیز تاریک تاریک است. باید درست و اصولی تصمیم میگرفتم، نه احساسی و غیرمنطقی. خیلی زود به این نتیجه رسیدم که درسم را در مدرسه نابینا یان ادامه دهم.
یادگار جنگ برای امیر رهباردار دو دست قطعشده و چشمانی نابینا ست اما او توانسته نقصهایش را با هوشمندی جبران کند. او با زبان، کلیدهای تلفن همراه را میفشار با انگشتان پایش خطوط بریل را میخواند.
چشمان فهیمه تقویمندی تنها ۱۰ درصد قدرت بینایی دارد، با این حال او بیماریاش را پذیرفته و آن را نقطه قوتش کرده است.
جودوکار نابینا ی محله شاهد با کسب مدال طلای مسابقات جهانی انگلستان به خانه برگشت.
میرسجاد موسوی تعریف میکند: به علت وضعیت بیناییام در سال آخر دبیرستان به ترک تحصیل و خانهنشین شدن مجبور شده بودم؛ اما نابینا یی برای من، ته دنیا نبود.
مهاجر شبیه سه برادر دیگرش روشندل است و از همان دوران کودکی با نورها، اصوات و حواس دیگری دنیا را لمس میکند. همان اولین تئاتری که شاهدش بوده است چراغ یک اتاق تاریک را در ذهن مهاجر روشن میکند. او را از محدوده محصور وجودش بیرون میکشد و پایش را به دنیای واقعی باز میکند. رؤیای بازی روی صحنه نمایش خیلی زود برای او محقق میشود.
سعید دولابی، کسی که در بیستودو سالگی دچار نابینا یی میشود وبعد از گذران یک دوره افسردگی تصمیم میگیرد بهترین خودش باشد. 30سال مدیریت نمونه مدرسه نابینا یان امید، کارشناسیارشد رشته روانشناسی، تألیف و ابداع در حوزه روشهای نوین آموزش ریاضی و هندسه برای نابینا یان برای نخستینبار در کشور، صعود به بلندترین کوه ایران دماوند از افتخارات شهروند محله فرامرزعباسی است که نابینا یی را به سخره گرفته است.