کتاب - صفحه 29

اینجا کتاب‌فروشی است، اما نه به سبک معمول کتاب‌فروشی‌ها. این مجموعه فقط کتاب‌فروشی نیست و به مکانی فرهنگی برای اهالی محلات اطراف تبدیل شده است. اینجا پاتوق کتاب شعبه خیابان طلاب است که نبش خیابان شهید رحیمی محله حسین‌آباد و در حاشیه بولوار میرزاکوچک‌خان قرار دارد. محلی فرهنگی که اسفند سال گذشته جایگزین بازار میوه و تره‌بار شد.
علی باقرزاده، بقا، یا یکی از پنج یار خراسانی مشهور، 11تیر1308 در مشهد زاده شد و 19آذر1395 در زادگاهش درگذشت. بیش از هر چیز به دلیل قطعه هایی که سروده بود، مورد توجه بود و آثار بسیاری از او برجا مانده است. «لطیفه ها: درباره حاضرجوابی های شاعران»، «چهل حدیث: ترجمه منظوم چهل حدیث رضوی»، «زلال بقا: دیوان شعر او» و «سیر آفاق: سفرنامه اش به کشورهای گوناگون»، تعدادی از آثار او هستند.
قبیله کتاب‌خواران در مشهد پا گرفته و بسیاری از جلساتشان را در فرهنگ‌سرا و کافه‌کتاب‌های منطقه11 بر پا کرده‌اند، اما اکنون پای چند نفر از اعضایش به تهران هم باز شده و در آنجا نیز گروه قبیله کتاب‌خواری را تشکیل داده‌اند. در زمانه‌ای که بسیاری از طرح‌ها و گروه‌های کتاب‌خوانی چند صباحی بیش باقی نمی‌مانند، این گروه چهار سال است که انسجام خودشان را حفظ کرده‌ و بر تعداد کتاب‌خواران افزوده‌اند.
این کتابخانه‌ سال77 تأسیس شده و از همان‌زمان به محلی تبدیل شده است که بچه‌های این چهار مدرسه بعد از اینکه صدای زنگ آخر به گوش می‌رسد، با شور و هیجان به‌سراغ قفسه‌های آن می‌آیند و به‌دنبال آنچه ذهن کودکانه‌شان را به خود مشغول کرده است می‌گردند. همین اشتیاق بچه‌ها و حضور همیشگی آن‌ها در این کتابخانه، دلیل خوبی بوده تا مسئولان به فکر بخشی مجزا برای کودک و نوجوان باشند. این کتابخانه با داشتن بخش‌های متفاوت و همچنین برگزاری برنامه‌های فرهنگی خاص، توانسته با جذب زیاد اهالی محله در سال 1400 به دومین دوره از اجرای طرح «مأموریت کتابخانه من» راه پیدا کند.
نصرت طالبی 61سال دارد و سال‌هاست که در زمینه فنی مشغول به کار است. وارد مغازه‌ کوچک و جمع‌‌وجورش که دور میدان امام خمینی (ره)است، می‌شویم. لباس کار به تن دارد و سخت مشغول کار است. روی دیوار سمت راست قفسه‌ای ساخته و کتاب‌هایش را چیده و در سمت چپ مغازه، تقدیرنامه‌ها و مدارک ثبت اختراعاتش خودنمایی می‌کند. او دستش پر است و در این سال‌ها در کنار کار اصلی‌اش، نوشتن کتاب و شعر را هم شروع کرده است.
تنها چند در چوبی در ابتدای خیابان پاچنار و در هوای سرد آذرماه کافی است تا پای آدم را برای تماشا سست ‌کند. نه خبری از آدم‌های قدیمی پاچنار هست، نه درخت‌هایی که روزی این کوچه را به‌نام خود کرده است. پاچنار یکی از فرعی‌های آیت‌الله بهجت8 است. شاید عمر زیاد و سایه پهن و وسیع این درخت علت کاشت آن بوده است. بعضی از ساکنان چیزی از گذشته کوچه‌ای که در آن زندگی می‌کنند نمی‌دانند. برخی‌ها هم خوشحال‌اند این نام از سر معبر آن‌ها کم نشده است و به پاچناری بودن خود می‌بالند.
مخلص کلام اینکه الیاس علیزاده می خواهد در هر کنج پررفت وآمدی در این شهر کتاب فروشی بسازد؛ این کنج می خواهد در دل یک هایپرمارکت بزرگ باشد یا یک مجتمع تجاری بزرگ. او سال هاست که از کف میدان کتاب شروع کرده، کتاب فروخته، فروشگاه داری کرده و حالا به اینجا رسیده است و هنوز برای آینده برنامه های زیادی دارد.