همزمان با تاسیس رادیو، میرخدیوی نویسنده و مجری برنامههای رادیویی شد. کنار هر دیالوگ، علامتهایی میگذاشت تا یادش بماند کجا باید صدایش را نازک کند، کجا بم، کجا تند و کجا آرام. پس از بازنشستگی، چند کتاب منظوم به لهجه مشهدی نوشت.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش میکند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظهای هم به نبودن شعر در زندگیاش فکر نکرده. میگوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
محمدرضا صبوریان از سال ۱۳۹۸ قدم در مسیر حرفهای شعر و ترانه گذاشت. او در این گذر، رتبهها و جوایز گوناگونی در جشنوارههای شعر بهدست آورده است که تازهترین آن، نامزدی در جایزه کتاب سال جوانان ایران است.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب ، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفرها و تجربیاتش را در قالب داستانهای کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی مینویسد و چهار کتاب دستنویس نیز دارد که به تجربه روزهای شیرینش پرداخته است.
زهراخانم بعد از پرداختن به امور خانه و مادری، فرصتهای کوتاه را برای مطالعه غنیمت میشمارد. از سال۹۰ تا امروز نزدیک به هزار کتاب را از کتاب خانه فرزانه جامع به امانت گرفته؛ کتاب هایی که گاهی چندبار خوانده است.






