کتاب - صفحه 3

مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفر‌ها و تجربیاتش را در قالب داستان‌های کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی می‌نویسد و چهار کتاب دست‌نویس نیز دارد که به تجربه روز‌های شیرینش پرداخته است.
زهراخانم بعد از پرداختن به امور خانه و مادری، فرصت‌های کوتاه را برای مطالعه غنیمت می‌شمارد. از سال‌۹۰ تا امروز نزدیک به هزار‌کتاب را از کتابخانه فرزانه جامع به امانت گرفته؛ کتاب‌هایی که گاهی چندبار خوانده است.
شرمین نصیری با متمرکز کردن توان خود بر اثر«مگنوم، ۵۰ سال در خط مقدم تاریخ» به دنبال پرکردن یک خلأ حیاتی در جامعه عکاسی ایران است. هدفش این است که نسل جوان عکاس، در کنار تسلط بر نور و کادر بتوانند به جای تقلید، صاحب نگاهی تحلیلی باشند.
حمیدرضا هادوی ۴۹سال دارد و نزدیک به ۳۰سالی می‌شود که به این حرفه مشغول است. از آنجا که علاقه شدیدی به کتاب و خواندن آن داشته، شغل کتاب‌فروشی را انتخاب کرده است. 
روح‌انگیز بصیرنژاد مادربزرگ محله آب وبرق است که خیلی‌ها او را با روایت ضرب المثل‌های ایرانی می‌شناسند. کتاب ضرب المثل‌های مادربزرگ نوشته اوست که طرفداران زیادی دارد و سال ۱۳۸۹ منتشر شد.
زهرا طاهری می‌گوید: دوست داشتم آنچه را یاد گرفته‌ام در‌اختیار دیگران هم قرار دهم، از این‌رو محفل ادبی را تشکیل دادیم و ماهی یک‌بار فقط مثنوی‌خوانی داشتیم اما بعد که تقاضا بیشتر شد، جلسات را هفتگی کردیم و حافظ‌خوانی هم اضافه شد.
مجید رجبی‌مقدم سال۱۳۴۵ در محله طلاب مشهد متولد شد، اوایل تولیدی قطعات وسایل نقلیه داشت که چهارنفر برای او کار می‌کردند اما حدود ۱۰سال پیش بنا به دلایلی کار تولیدی خود را کنار گذاشت و شغل تاکسی‌رانی را انتخاب کرد.