نویسنده

از مشهد تا منچستر با امدادگر روز‌های جنگ
«شهیره شریف» اولین رمانش به نام «بازگشت» را ۶ سال پیش در ایران منتشر کرد. سه نمایشنامه نوشته که در منچستر به روی صحنه رفته و چند داستان کوتاهش هم در انگلستان منتشر شده است.
محمدرضا پوستچی مبلغ سوادآموزی است
محمدرضا پوستچی از اهالی محله تربیت، فرهنگی بازنشسته، فیلم‌نامه نویس و مسئول کانون فرهنگی صابرین مسجد حضرت زینب (س) است. او سال‌ها است در زمینه سوادآموزی فعالی می‌کند.
غبارهای میز کفشداری را روی صورتشان کشیدند
جعفر علیزاده‌گلستانی، کفشدار حرم ساکن محله سعدآباد در کتاب «وادی مقدس» که یکی از تألیفات اوست، خاطرات و یادداشت‌های هشت سال خدمتش در بخش کفشداری حرم مطهر حضرت رضا (ع) را ثبت کرده است.
لیلا به عشق برادرش، نویسنده شد
لیلا پارسافر به عشق برادرش نویسنده شد، بعد از فوت برادرش تنها چیزی که آرامش می‌کرد، نویسندگی بود، او وبلاگی درست کرد و دل نوشته‌هایش را درآن می‌نوشت و کم کم طرفدارانی پیدا کرد.
شبانی، شاعر چهاربرجی، فرهنگ‌نامه توسی‌هاست
دفتر شعر مرتضی شبانی ما را به مشهد و به‌ویژه چهاربرج ۶۰‌سال پیش می‌برد و برایمان از «دامن همت به کمر زدن»، «گریبان چاک دادن»، «بُخو»، «فرنگ» و... می‌گوید.
میترا، دختر حافظ شعرها
میترا نوایی، دانش آموز کتاب‌خوان و دکلمه‌نویس محله فرهنگیان است که بزرگ‌ترین تفریحش در کودکی، داشتن و خواندن کتاب‌های شعر و البته شاعری بوده است.
مسیح، نهج‌البلاغه را به نظم درآورد
مسیح مسعودکیا که کارگری ساده است حین روان‌نویسی، وزن و قافیه هم به نوشته‌ها می‌داد. این شد که کل کتاب نهج‌البلاغه را به نظم درآورد.