اکبر کردستانی، صاحب کارگاه دلوسازی در محله رضاییه است. او از همان کودکی مشغول به کار میشود و در پایینخیابان در مغازه تولیدی دمپایی لاستیکی کار میکند. این دمپاییها از همین لاستیکهای مستعمل ساخته میشده. او با خودش فکر میکند که چرا چیزهای دیگری از همین لاستیکها تولید نکند؟ این میشود که آقا رمضانعلی پس از سالها شاگردی در دوره جوانی کار و بار خودش را راه میاندازد.
او در یک اتاق کوچک در منزلش کیفهایی تولید میکند که از شهرهای مختلف کشور سر در میآورند. بسیاری از افراد جویای کار در منزل نشستند و منتظر یک فرصت برای کسب درآمد هستند، اما برخی با بهره بردن از حداقل امکانات و هنر خود درآمد کسب میکنند.
قبل از 30سالگی به این نتیجه رسیدم که این همه زیاد کار کردنم چندان فایدهای ندارد. شاید درآمد مالی برایم به همراه داشته باشد، اما رضایت کافی از خودم ندارم. به این نتیجه رسیدم که همه چیز کسب درآمد نیست و باید به فکر علاقهمندیهای دیگر هم در زندگی بود. تا اینکه در سال 93با دوستی که در زمینه عکاسی طبیعت فعالیت داشت آشنا شدم.
در ابتدای خیابان رسالت منطقه3 یا بهتر بگوییم محله خیرآباد فروشگاههایی است که لاستیکهای فرسوده را به انواع سطل، تشت، دلو و دیگر اقلامی تبدیل میکنند که دوباره در چرخه زندگی استفاده میشود. این محصولات بازار مصرف خانگی ندارند، اما برای کارهای مختلفی مانند جمعآوری محصولات باغی و امور بنایی لازم است. از زاویهای دیگر هم میتوان به ماجرا نگاه کرد. به همت این شغل، از تبدیل شدن لاستیکهای فرسوده به زبالهای رهاشده در طبیعت جلوگیری میشود.
وجود موش خرما، مار، انواع رتیل و عقرب، مارمولک باعث شد تا ساکنان برای حل این مشکل چارهاندیشی کنند. راهحل آوردن یک جفت روباه بود. حالا 25 سال است که روباهها با آدمها همزیستی مسالمتآمیزی دارند.