سجاده ها از جمله دستبافت هایی هستند که از اوایل ظهور اسلام به منظور استفاده در مراسم مذهبی مسلمانان در اندازه های کوچک، طراحی و بافته می شده و در دوره ای نیز مزین به طرح محراب و طاق شده اند. در سفرنامه سیاحان هم اشاره هایی مختصر به سجاده بافی در شهرهای مختلف شده است. برای نمونه در کتاب «حدودالعالم» که در سال ٣٧٢هجری قمری تألیف شده، در توصیف جهرم آمده است: «جهرم شهری است خرم و از وی زیلو و مصلای نماز نیکو خیزد.» در مشهد نیز سجاده بافی و متبرک کردن سجاده ها در زیارت حرم برای سوغات و هدیه بردن از قدیم الایام باب بوده اما بیشترین اطلاعات موجود درباره سجاده ها یادگار عصر صفویان و برآمده از دل اسناد این دوران است.
تا همین سیچهل سال پیش ثروتمندان مشهد اگر میخواستند خانهای برای سکونتشان بخرند یا برای آینده سرمایهگذاری کنند، کوچه و خیابانهای اطراف حرم مطهر انتخاب اول بود. از سر همین نیت، امروز رد و نشان خیلی از متمولان را میتوان در این محدوده پیداکرد.
یکی از همین افراد حاجابراهیم بود که 200سال پیش یکی از کوچههای پایینخیابان(شهیدنوابصفوی) به نامش شد؛ کوچهای که امروز به چهارراه بزرگ و اصلی خیابان شهیدنوابصفوی تبدیل شده است و بهجز حدود100متر که همچنان به نام این مرد نیک مشهدی است، چیزی از آن نمانده است.
یکی از مساجد کوچک اطراف حرم، مسجدی وقفی در انتهای خیابان وحدت21 است که بعد از فوت واقف در زمینهای میدان قراولخانه پایینخیابان ساخته میشود. این مسجد 40متری وقف رجببهادر مرد نیکنام محله پایینخیابان است که بهدلیل ساختهشدن در نزدیکی میدان قراولخانه ابتدا به مسجد قراولخانه مشهور و بعدها به همین نام ثبت میشود.
بهتازگی شورای اسلامی شهر با تصویب لایحهای روی تغییر نام این محله قدیمی در همسایگی حرممطهر دست گذاشتهاست؛ نامی که گذشته از قدمت زیاد، مردم با آن مأنوس هستند و به آن عادت دارند. از همه مهمتر نشانهای برای مشهدمان است؛ نشانهای از هزارسالهبودن این شهر.
البته گفته شده است با تغییر نام این محله به آیتا... حسنزادهآملی، نام قدیم آن زیرنویس تابلوها خواهدشد، اما مردم این محله ضمن احترام به نام جدید که میتواند زیبنده هر خیابانی باشد، راضی به این تغییر نیستند و دلایل مختلفی دارند که یکی از آنها ازبینرفتن نام اصیل «تهپلمحله» در نقشههای جغرافیایی است و این یعنی ازبینبردن شناسنامه شهر.
نام یدالله از اسم یدالله نیکویی گرفته شده بود که وی کوره آجرپزی داشت.نام این کوچه در خیابان شهید محسن کاشانی ۵۵ در نقشههای مشهد از سال ۱۳۳۳ به بعد دیده میشود.
از قدیم همانطور که مردم به قدمگاه نیشابور میرفتند، برای دیدن اثر پنجه حضرت رضا(ع) به کوچه آیتالله خزعلی1 میآمدند؛ کوچهای در پانصدمتری ورودی غربی حرم مطهر که همه شهرتش را از همین سنگ سیاه منتسب به پنجه حضرت(ع) دارد. این سنگ تا 12سال پیش، هم نزدیکتر به حرم مطهر و هم بزرگتر بود، اما در جریان ساختوسازها محلش جابهجا شد.
کوچه سجادی یکی از کوچههای قدیمی محله جنت است که بناهای قدیمی در آن به چشم میخورد. با وجود عرض کمی که این کوچه دارد، تردد خودرو در آن زیاد است و گاهی کسبه و ساکنانش شاهد ترافیک هستند. این کوچه از غرب به خیابان دانشگاه و از شرق به خیابان امام خمینی(ره) متصل است. به گفته ساکنان کوچه آقای سجادی یکی از روحانیون سرشناس و ساکن این کوچه بوده است که نام او بر این کوچه ماندگار شده است.
شکیبا طالبیفرد دختر بااستعدادی است که این روزها در انتظار پذیرفتهشدن گروهشان از طرف برنامه عصر جدید است. او از کودکی در زمینه ژیمناستیک فعالیت میکند و در این سالها توانسته با همان سن کم مقامهای رنگارنگ اولی تا سومی استانی و ناحیه را در کارنامه ورزشیاش ثبت کند. این دختر باانگیزه محله پروین اعتصامی 14سال دارد و در کلاس هشتم تحصیل میکند و در کنار تحصیلش تلاش کرده که ورزش را هم در سطح حرفهای ادامه بدهد.
برای شنیدن خاطرات و آداب و رسوم شب چله میهمان خانه «رجب کریمی طرقی» شدیم و حال و هوای خانه، ما را به روزگار قدیم برد. کرسی که روی آن لحافی با زمینه قرمز و آبی پهن شده، دور تا دور کرسی کناره برای نشستن است، روی کرسی مجمعه قدیمی به رسم گذشتگان گذاشته شده و چراغ گردسوزی هست که بوی نفتش به مشام میرسد.
آخرین نسل از گیوهدوزهای مشهد است و اگر او دست به دوختودوز نبرد، دوختن گیوه بهشکل سنتی بهخاطرهها و تاریخ میپیوندد. درباره علیاکبر حمامی صحبت میکنیم. کسی که این روزها بیماری و تولیدات کارخانهای و کفشهای برند دیگر به او اجازه نمیدهند در بازار کفش جولان دهد، اما 62سال بازار گیوه را قبضه کرده بود.
یهودیها بناهای زیادی را در کوچهپسکوچههای محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شدهاند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را بهدوش میکشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که بهگفته قدیمیهای محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها بهسوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودیها حق استفاده از آن را داشتند.
بیش از ۲۰ سال است که مغازه صنایع دستی در مقابل پارک کوهسنگی داریم و با وجود اینکه بیشتر دیگهای سنگی میفروشیم، اما در کنار آن ظروف سنگی دیگر مانند قندان، بشقابهای تزئینی، هاون و... که همگی تولیدی ماست نیز برای فروش وجود دارد.
چند سالی می شود که این کوه اسطوره ای دارد فرو می ریزد و همراه با خود، میراث هزاران ساله ایرانیان، رزق و روزی فارمدیان، پاتوق کوه نوردی خراسانیان و... را می برد. معدن کاران، نفس مردم فارمد را بند آورده و خواب و آرامش را از آنان ربوده اند. آنان برای برداشت آهک، تخریب را از بخشی از کوه که به «دُم اژدها» معروف است، شروع کرده اند. دینامیت هاشان را بر رگه های سرخ رنگی که نشانه خون اژدهاست، فرود می آورند و هم زمان چندین و چند زخم به پیکر تاریخ، گردشگری، محیط زیست، منابع طبیعی، اشتغال روستایی، ورزش کوه نوردی و... می زنند. آن هم تنها به بهای برداشت آهکی که به خاطر میل ترکیبی شدیدش با فلزات، حتی دیگر در صنعت ساختمان سازی هم کاربردی ندارد و فقط برای زیرسازی جاده ها از آن استفاده می شود.
داستان تسبیحفروش معروف خیابان امامرضا (ع) و کارآفرینی را میخوانید که تسبیحهای دستساز و صنعتیاش در بازار سوغات مشهد و بازارهای مذهبی کشورهای همسایه حرف اول را میزند. محمد فیروزی، کوچکترین پسر حاججعفر (نوه پسری حاجمیرزای تسبیحفروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
صفرعلی صفری یکی از معدود افرادی است که پای تنور زمینی پخت نان خراسانی مانده است. آنطور که میگوید این نان اکنون در هیچ جای کشور به جز استان خراسان پخت نمیشود و نمونهاش در مشهد فقط ۶ نانوایی است که شاطرهای آنها هم مانند صفرعلی بازنشستهاند و، چون کسی نمیتواند کارشان را انجام دهد پای این تنور مینشینند و واپسین سالهای بازنشستگی را پشت سر میگذارند. کار سخت است و هر نانوای جوانی حاضر نیست تا کمر توی تنور زمینی خم شود و ۳۰ سال آسیب پای تنور نشستن را به جان خریدار باشد.
احمد فتحی متولد 1334 در گذر زمان مویی سپید کرده است و تا به امروز، معرفت و محبت قدیمیها را با خود به همراه دارد. او که تا دوران جوانی در گاراژدارها زندگی کرده و اکنون ساکن خیابان پروین اعتصامی است، خاطرات زیادی از قدیم محله و دوران کاریاش در کارخانه قند شیرین به یاد دارد که با ما به اشتراک میگذارد.
آسفالت خیابانها نخستین راهکار برای این پوستاندازی کالبدی است. اسناد مکتوب برجایمانده، تاریخ تصویب طرح آسفالتریزی خیابانهای ارض اقدس را تا روزهای آبان سال1313 خورشیدی به عقب میبرند. البته این طرح به دلایلی در این سال اجرا نمیشود و با چند سال تأخیر به سرانجام میرسد اما درنهایت این اتفاق پنجسال بعد به سرانجامی خوش ختم میشود.
آقای مترجم در ادامه میگوید: همانطور که میگویند، همهجا خوب و بد دارد. در هر حرفه و شغلی هم همهجور آدمی وجود دارد، اما دلیل نمیشود که با عینک بدبینی به همه افراد فعال در آن کسبوکار نگاه کنیم. من خودم به مترجمی اعتماد کردم و گروهی از زائران عرب را به او سپردم که به شمال ببرد، اما متأسفانه تا آنجا رسیده بودند، 7میلیون تومان از این بندههای خدا گرفته و رهایشان کرده و برگشته بود. با این حال، دلیل نمیشود که بقیه را هم با همان چوب بزنم!
نه هیکل دمکردهای دارد، نه چاق است و نه درشت، بلکه پسر لاغراندام و جوانی است که از ششسالگی در زورخانه زانو زده و با مرام و جوانمردی مولا علی(ع) رشد کرده است؛ کسیکه این روزها عنواندار حدود 10مسابقه ورزش باستانی و سنتی کشور است و در آخرین مسابقهاش (قبل از آغاز کرونا) موفق شد 80دور را در 40ثانیه تیز بچرخد و مدال نقره کشوری را به خانه بیاورد.
ترنم میرشاهی دختر جوان محله بهشتی است که در زمینه عکاسی و معماری داخلی ذوق و سلیقه خاصی دارد. همین استعداد و ذوق ذاتیاش سبب شده است تا بتواند در زمینه معماری داخلی مقام کسب کند. این معمار جوان از همان دوران کودکی زنگ هنر را بیشتر از ریاضی دوست داشته است.