اسم حاجاصغر رفاهیخراسانی برای اهالی کوچهپسکوچههای مهدیآباد آشناست. ۵۰ سالی است که سلمانی دارد و کوچک و بزرگ، او را با پسوند شغلش صدا میزنند؛ «اصغر سلمانی».
ابراهیم کفشدار طوسی ۱۶مجموعه دارد که در کنار هم، یکپا موزهاند؛ به شرط آنکه روزی به معرض نمایش دربیایند؛ آرزویی که صاحبشان نیز در سر میپرورد.
محمدتقی خاکی، معروف به حاجمحمد کلهپز میگوید: «کلهپاچه خور، پیتزاخور نمیشود.» او مشتری خارجی زیاد دارد که بیشتر آنها از کشورهای عربی هستند، گاهی میآیند و در طباخی او کلهپاچه میخورند.
اگر حوالی ظهر در مسیر حرممطهر عطر چای را احساس کنید، کمی آنطرفتر از نردههای باغ و ابتدای شیرازی ۱۷، کافهای ساده با آدمهایی بیآلایش را خواهید یافت که پاتوق انگشترفروشهای اطراف باغ نادری است.
تاریخ گورستان قدیمی گلشور به حدود سال۱۳۰۰خورشیدی برمیگردد که اصلیترین گورستان مشهد بوده و تا پیش از دایر شدن گورستان بهشترضا (ع) پذیرای اجساد از سرتاسر مشهد بوده است.
امیر ایزدجو صاحب سوپرمارکتی در نبش خیابان آیتالله بهجت ۱۶ است، او سماوری ۲۰ لیتری را برای رفتگرهای شهرداری خریده است و آنها هر روز صبح اینجا میآیند و چای میخورند.
مرحوم فقیه سبزواری انجمنی از بزرگان طلاب تشکیل داد و با مشورت سایر علما زمینهای آستان قدس رضوی را در اختیار طلاب قرار داد و این نقطه آغاز شکل گیری و ایجاد هویت در محله طلاب بود.
مدرسه علمیه «ولیعصر کرمانیها» با همت چند طلبه کرمانی از جمله حجت الاسلام اکبر ایزدی در سال ۶۵ ساخته شد و از همان سال تاکنون حجت الاسلام ایزدی مدیریت این مدرسه را بر عهده گرفتهاست.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده میگوید: گاهی اوقات عدهای میگویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبهراه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با اینکه آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم میگفت کار زشتی است.
حاج احمد برپا، از آخرین کسبهای است که صابونپزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
شهریور۱۳۴۹؛ دکتر محمدابراهیم باستانیپاریزی یکی از اساتید مدعو در کنگره بیقهی، یک ماه بعد در مقالهای با نام «هزاره بیهقی» اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر مشهد ارائه میدهد.
مسجد پاچنار که ما امروزه به «مسجد امامحسنعسکری (ع)» میشناسیم در محله پاچنار است. این مسجد قدیمی بنا به کتیبه کاشیکاری سردر آن در سال ۱۲۷۲ خورشیدی راهاندازی شده است.
شکل و شمایل مسجد امام سجاد(ع) به خانههای ویلایی کوچک میماند، همین وضعیت باعث شده یکی از همسایههای مسجد منزل مسکونیاش را وقف مسجد کند تا بتوانیم فضای مسجد را افزایش دهند.
در گذر زمان، خاطرات بسیاری در کوچه شهید صادقی ۵ واقع در محله گوهرشاد مشهد خاطرات ثبت شده است. خاطراتی از انقلاب و نگهبانیهای شبانه تا همدلی همسایههای محله. علیاکبر کفشدارطوسی ۴۴سال پیش، همراه خانواده به خیابان شهیدصادقی ۵ آمدند و ساکن شدند و اکنون او تیتروار روایتگر گوشهای از خاطرات است.
در سال ۱۳۹۳ غیر از مزار مرحوم اشکوری، تنها چند قبر دیگر از قدیمیترین گورستان تاریخی مشهد باقیمانده، اهالی ارادتمندانه بر سر مزار این عالم میروند، فاتحه میخوانند و خرما خیرات میکنند.
سال ۶۱ بود که این زمین ۷۶۰ متری تبدیل به تنها مسجد محدوده چهارصد دستگاه شد و بخشی از هویت این محدوده شکل گرفت. هرکجای خیابان ابوذر که ایستاده باشی، کاشیکاریهای زیبا و منارههای بلند مسجدی را میبینی که جلوهگری میکند
همه اهالی محله خواجه ربیع، «سیدمحمد غنایی» را به نام حاجآقا «خوشنویس» میشناسند! همان محلهای که گاه میتوانی در نانواییها و بقالیها خط خوشش را ببینی که برای اهالی محلهاش نوشته است.
گرمابههای مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاجاحمد ضعیفالسادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سالهای دور شلوغ و پرمسافر بود.
«حاجرضا شادمان» پیرمردی که در ۸۸ سالگی برای ادامه زندگی، دستان پینهبستهاش را در خاک فرو میبرد و از کاشت و برداشت سبزی زندگی میگذراند. تنها دارایی او زمین ۳۰۰ متری بود که وقف مسجد کرد.
قربانعلی رحیمدل از اهالی محله تلگرد است که در خاطرهای از خانی صحبت میکند که سالها پیش در روستای محل زندگی اش، بسیار به مردم جفا میکرد.