سعید چوگانیان، بچهمحل و کاسب قدیمی چهارراه خواجهربیع خاطرات زیادی از گذشته این محله دارد. او تعمیرکار شیشه اتومبیل است و همه اهالی را میشناسد.
کوچه ثبت کوچهای بنبست است که نخستین اداره ثبت مشهد و خراسان، خوابگاه دخترانه مطهره، موسسه خیریه عمید صفوی، حوزه علمیه خواهران، پایگاه بسیج خواهران، خانه اشرافی بینشها، حسینیه بجستانیها را در خود جای داده است.
سیدرضا هاشمی متولد سال۱۳۱۴ از قدیمیترین مغازهداران و بهنوعی بخشی از تاریخ زنده محله طلاب است که اهالی او را به نام «سیدرضا» میشناسند.
حجتالاسلام آزموده میگوید: ما معمولا از همین محله چهلپنجاهنفری راه میافتادیم بهسمت سیمتری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیماییها به حرم یا بیت آیتا... شیرازی ختم میشد و برمیگشتیم.
روضه حاجخانم مربوبی در منزلشان واقعدر بولوار ابوریحان برگزار میشود که بیش از پنجاه سال از برپایی آن میگذرد. آنها نذر روزه ۱۰ روزه کردند، اما الان چند دهه از برگزاری آن میگذرد.
بالغبر ۱۵۰نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که بهمرور زمان و با تغییر شیوههای زندگی، از میان رفته است. یکی از همین بازیها بازی «توپ و چوب» یا «زنجیر پله» است که ساکنان محله ثامن، هر روز بعدازظهر انجام میدهند.
ابوالقاسم حاذقی از سماورسازان قدیمی است. او از دهه ۱۳۳۰ کارگاهی را در شهر درگز راه میاندازد و سماورهای پناهندگان شوری را تعمیر میکند.
به گفته یحیی تاجی، سیستم اربابرعیتی در قلعهساختمان حاکم بود و چند ارباب در شهرک شهیدرجایی سکونت داشتند. خلیل مؤمنی ارباب محله آنها مردی است که هنوز میتوان نام او را از زبان قدیمیها شنید.
حاج مهدی نفت فروش شماره ۱۱۱ مشهد بود. او میگوید: «رفتم شرکت نفت، درخواستِ شعبه دادم. گفتن برو جا و مکانت رو درست کن، مخزن بذار تا ما نفت صادر کنیم.»
مشهد در چند ماه آخر منتهی به پیروزی انقلاب آبستن حوادثی شد که در تسریع پیروزی نهضت، نقش مؤثری داشت. یکی از این حوادث مهم واقعه ۲۳ آذر سال ۱۳۵۷ و حمله رژیم پهلوی، به بیمارستان امامرضا (ع) بود.
قوامالدین شیرازی از معماران معروف خراسان است که در سده نهم هجریقمری با پشتیبانی شاهرخ تیموری و گوهرشاد، همسر شاهرخ، بناهای باشکوهی در محدوده خراسان بزرگ و قلمرو تیموریان ساخت.
محمد تربتیفیضآباد از قدیمیترین معلمهای مشهدی است. او از سال ۷۳ بازنشسته شد البته به علت کمبود نیرو دو سال بیشتر خدمت کرد.
ابوالقاسم علیشاهی شاعر قدیمی محله المهدی(عج) است. لابهلای حرفهایش به هر موضوعی که میرسیم، شعری آماده در آستین دارد و همان دم آن را با لهجه محلی تربت حیدریه یا به سبک حماسی میخواند.
خیلیها صدای حسن معین را با برنامه رادیویی اوسنهها که داستانها و افسانهها را با لهجه مشهدی بازگو میکرد، میشناسند.
استاد محمد یگانه «بخشی» است و بخشیها از همانهایی هستند که با ساز و آواز، آداب و رسوم ایل را سینه به سینه و نسل به نسل به دنیای امروز رساندهاند.
۱۰ساله بوده که دست توی دست پدرش حاج صفر، کوچهپسکوچههای محله سرشورِ را قدم میگیرد سمتِ زورخانه عیدگاه و همین میشود که پا جای پای پدر میگذارد و میشود پهلوان.
سرای عزیزالله اُف یکی از قدیمیترین ابنیه اقتصادی شهر مشهد است؛ سرایی که یادگار یهودیانی است که روزگاری در مشهد میزیستند و برای مدتی طولانی مکان دادوستدهای کلان در محله پایینخیابان مشهد بود.
کنار بانک ملی فعلی در خیابان سعدی کوچه باریکی قرار داشت که گوارگاه سراب نامیده میشد. گوارگاه مکانی بود که احشامی مانند گاو و گوسفند در آنجا نگهداری میشد. گاریهای اسبها در این کوچه استقرار داشتند.
ربابه باشکوهی (بیرجندی)»، مدیر باشگاه فوتبال «ثامنالائمه (ع)» کسی است که با دست خالی، اما به نیت داشتن جوانان سالم در محله زندگی و شهرش برای جوانان کار میکند.
دیهیمی در آخر نامهاش مینویسد: اهالی محترم خراسان میتوانند با نهایت اطمینان امیدوار باشند که ارزاق آنها از هرحیث تا سر خرمن نو تأمین است و هیچ پیشامدی این وضعیت را نمیتواند تغییر دهد.