مشتریانم همه یکی بهتر از دیگری هستند. آنها بعد از بیمار شدنم هوایم را داشتند و به من سر میزدند. الان هم هر روز ساعت۹ صبح وقتی از میدانبار سبزی میآورم، سبد به دست جلوی درِ مغازه منتظر میمانند.
پاساژ خاتم یا همان پاساژ کاموای معروف منطقه ما که در راسته مدرس قرار دارد را اهالی منطقه بهویژه آنان که دوستدار بافتنی و رنگ و پوشاک هستند خوب به خاطر دارند. پاساژی قدیمی البته با کاسبهایی قدیمی.
حسن پورجانی و حسین ظریف از فعالان انقلابی محله چهنو هستند که نقش پررنگی در آغاز و ادامه حرکتهای انقلابی محله چهنو داشتهاند. پورجانی با راهاندازی روضه خانگی و مسجد، قدمهای مهمی در راه انقلاب برمیدارد.
جواد نوائیان درباره حالوروز استخری که زمان کودکی میرفته تعریف میکند: استخری با کف سیمانی و عمق نهچندان زیاد که جلبکهای سبز داخل آب جولان میدادند و گاهی پای آدم داخل آنها گیر میکرد.
بدلیل باغهای آباد فراوان و محصولات نوبرانه میوه تابستانی در مشهدقدیم، ایده ساخت کارخانههای کمپوتسازی از دوره قاجار پا گرفت و بعدها کارگاههای کوچکی در شهر ساخته شدند تا اینکه این فن به صنعت تبدیل شد.
اینجا روستای پاچنار یا همان محله لادن خودمان است؛ همان جایی که هنوز هم قدیمیهایش چشم به قنات محلهشان دارند که تابستان از سد گلستان به آنجا سرازیر شود تا مبادا درختان چنار محله خشک شود.
حاجحسنآقاي بادامدرّی، چلوکبابی بعثت را از سال ۶۲ راه انداخته است. شغل اول و آخرش هم همین بوده. قبل از آن ۱۰ سال شاگرد چلوکبابی غفوریان بوده است نزدیک درمانگاه سیلو.
علیاصغر تاتاریوان ۳۸ سالهای که حرفه الک سازی را در پیش گرفته است. او میگوید: بهترین چوب، از درخت چنار تهیه میشود. ۱۱نوع الک استاندارد داریم.
خواجه نظامالملک طوسی وزیری که با تدبیر خود، نهفقط مسیر پیروزی را برای ایرانیان هموار کرد، بلکه با تعریف چارچوب دکترین دفاعی کشور، خیال هجوم به ایران را از ذهن دشمنان بیرون انداخت.
علیاصغر آذری غیر از اینکه خبرنگار بود، قدیمیترین نمایندگی مطبوعات را در مشهد داشته است. او بعد از ۵۵ سال که از کار بازنشسته و خانهنشین شد همه خاطراتش را در مغازهای کوچک در بولوار طبرسی دوم گردهم آورد.
خیلی از اهالی او را «علی اطلاعاتی» و «خبرنگار محله» صدا میزنند. اما «علی حیدرنیا» نه روزنامهنگار است و نه خبرنگار، فقط یک آرایشگر قدیمی است که سعی میکند از اخبار روز و حال همسایهها خبر داشته باشد.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی میپرسیم در این مغازه چه میکنی، میگوید: «هر چیزی را تعمیر میکنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش میکنم!»
سید محمدحامد موسویان که تحصیلکرده دانشسرا بوده است، بهجز اینکه موسس مدرسه خصوصی «ابنسینا»ی در محله راهآهن مشهد بوده، به خواسته مسئولان آموزشی آن زمان، ریاضی هم تدریس میکرده است.
مجله «طب کنونی» یکی از اولین مجلات ایران است که در آخرین روزهای سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر مشهد منتشر شد. متأسفانه امروز هیچ شمارهای از این مجله تخصصی که درواقع سومین مجله پزشکی ایران است، وجود ندارد.
علی معلومی قدیمیترین نامهرسان منطقه 3 مشهد میگوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشفرود، چاهش، زیرکَن، کلاتهبوغا، خواجهربیع، دروی و سیسآباد بود.
از همان ابتدای خیابان سرخس تا نقطه انتهایی آن، اوستارضا ساعتساز بنام و معروف است. او ۴۰سال است که کار تعمیر ساعت را با دقت بسیار انجام میدهد.
محمدعلی بیضائی میگوید: اوایل کارم هر سه کیلو گندم را با یک قِران آرد میکردم، هزینه هر کیلو وات برق دو قِران بود، اما با گذشت زمان قیمتها بسیار تغییر کرد.
دبیرستان آیتالله کاشانی بیشتر از ۶۵۰ رزمنده، ۹۰ شهید، ۱۰ جانباز، ۸۰ مهندس، ۵۰ پزشک، ۱۵۰ فرهنگی و دبیر تقدیم کشور کرده و الان هم برخی از مسئولان سرشناس کشوری و استانی و شهری از همین دبیرستان هستند.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
یک چلوکبابی درست سر پیچی بود که الان محو شده و داخل صدمتری است. صاحب این کبابی ذوقش کشید و با ماژیک نوشت ؛«به طرف کوی پنجتن.» بعد هم انقلاب شد و بسیج آمد به اسم بسیج ناحیه پنجتن!