مشهد قدیم - صفحه 10

هووی گُلی چهار فرزند به دنیا می‌آورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمی‌تواند به‌خوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آن‌ها را تروخشک می‌کند.
خانواده مشهدی، ریشه‌ای نزدیک به ۱۰۰ سال در کوچه رسالت ۵۵/۹ محله دروی دارند؛ سابقه‌ای آن‌قدر طولانی که کوچه محل زندگی‌شان را هم به نام «کوچه مشهدی‌ها» مشهور کرده است.
تاریخ قهوه‌خانه عرب برمی‌گردد به دوره ریاست جمهوری ژنرال احمدحسن‌البکر که در بازه زمانی این حکومت، ایرانیان مقیم عراق از آن کشور رانده شدند.
طعم بستنی‌های حاج‌اصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر می‌آید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب می‌زند.
در یکی از روز‌های بهاری سال ۴۵ و نزدیکی‌های ظهر بود که صدای مهیبی توی کوچه‌ها پیچید، و پس از آن همهمه مردم که با شنیدن این صدا به کوچه‌ها آمده بودند. این صدای اولین بوق قطاری است که به مشهد می‌رسد.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمی‌گردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متری‌اش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بی‌شک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
نخستین‌بار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمان‌های تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیق‌ترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانه‌به‌خانه زین‌العابدین‌میرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.
عبدالله انصاری یکتا، برادر بزرگ‌تر اسدالله یکتا می‌گوید: بعد از اجرا از اسدالله خواستند که برای بازیگری با آن‌ها همراه شود؛ مشروط به اینکه از بزرگ‌ترش اجازه داشته باشد؛ که البته من این اجازه را به او دادم.
میرز‌ای وسط میدان میرزاکوچک خان، مرد جنگل که ابهتش آدم را نا‌خودآگاه از ماشین بیرون می‌کشد تا تمام قد روبه‌رویش بایستی و بگویی سلام سردار! آدم‌های این حوالی صبح‌شان را با همین سلام کوتاه شروع می‌کنند.
خاله شهربانو سال‌هاست تنها زندگی می‌کند و دلش را خوش کرده‌ به مرغ و خروس‌هایی که این روزها همدم او هستند، حیواناتی که خاله شهربانو معتقد است از آدم‌های روی زمین باوفاترند!
حتی حجره‌های کوچک خیابان سرخس هم آنقدر جاذبه دارد که عده‌ای را دور هم کنار یک چراغ کوچک جمع کند و نگذارد روزگار سخت بگذرد.
مرتضی مرتضایی از کسبه خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ می‌گوید: سال ۵۸ وقتی به مشهد آمدم، فقط شش مغازه چادردوزی در این شهر بود که در پایین‌خیابان واقع شده بودند. من بودجه‌ام نمی‌رسید آنجا مغازه راه بیندازم؛ به همین دلیل به این خیابان آمدم.
اگر از خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ بگذرید، حتما مغازه‌های «دَلوسازی» را دیده‌اید که جلب توجه می‌کند. آن ها برای ساخت دلوها لاستيك‌هاي فرسوده كاميون را خريداري و از آن‌ها استفاده‌هاي متفاوتي می‌کنند.
سال ۱۳۵۷ اوج اعتراض‌های مردمی به رژیم ستم‌شاهی پهلوی بود؛ اعتراض‌هایی که با وقایع و کشتار‌های خونینی همراه شد. وقایعی که سه شاهد ساکن محله رضائیه، مهر تاییدی می‌شوند بر مبارزاتی که تا ابد آثارش جاوید خواهد ماند.
وارثان «چاپ سیادت» یادگاری پدرشان را زنده نگه داشته‌اند. مغازه‌ای که سال ۴۱ مرحوم سیدمحمود رعنایی سیادت در اطراف حرم بنا کرد و هنوز هم در خیابان آیت‌الله بهجت فعالیت دارد.
این کوره آجر خشتی، مال شخصی بود که هفت یا هشت کارگر داشت. اطرافش باغ بود و در آن سبزی‌کاری می‌شد. قبل از سال‌۵۰، کار کوره تعطیل شد و بعد از انقلاب هم اینجا به قبرستان تبدیل شد.
حاج ذبیح اولین کسی بود که در محدوده روستاهای اطراف التیمور مجوز تاسیس شعبه نفت را گرفت. او بعد از تاسیس آن التیمور، امرغان، زین‌‏الدین، هلالی، برج‏‌آباد و شیرحصار را در حوزه کاری خود قرار داد.
علی‌آقا مهربان معینی ۷۵ سال از خدا عمر گرفته است. زندگی‌اش همیشه با کارکردن گره خورده است. از کار‌های سنگین روستا تا کارگری و بنّایی در شهر. خودش می‌گوید: «مرا از مدرسه گرفتند و به کشاورزی و دامپروری مشغول شدم.»
علی‌اکبر جغتایی معروف به عمو ژیانی مدتی است که دیگر درمیان اهالی محله بلال نیست. او در جواب کسانی که می‌گفتند چرا با ژیان کار می‌کنی، می‌گفت که «ژیان مرد است و سبک‌رو، هیچ‌جا آدم را جا نمی‌گذارد.»
مرادعلی قازانی بایگی معروف به مراد‌نمکی ساکن محله بلال است. از اول نمکی نبوده، بلکه در پایین‌خیابان شاگرد کبابی بوده اما وقتی بیمه‌اش نمی‌کنند، از آنجا بیرون می‌آید و سه‌چهار شغل عوض می‌کند تا می‌شود نمکی.