مشهد قدیم - صفحه 10

مدرسه علمیه «ولیعصر کرمانی‌ها» با همت چند طلبه کرمانی از جمله حجت الاسلام اکبر ایزدی در سال ۶۵ ساخته شد و از همان سال تاکنون حجت الاسلام ایزدی مدیریت این مدرسه را بر عهده گرفته‌است.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده‌ می‌گوید: گاهی اوقات عده‏‌ای می‏‌گویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبه‌راه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با این‌که آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم می‌گفت کار زشتی است. 
حاج احمد برپا، از آخرین کسبه‌ای است که صابون‌پزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
شهریور‌۱۳۴۹‌؛ دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی یکی از اساتید مدعو در کنگره بیقهی، یک ماه بعد در مقاله‌ای با نام «هزاره بیهقی» اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر مشهد ارائه می‌دهد.
مسجد پاچنار که ما امروزه به «مسجد امام‌حسن‌عسکری (ع)» می‌شناسیم در محله پاچنار است. این مسجد قدیمی بنا به کتیبه کاشی‌کاری سردر آن در سال ۱۲۷۲ خورشیدی راه‌اندازی شده است.
شکل و شمایل مسجد امام سجاد(ع) به خانه‌های ویلایی کوچک می‌ماند، همین وضعیت باعث شده یکی از همسایه‌های مسجد منزل مسکونی‌اش را وقف مسجد کند تا بتوانیم فضای مسجد را افزایش دهند.
در گذر زمان، خاطرات بسیاری در کوچه شهید صادقی ۵ واقع در محله گوهرشاد مشهد خاطرات ثبت شده است. خاطراتی از انقلاب و نگهبانی‌های شبانه تا همدلی همسایه‌های محله. علی‌اکبر کفشدار‌طوسی ۴۴‌سال پیش، همراه خانواده به خیابان شهید‌صادقی ۵ آمدند و ساکن شدند و اکنون او تیتروار روایت‌گر گوشه‌ای از خاطرات است.
در سال ۱۳۹۳ غیر از مزار مرحوم اشکوری، تنها چند قبر دیگر از قدیمی‌ترین گورستان تاریخی مشهد باقی‌مانده، اهالی ارادتمندانه بر سر مزار این عالم می‌روند، فاتحه می‌خوانند و خرما خیرات می‌کنند.
سال ۶۱ بود که این زمین ۷۶۰ متری تبدیل به تنها مسجد محدوده چهارصد دستگاه شد و بخشی از هویت این محدوده شکل گرفت. هرکجای خیابان ابوذر که ایستاده باشی، کاشی‌کاری‌های زیبا و مناره‌های بلند مسجدی را می‌بینی که جلوه‌گری می‌کند
همه اهالی محله خواجه ربیع، «سیدمحمد غنایی» را به نام حاج‌آقا «خوش‌نویس» می‌شناسند! همان محله‌ای که گاه می‌توانی در نانوایی‌ها و بقالی‌ها خط خوشش را ببینی که برای اهالی محله‌اش نوشته است.
گرمابه‌های مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاج‌احمد ضعیف‌السادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سال‌های دور شلوغ و پرمسافر بود.
«حاج‌رضا شادمان» پیرمردی که در ۸۸ سالگی برای ادامه زندگی، دستان پینه‌بسته‌اش را در خاک فرو می‌برد و از کاشت و برداشت سبزی زندگی می‌گذراند. تنها دارایی او زمین ۳۰۰ متری بود که وقف مسجد کرد.
قربانعلی رحیم‌دل از اهالی محله تلگرد است که در خاطره‌ای از خانی صحبت می‌کند که سال‌ها پیش در روستای محل زندگی اش، بسیار به مردم جفا می‌کرد.
حاج فتاح، لباس‌فروش ۷۰ ساله و قدیمی محله طلاب، ۴۰ سال از عمرش را در همین مغازه و در میان لباس‌های رنگارنگی که برای فروش می‌آورده، سپری کرده است. دفتر حساب‌های او از سال ۱۳۵۰ موجود است.
همه می‌دانند که اندام تنومند و ورزشکارانه نانوای ۸۰ ساله محله‌شان به خاطر تمرین‌ها و ورزش‌های هرشب اوست. برای همین هم هست که هروقت سیدمحمدعلی جعفــری‌دولت‌آبـادی را می‌بینند، به او می‌گویند «سلام پهلوان.»
«حسین ماهر» که به «ماهری» شهرت دارد، در مغازه قدیمی‌اش کت و شلوار می‌دوزد و می‌فروشد؛ هرچند که می‌گوید خیاط باید بتواند همه‌چیز بدوزد و او هم دوختن هرگونه جامه‌ای را آموخته است.
سال‌ها‌ست که خراسانی‌ها، در روز‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر می‌شوند و در مراسمی با نام «چراغ‌برات» برای شادی اموات خود فاتحه می‌خوانند و قرآن قرائت می‌کنند.
رضا عبدی ۸۳ سال عمر دارد، او تجربه‌های متفاوتی دارد از سفر به هند و آموختن شگرد‌های تردستی گرفته تا حضور در سالن‌های ورزشی برای تشویق قهرمانان کشتی یا حمله انگلیسی‌ها که با قحطی همراه شد.
غلامعلی تیموری حافظ قرآن است. همه اهالی محله پنجتن خانه‌اش را به عنوان یک پایگاه قرآنی می‌شناسند، زیرا این راهی بوده که او انتخاب کرده و حالا نسل به نسل به فرزندانش رسیده است.
خانه شکیبا در یکی از فرعی‌های کوچه جوادیه قرار گرفته است. این خانه بیشتر از اینکه عمارتی تاریخی باشد، به نظر می‌رسد از اتصال چهار باب خانه شبیه به هم تشکیل شده که هرکدام یک زیرزمین مطبخ‌مانند دارند.