مشهد قدیم - صفحه 12

حاج فتاح، لباس‌فروش ۷۰ ساله و قدیمی محله طلاب، ۴۰ سال از عمرش را در همین مغازه و در میان لباس‌های رنگارنگی که برای فروش می‌آورده، سپری کرده است. دفتر حساب‌های او از سال ۱۳۵۰ موجود است.
همه می‌دانند که اندام تنومند و ورزشکارانه نانوای ۸۰ ساله محله‌شان به خاطر تمرین‌ها و ورزش‌های هرشب اوست. برای همین هم هست که هروقت سیدمحمدعلی جعفــری‌دولت‌آبـادی را می‌بینند، به او می‌گویند «سلام پهلوان.»
«حسین ماهر» که به «ماهری» شهرت دارد، در مغازه قدیمی‌اش کت و شلوار می‌دوزد و می‌فروشد؛ هرچند که می‌گوید خیاط باید بتواند همه‌چیز بدوزد و او هم دوختن هرگونه جامه‌ای را آموخته است.
سال‌ها‌ست که خراسانی‌ها، در روز‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر می‌شوند و در مراسمی با نام «چراغ‌برات» برای شادی اموات خود فاتحه می‌خوانند و قرآن قرائت می‌کنند.
رضا عبدی ۸۳ سال عمر دارد، او تجربه‌های متفاوتی دارد از سفر به هند و آموختن شگرد‌های تردستی گرفته تا حضور در سالن‌های ورزشی برای تشویق قهرمانان کشتی یا حمله انگلیسی‌ها که با قحطی همراه شد.
غلامعلی تیموری حافظ قرآن است. همه اهالی محله پنجتن خانه‌اش را به عنوان یک پایگاه قرآنی می‌شناسند، زیرا این راهی بوده که او انتخاب کرده و حالا نسل به نسل به فرزندانش رسیده است.
خانه شکیبا در یکی از فرعی‌های کوچه جوادیه قرار گرفته است. این خانه بیشتر از اینکه عمارتی تاریخی باشد، به نظر می‌رسد از اتصال چهار باب خانه شبیه به هم تشکیل شده که هرکدام یک زیرزمین مطبخ‌مانند دارند.
سعید چوگانیان، بچه‌محل و کاسب قدیمی چهارراه خواجه‌ربیع خاطرات زیادی از گذشته این محله دارد. او تعمیرکار شیشه اتومبیل است و همه اهالی را می‌شناسد.
کوچه ثبت کوچه‌ای بن‌بست است که نخستین اداره ثبت مشهد و خراسان، خوابگاه دخترانه مطهره، موسسه خیریه عمید صفوی، حوزه علمیه خواهران، پایگاه بسیج خواهران، خانه اشرافی بینش‌ها، حسینیه بجستانی‌ها را در خود جای داده است.  
سیدرضا هاشمی متولد سال۱۳۱۴ از قدیمی‌ترین مغازه‌داران و به‌نوعی بخشی از تاریخ زنده محله طلاب است که اهالی او را به نام «سیدرضا» می‌شناسند.
حجت‌الاسلام آزموده می‌گوید: ما معمولا از همین محله چهل‌پنجاه‌نفری راه‌ می‌افتادیم به‌سمت سی‌متری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیمایی‌ها به حرم یا بیت آیت‌ا... شیرازی ختم می‌شد و برمی‌گشتیم.
غلامحسین ژیان ابراهیم‌آبادی می‌گوید: می‌رفتیم مشهد و از فلکه طبرسی نان می‌خریدیم. با هر کلکی بود وارد حرم می‌شدیم و نان‌ها را می‌رساندیم به شیخ علی‌محمد و او هم بین افرادی که در حرم تحسن کرده بودند، تقسیم می‌کرد.
روضه حاج‌خانم مربوبی در منزلشان واقع‌در بولوار ابوریحان برگزار می‌شود که بیش از پنجاه سال از برپایی آن می‌گذرد. آن‌ها نذر روزه ۱۰ روزه کردند، اما الان چند دهه از برگزاری آن می‌گذرد.
بالغ‌بر ۱۵۰‌نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که به‌مرور زمان و با تغییر شیوه‌های زندگی، از میان رفته است. یکی از همین بازی‌ها بازی «توپ و چوب» یا «زنجیر پله» است که ساکنان محله ثامن، هر روز بعدازظهر انجام می‌دهند.
ابوالقاسم حاذقی از سماورسازان قدیمی است. او از دهه ۱۳۳۰ کارگاهی را در شهر درگز راه می‌اندازد و سماور‌های پناهندگان شوری را تعمیر می‌کند.
به گفته یحیی تاجی، سیستم ارباب‌رعیتی در قلعه‌ساختمان حاکم بود و چند ارباب در شهرک شهید‌رجایی سکونت داشتند. خلیل مؤمنی ارباب محله آنها مردی است که هنوز می‌توان نام او را از زبان قدیمی‌ها شنید.
حاج مهدی نفت فروش شماره ۱۱۱ مشهد بود. او می‌گوید: «رفتم شرکت نفت، درخواستِ شعبه دادم. گفتن برو جا و مکانت رو درست کن، مخزن بذار تا ما نفت صادر کنیم.»
مشهد در چند ماه آخر منتهی به پیروزی انقلاب آبستن حوادثی شد که در تسریع پیروزی نهضت، نقش مؤثری داشت. یکی از این حوادث مهم واقعه ۲۳ آذر سال ۱۳۵۷ و حمله رژیم پهلوی، به بیمارستان امام‌رضا (ع) بود.
قوام‌الدین شیرازی از معماران معروف خراسان است که در سده نهم هجری‌قمری با پشتیبانی شاهرخ تیموری و گوهرشاد، همسر شاهرخ، بنا‌های باشکوهی در محدوده خراسان بزرگ و قلمرو تیموریان ساخت.
محمد تربتی‌فیض‌آباد از قدیمی‌ترین معلم‌های مشهدی است. او از سال ۷۳ بازنشسته شد البته به علت کمبود نیرو دو سال بیشتر خدمت کرد.