از زمانی که به دستور شاه عباس صفوی، نخستین قالی مشهد برای حرم حضرترضا (ع) بافته شد، دهها سال گذشت تا بازار سوت و کور فرش مشهد رونقی بگیرد.
«کوچه پله»، در خیابان بهار ۹ قرار دارد و ۱۲ پله میخورد. هنوز زیبایی گذشته را حفظ کرده و حتی برخی از درهای این کوچه قدیمیو پیچدرپیچ با همان ظاهر قدیمی دارای دقالباب است.
هنگامیکه درباره سیر تاریخی خیابان امام رضا(ع) در چند دهه اخیر میگردیم مشخص میشود این خیابان به دلیل همان جاگذاری ضدهوایی به نام ضدهوایی یا ضد معرف بوده است.
سیدقنبرعلی میرزاخانی معروف به «حاجآقا طاهری» ۳۲ سال امام جماعت مسجد صاحبالزمان (عج) خیابان عرفانی بوده تا اینکه کسالت، اجازه رفتوآمد او به مسجد را از او میگیرد و خانهنشینش میکند.
پدرم همیشه وقتی در نانوایی بود میگفت، مراقب باش نان حلال برای خانواده ببری، در شغل ما یکی از مصادیق نان حلال این است مردم نانی که سر سفره میبرند، با خدابیامرزی بخورند.
«مهندسی تعمیر تلویزیون» شهرت جعفر بیکیان است. او حالا ۲۰ سال است که به عنوان کاسب قدیمی محله پروین اعتصامی در حرفه تعمیر وسایل الکترونیک فعالیت دارد.
بابر نهفقط در تاریخ شهر مشهد، بلکه در تاریخ خراسان و ایران، بهعنوان شاهزادهای مقتدر و موقعیتشناس شناخته میشود که حدود یک دهه بر اریکه قدرت تیموری و حکومت هرات تکیه زد.
حسن جوان ۵۰ سال است که با پیچ و مهره و ابزار سر و کار دارد. او بزرگ و معتمد محله است؛ بهگونهای که در اختلافات همسایگی همیشه بهعنوان قاضی و معتمد محله وارد میدان میشود.
حسین نوریزاده، قدیمیترین عطار محله دانشآموز مشهد است. او که حدود ۶۰سال از عمر ۷۶ساله خود را در این حرفه سپری کرده است، این روزها از قدیمیهای فن و علم عطاری در مشهد به شمار میرود.
این گزارش درباره یکی از کهنسالترین مزارع اطراف مشهد که فقط نامی از آن باقی مانده است. قدیمیترین اسناد موجود درباره مزرعه زرگران مربوط به دوره صفوی و عهد شاهعباسیکم است.
کوچه چهنو۴ که این روزها تابلوی «مهراندیش» بر دیوار آن نصب است، مسیر فرعیای بوده که اکنون به زائرپذیرهای کوچک و بزرگ اختصاص دارد، روزگاری محل سکونت دراویش بوده است.
علی حسنزاده تولیت این مسجد «حقیقی» است. او میگوید: زمین مسجد و چند باب مغازه جنب آن و همچنین منزل فعلی مادرم بخشی از ارثی است که از پدربزرگم، مرادعلی به پدرم رسیده است.
هنر عکاسی در خانواده صفر گلرخ موروثی است. برادر بزرگتر، پسرها و نوههایش همه عکاسی میکردند. صفر گلسرخ مدتها دم حرم میایستاد و میگفت: بفرمایید عکس باحرم.
پدر و مادر شهید علینژاد حدود چهل سال در گرمابه گلبهار کار میکردند. گرمابهای که حالا دیگر به تاریخ پیوسته است. انگار چیزی روی دل مادرشهید سنگینی میکند، اما لب از لب نمیگشاید. میترسد حرفهای کهنه، نو شوند.
علیاکبر روحی، قدیمیترین حلیمپز محله کوشش است. او حدود ۶۵ سال در مغازهای که از پدرش به یادگار دارد پای دیگ حلیم ایستاده و حلیم خوب به مشتریانش داده است. حلیمی که به خودش چنگالی است.
مرحوم عبدالهادی قلمبُر که اسفند سال گذشته از میان ما رفت، نخستین مدیر امور اداری و مالی راهآهن مشهد بود؛ او که سرد و گرم ۱۰۳ سال زندگی را پشت سر گذاشت، تاریخ شفاهی راهآهن مشهد بود.
«کوکب پوررنجبر» مترجم کتاب مفاتیحالجنان و مؤلف مجموعه مشهور «خودآموز و روش تدریس قرآن مجید» و بنیانگذار یکی از نخستین مدارس دخترانه در مشهد است.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی میداد، اما به کارگرانش میرسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
سیدعلیاصغر اسدی یکی از شاگردان قدیمیترین عینک ساز مشهدی است. او میگوید: در ۱۳۲۳ اولین عینکسازی «هیمالیا» بود من سال ۱۳۳۵ شاگرد عینکسازی شدم از آن تاریخ تا به امروز در این مغازه مشغول به کارم.
خیابان سرخس به خاطر اینکه مشاغل قدیمی زیادی را بیشتر از چهل، پنجاه سال در دل خود جا داده است، میتواند نقطه اتکای خوبی در حوزه گردشگری مشهد باشد.