در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
پاوا پیش از این، از طریق جادهای قدیمی و فرعی در کنار دروازه پایینخیابان، به مشهد راه داشت؛ جادهای که در مسیر چند کیلومتری خود از مزارع و روستاهایی مانند «ساختمان»، «بازهشیخ» و «مهدیآباد» میگذشت. اما اکنون راه دستیابی به پاوا، مسیری است که از خیابان «آوینی ۵۹» میگذرد.
«مشهد چهره» بزرگترین سند روایت مشهدالرضا(ع) است. ۱۲ هزار روایت از مردم مشهد، رویدادها و اماکن مشهد را گردآوری کردیم؛ روایت افرادی که اکنون نیستند و روایت مکانهایی که تخریب شدهاند.
۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
حسن حسینی میگوید: دوران کودکیام به خیابان دانش «پل فردوسی» میگفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
معروف شدن حسین محمدنژاد به حسینِ آره به اوایل انقلاب برمیگردد؛ زمانی که قصد ثبتنام در پایگاه بسیج محله را داشت، وقتی نامش را صدا زدند و قصد پرسش نام خانوادگیاش را داشتند، در جواب گفت: «آره»
در غرب هند، شیعهمذهبهای دوازدهامامی قوی بودند که صفویان مراودههای زیادی با آنها داشتند. گویا میرزاجعفر سروقدی و برادرش میرزامحمدطاهر هم یکی از همین هندیان بودند که در مشهد مدارسی میسازند.
سازمان اتوبوسرانی مشهد سال ۴۴ با هفت دستگاه اتوبوس، ۱۴ شوفر واحد (اتوبوسران) افتتاح شد که غلامرضا ظهوریان نجاریثانی به عنوان کمک راننده و درحالی که تنها ۱۵ سال داشت، جذب سازمان شد.
از میانه دوره قاجار، توسعه کشت خشخاش با میدانداری انگلیسیها در مزارع مهرآباد مشهد شروع شد، تا با واسطه عُمال کمپانی یهودی و انگلیسی «ساسون» به بندر شانگهای در چین انتقال یابد.
رباط طرق را به شاهسلیمان صفوی نسبت میدهند و درحقیقت الحاقی به کاروانسرای شاهعباس بوده، سالم باقی مانده است؛ کتیبه بنای الحاقی، ساخت آن را به تاریخ ۱۰۸۰قمری نسبت میدهد.
مشهد صد سال پیش یک خیابان مدرن دارد به اسم ارگ که نخستین سینماها در آن پا میگیرند و هرسال هم بر تعدادشان افزوده میشود، آنچنانکه یک راسته یا دالان سینمایی شکل میگیرد.
در گوشه ای از کوچه کربلا آبانباری قرار داشته که روزگاری نهچندان دور سرچشمه سیراب کردن تمام اهالی و سکنه منطقه حرم بوده اما حالا کسی به این مکان تاریخی توجهی ندارد.
مغازه کلیدسازی محمود صاحبی یک موزه قدیمی است، او به ورزشکاران و واعظانی مانند جهانپهلوان تختی و احمد کافی علاقه دارد و سعی میکند هر چیز مرتبط با آنها را پیدا و در موزه خصوصیاش نگهداری کند.
محمد برادران، پیرمرد ۸۲ ساله که هنوز دست از تلاش برای بهدستآوردن روزی حلال برنداشته است، میگوید: جوان که بودم، همیشه از خدا میخواستم محتاج و زمینگیر نشوم، خدا را شکر تا امروز محتاج نشدم.
نخستین ساکنان مشهد، زائرانی بودند که به شوق زیارت خود را به مشهد میرساندند. به این افراد باید تعدادی از اهالی نوغان، تابران، سناباد، «تروغبذ» و شاید «تروغ» را هم افزود.
شاه عباس صفوی نخستین زائر پیاده حضرترضا (ع) نیست، اما نخستین کسی است که سفر پیادهاش به سوی مشهد خبرساز شد و از آن ردونشانی در تاریخ وجود دارد.
مهندس تبریزینیا در کارنامهاش افتخارات متعددی دارد که از ایجاد انستیتو تکنولوژی در هنرستان شهید بهشتی تا راهاندازی مرکز تربیت معلم فنیوحرفهای مشهد را شامل میشود.
امير برزگر شاعر اهل نوغان شکل کوچههای بچگیاش را اینطور برای آدم ۶۰ سال بعد توضیح میدهد: درِ خانهها و عرض کوچهها تنگ و باریک ساخته میشد تا در صورت حمله مهاجمان سرعت عبور آنها را کاهش دهد.
برای بچههای محله مصلی، نام «گودسلوک» یا «گوسلوک» آشناست؛ میدانند که روزیروزگاری بخشهایی از محله آباواجدادیشان را به این نام میخواندهاند. گودسلوک مزرعهای بود مانند دیگرمزارع بزرگ اطراف مشهد.
سیدامیرحسین قاضیزاده هاشمی نماينده مشهديها در مجلس بچه محل نوغان است، او از دورهای میگوید که مردم با صداي نقاره حرم از خواب بيدار ميشدند.