هنر عکاسی در خانواده صفر گلرخ موروثی است. برادر بزرگتر، پسرها و نوههایش همه عکاسی میکردند. صفر گلسرخ مدتها دم حرم میایستاد و میگفت: بفرمایید عکس باحرم.
پدر و مادر شهید علینژاد حدود چهل سال در گرمابه گلبهار کار میکردند. گرمابهای که حالا دیگر به تاریخ پیوسته است. انگار چیزی روی دل مادرشهید سنگینی میکند، اما لب از لب نمیگشاید. میترسد حرفهای کهنه، نو شوند.
علیاکبر روحی، قدیمیترین حلیمپز محله کوشش است. او حدود ۶۵ سال در مغازهای که از پدرش به یادگار دارد پای دیگ حلیم ایستاده و حلیم خوب به مشتریانش داده است. حلیمی که به خودش چنگالی است.
مرحوم عبدالهادی قلمبُر که اسفند سال گذشته از میان ما رفت، نخستین مدیر امور اداری و مالی راهآهن مشهد بود؛ او که سرد و گرم ۱۰۳ سال زندگی را پشت سر گذاشت، تاریخ شفاهی راهآهن مشهد بود.
«کوکب پوررنجبر» مترجم کتاب مفاتیحالجنان و مؤلف مجموعه مشهور «خودآموز و روش تدریس قرآن مجید» و بنیانگذار یکی از نخستین مدارس دخترانه در مشهد است.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی میداد، اما به کارگرانش میرسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
سیدعلیاصغر اسدی یکی از شاگردان قدیمیترین عینک ساز مشهدی است. او میگوید: در ۱۳۲۳ اولین عینکسازی «هیمالیا» بود من سال ۱۳۳۵ شاگرد عینکسازی شدم از آن تاریخ تا به امروز در این مغازه مشغول به کارم.
خیابان سرخس به خاطر اینکه مشاغل قدیمی زیادی را بیشتر از چهل، پنجاه سال در دل خود جا داده است، میتواند نقطه اتکای خوبی در حوزه گردشگری مشهد باشد.
روستاهایی که ازقضا قدمتی باستانی دارند، در مشهد مستحیل و به کوچهها، محلهها و خیابانهای آن تبدیل شدند، آنچنان که مشهد تا دو دهه قبل، بالغ بر صد روستای کهن یا کمسال را در خود حل کرد.
محمدتقی خان پسیان افسری ورزیده و مجرب بود که جان خود را در راه سربلندی ایران و ایرانی از دست داد و اکنون در گوشهای از باغموزه نادری مشهد در تابوتی آهنی آرمیده است.
«بمانجان» مادرِ نودوششساله شهید سیدجواد قاینیخواه که نام شهیدش بر تابلوی ورودی کوچه پروین اعتصامی ۶ افتخاری است برای تکتک ساکنان این محله.
هنرستان «سیدجمالالدین اسدآبادی» قدیمیترین مدرسه صنعتی مشهد پس از هنرستان شهیدبهشتی است که در حال حاضر ۶۰ سال قدمت دارد و ۲۱ کارگاه درآن فعال است.
تاسیس حمام کاخ برمیگردد به سال ۴۲. همان سالی که مامور بازنشسته شهربانی، محمدعلی مکاریگلختمی، وقتی دید در محلهشان حمامی وجود ندارد، تصمیم گرفت حمامی در نزدیکی یکی از دروازههای شهر بنا کند.
حاجمحمد کاشیطرقی در دهه ۵۰ مسئولیت تقسیم اراضی زراعی را بهعهده داشته و اکنون بیشتر اسناد قدیمی طرق به انشا و خط اوست.
در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
پاوا پیش از این، از طریق جادهای قدیمی و فرعی در کنار دروازه پایینخیابان، به مشهد راه داشت؛ جادهای که در مسیر چند کیلومتری خود از مزارع و روستاهایی مانند «ساختمان»، «بازهشیخ» و «مهدیآباد» میگذشت. اما اکنون راه دستیابی به پاوا، مسیری است که از خیابان «آوینی ۵۹» میگذرد.
«مشهد چهره» بزرگترین سند روایت مشهدالرضا(ع) است. ۱۲ هزار روایت از مردم مشهد، رویدادها و اماکن مشهد را گردآوری کردیم؛ روایت افرادی که اکنون نیستند و روایت مکانهایی که تخریب شدهاند.
۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
حسن حسینی میگوید: دوران کودکیام به خیابان دانش «پل فردوسی» میگفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
معروف شدن حسین محمدنژاد به حسینِ آره به اوایل انقلاب برمیگردد؛ زمانی که قصد ثبتنام در پایگاه بسیج محله را داشت، وقتی نامش را صدا زدند و قصد پرسش نام خانوادگیاش را داشتند، در جواب گفت: «آره»