سیل هولناک سال ۱۳۲۹، عملا بخشهای بزرگی از محله عیدگاه و پایینخیابان را از بین برد و نیروهای نظامی برای مهار بحران، وارد عمل شدند.
حاج علیاصغر نجارزاده و پسرش هاشم سالها در گود چوخه توس کشتی گرفتهاند و هر دو سابقه حضور در جبهه را دارند. حاج علیاصغر میگوید: در تنگه چزابه گیر افتاده بودیم و مهمات نداشتیم. برای همین بیشتر درگیر جنگ تنبهتن میشدیم.
من جزو اولین کسانی هستم که اوایل سالهای ۵۰ به اینجا آمدم. یک جاده از مردارکشان به سمت شهر میرفت که آن هم مالرو بود. یعنی اصلا آن زمان ماشینی وجود نداشت که بخواهد به این قسمت بیاید.
روزنامه اطلاعات مینویسد: دهها نفر نامه مینویسند یا تلفن میکنند که ما حاضریم قلب خود را دراختیار پروفسور برنارد بگذاریم تا برای پیوند به انسانهایی که در آستانه مرگ قرار دارند، مورد استفاده قرار گیرد!
پهلوانبرات محمدی و همسرش طاهره فرزانه از قدیمیهای مردارکشان هستند. آنها برایمان از زمستانهایی میگویند که تنها سرگرمی اهالی شاهنامهخوانی و خواندن قصه حسن کرد شبستری بود.
سکینهجبلی در نامهای به وزارت معارف مینویسد: مدت مدیدی است که شغل قابلگی را دارم و از طرف بلدیه جلوگیری شده است که باید تصدیق داشته باشید و داوطلبان باید بر طبق مقررات در مدرسه قابلگی تحصیل کرده باشند. من در این مدت بیست سال، یک نفر شاکی ندارم.
محمدعلی پوروکیل که کارش قلع اندود کردن قابلمههای مسی است میگوید: بعضی از مشتریها حالا که خاصیت مس را فهمیده تصمیم گرفتهاند دوباره قابلمههای مسیشان را سفید کنند.
در دوره پهلوی، یکی از نخستین نشریاتی که منتشر میشود، «آشفته» است. عماد عصار، کارمند دولت، از تهران به مشهد منتقل میشود و تصمیم میگیرد باتوجهبه اوضاع شهر یک نشریه طنز راه بیندازد. آشفته، کاملترین نشریه طنز است و برخی آن را نخستین نشریه طنز مشهد میدانند.
بیشتر قربانیان خودکشی در دوره قاجار، زنان و دختران هستند که پس از برخوردن به یک مشکل عاطفی مانند عشق یا اختلافهای خانوادگی به زندگی خود پایان میدادند.
علیاصغر بهروانراد حافظه بسیار قوی دارد و خاطرات بسیار زیادی از مشهد قدیم دارد، از دکتر شیخ تا حاج حسین آقای ملک و دیگران. به نظرم گفتگو با ایشان میتوان اطلاعات خوبی داشته باشد.
محمود اصیل، جاهل محله نوغان، حالا به قول خودش «کرک و پرش ریخته» جوان خوشقد و بالا و چهارشانه آن روزها این روزها سمسار تکیدهای شده است.
از دل رود تاریخی شهر که این روزها پساب در آن ریخته میشود، ابزار دوره پارینه سنگی پیدا شده است.
در کاروانسراها هیچگونه اسباب زندگی وجود نداشته است؛ آنچنان که کف اتاقها را تنها با یک تکه گلیم میپوشاندند و مسافران مجبور بودند تمام وسایل زندگی و حتی وسایل آشپزی خود را همراهشان بیاورند.
یحیی سمیعیانریحان (۱۲۷۲-۱۳۶۳خورشیدی) مدیر روزنامه «نوروز»، برای نوشتن یک مقاله، با حکم دادگاه ابتدا به زندان اداره نظمیه و سپس از آنجا به دارالمجانین (دیوانهخانه) فرستاده میشود.
اسناد باقی مانده نشان میدهد که در مشهد، تیمچهها بیشتر در بازارها و بازارچههای اطراف حرم قرار داشته اند و بیشتر عمده فروشان در آن تجارت میکرده اند.
شهرت مزرعه نکاح در میان مردم مشهد بیشتر بهدلیل آبوهوای دلچسب و باغهای مصفای میوه آن بود؛ بهطوریکه این باغات یکی از تفرجگاههای مهم مشهدیها به حساب میآمد.
اهالی محله خاتمالانبیاء محمود حاج بابایی فلاح را «حاجبابا» صدا میکنند. او ۲۰ سالی میشود که با خانوادهاش اینجا زندگی میکند و نیم قرن است که کار تعمیرات کفش را انجام میدهد.
آبلهکوبی عموم اطفال مشهد جزو فعالیتهای انجمن خیریه سعادت است و با انتشار بروشور توصیههای بهداشتی ادامه پیدا میکند.
غلامرضا نزاکتی و سلیمان نیک سرشت یکعمر میشود که با هم توی آرایشگاه خیابان دانشگاه در محله صاحب الزمان کار میکنند و قیچی میزنند.
زنهای حصارسرخ، هرسال همین موقعها، بساط سمنوپزانشان بهراه است. همین موقعها هرسال، توی هر کوچه و محله، دیگی برپاست و چند خانم چادربهکمربسته، آن را هم میزنند تا سمنویش ته نگیرد.