میان مشهدیها، نام شیخطبرسی بیش از همه تداعیکننده نام یکی از خیابانهای اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمیشناسیم.
نوکاریز کمبودهای بسیاری همچون نداشتن فضای سبز و مرکز درمانی دارد. بلاتکلیفی اراضی بایر و وجود انبارهای ضایعات هم بلای جان مردم شده است.
دانشگاه فردوسی مشهد سال۱۳۲۸شمسی، با تبدیلِ آموزشگاه عالی بهداری به دانشکده پزشکی، تاسیس شد. این دانشگاه در دوران پهلوی از نظر علمی و آکادمیک زیر نظر دانشگاه جرجتاون آمریکا قرار داشت.
برای مرمت این آثار، در سال ۱۴۰۲ بودجهای اختصاص نیافته و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان به تشکیل پرونده اکتفا کرده است!
مهندس دیشیدی، معمار مهمترین سازههای این شهر است؛ از کتابخانه آستان قدسرضوی گرفته تا زیرگذر حرم مطهر و صحن غدیر و قدس. او همچنین مهندس ناظر ساخت بازاررضا و خیلی جاهای دیگر بوده است.
برخی از اهالی معتقدند در گذشته نام مزرعه «آلتیمور» بوده و دلیل آن هم سکونت لشکریان تیمور در این حوالی بوده است.
در جستوجوی درختان کهنسال دیار خراسان، به یک فهرست ۹ عددی رسیدیم که هیچکدام از آنها در مشهد قرار ندارند.
وقتی بقرآباد هنوز جزئی از شهر نشده بود، گردشگاه سنتی طلبهها بود. وعده غذایی خود را به آنجا میبردند، روی سبزهها مینشستند و از طبیعت لذت میبردند.
ریشسفیدان قدیمی منطقه، روایتهایی شنیدنی بیان میکنند از استقرار نادرشاه افشار و لشکرش در این محل و نگهداری سریر یا تخت طاووس، تخت پادشاهی محمد بابری، پادشاه هند که نادرشاه آن را به غنیمت آورد.
در چهارهمین روز آبان، تظاهرات آرامی با حضور پررنگ دانش آموزان و زنان در مشهد برگزار میشود و روزنامه خراسان، آن را چنین گزارش میکند: «تظاهرکنندگان خواستار مجازات عاملین حادثه اسف بار دانشگاه تهران بودند».
کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه ۲۴ خانواده و همگی اهل هرات و نیشابور بودند.
محله کلاتهبوقه هرچند در گذشته روستایی کوچک و کمجمعیت بوده است، اهالیاش به غیرت و سلحشوری مشهور بودند و زیر بار ظلم نمیرفتند.
یکی از افراد ملکمحمود که اوضاع را رو به افول میدید، حاضر شد درمقابل دریافت پول، دروازه «نوغان» را بر روی نادر و سپاهیانش بگشاید و بالاخره، نادر توانست مشهد را فتح کند.
اکنون یکی از مراکز مهم هویتی محله کوی مهدی، بوستان بهشت است که نیمه اول سده چهارده خورشیدی مهمترین آرامستان عمومی مشهد بود.
یکی از مکانهای مفید فرهنگی منطقهیک، کتابفروشیها و کتابخانههایی هستند که با معماریهای جذابشان در بین مردم معروفیت خاصی دارند.
میرزاطاهر رضوی در این نقاشی، بخشی از صحن عتیق را با وضعیت پس از توپبندی به تصویر میکشد. قشون روس در میانه صحن عتیق دیده میشوند، کالسکه و گاری متعلق به آنها در میانه صحن است و اسبها کنار نهری هستند که بعد از سقاخانه اسماعیلطلا به سمت پایینخیابان جریان دارد.
کتاب تاریخ بیهقی شرح حکومت دهساله مسعود غزنوی است؛ پادشاهی که مرکز حکومتش، غزنین بود، اما بیش از ۱۶ هزارکیلومتر سفر کرد که بخشی از این مسیر در توس و مشهد گذشت.
الله وردیخان، از ارامنه گرجستان بود و پس از اینکه به اسارت درآمد، چندبار فروخته و عاقبت به جرگه غلامان شاهتهماسب یکم وارد شد و اینجا بود که به اسلام گروید و از سپهسالاران و رجال سیاسی شد.
دلیل نامگذاری محله بهنام بلال حبشی به داستان بازدید حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی برمیگردد. او مسجدمحوری محله را به روحیه بلال حبشی ساکنانش تعبیر کرد.
در اسفند سال ۱۳۴۳ خورشیدی، مهندس شهرستانی، شهردار وقت مشهد که از خرداد همان سال این مسئولیت را برعهده گرفته است، میخواهد بوستانی شایسته شهر امامرضا (ع) بسازد.