وقتی بقرآباد هنوز جزئی از شهر نشده بود، گردشگاه سنتی طلبهها بود. وعده غذایی خود را به آنجا میبردند، روی سبزهها مینشستند و از طبیعت لذت میبردند.
ریشسفیدان قدیمی منطقه، روایتهایی شنیدنی بیان میکنند از استقرار نادرشاه افشار و لشکرش در این محل و نگهداری سریر یا تخت طاووس، تخت پادشاهی محمد بابری، پادشاه هند که نادرشاه آن را به غنیمت آورد.
در چهارهمین روز آبان، تظاهرات آرامی با حضور پررنگ دانش آموزان و زنان در مشهد برگزار میشود و روزنامه خراسان، آن را چنین گزارش میکند: «تظاهرکنندگان خواستار مجازات عاملین حادثه اسف بار دانشگاه تهران بودند».
کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه ۲۴ خانواده و همگی اهل هرات و نیشابور بودند.
محله کلاتهبوقه هرچند در گذشته روستایی کوچک و کمجمعیت بوده است، اهالیاش به غیرت و سلحشوری مشهور بودند و زیر بار ظلم نمیرفتند.
یکی از افراد ملکمحمود که اوضاع را رو به افول میدید، حاضر شد درمقابل دریافت پول، دروازه «نوغان» را بر روی نادر و سپاهیانش بگشاید و بالاخره، نادر توانست مشهد را فتح کند.
اکنون یکی از مراکز مهم هویتی محله کوی مهدی، بوستان بهشت است که نیمه اول سده چهارده خورشیدی مهمترین آرامستان عمومی مشهد بود.
یکی از مکانهای مفید فرهنگی منطقهیک، کتابفروشیها و کتابخانههایی هستند که با معماریهای جذابشان در بین مردم معروفیت خاصی دارند.
میرزاطاهر رضوی در این نقاشی، بخشی از صحن عتیق را با وضعیت پس از توپبندی به تصویر میکشد. قشون روس در میانه صحن عتیق دیده میشوند، کالسکه و گاری متعلق به آنها در میانه صحن است و اسبها کنار نهری هستند که بعد از سقاخانه اسماعیلطلا به سمت پایینخیابان جریان دارد.
کتاب تاریخ بیهقی شرح حکومت دهساله مسعود غزنوی است؛ پادشاهی که مرکز حکومتش، غزنین بود، اما بیش از ۱۶ هزارکیلومتر سفر کرد که بخشی از این مسیر در توس و مشهد گذشت.
الله وردیخان، از ارامنه گرجستان بود و پس از اینکه به اسارت درآمد، چندبار فروخته و عاقبت به جرگه غلامان شاهتهماسب یکم وارد شد و اینجا بود که به اسلام گروید و از سپهسالاران و رجال سیاسی شد.
دلیل نامگذاری محله بهنام بلال حبشی به داستان بازدید حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی برمیگردد. او مسجدمحوری محله را به روحیه بلال حبشی ساکنانش تعبیر کرد.
در اسفند سال ۱۳۴۳ خورشیدی، مهندس شهرستانی، شهردار وقت مشهد که از خرداد همان سال این مسئولیت را برعهده گرفته است، میخواهد بوستانی شایسته شهر امامرضا (ع) بسازد.
کوچه بهاءالتولیه که اکنون تابلوی «تهپلمحله ۶» و «شهید سعید سروقدی» در ابتدای آن دیده میشود، یکی از نقاط سبز نقشه دالمج است که باغهای آن جای خود را به خانهها داده است.
اولین کالای صادراتی مشهد هرکاره است؛ همان سنگی که به دعای امامرضا (ع) در بدو ورود به این شهر، برکت یافته است.
آنچه حسین حسنپور به گردآوری آن مشغول بوده را نمیتوان عتیقه یا زیرخاکی نامید، بلکه او را میتوان صاحبِ مجموعهای (کلکسیونری) از اشیایی دانست که در زندگی دو سه نسل قبل، کاربرد داشته است.
از آن همه شکوه و زیبایی ۲ بنای تاریخی در حرم رضوی، امروز تنها دو بنا به یادگار مانده است که در قلب اماکن متبرکه چشم نوازی میکنند و میراث روزگار پرعظمت رونق مدارس علمیه در جوار روضه منوره هستند.
تخریب دو پلاک در دهه سی کوچه ضیا را طولانی و باریک میکند و راه دسترسی به بیوت علما آسان میشود، مشهدیها پس از آن، این راسته را «کوچه علما» لقب میدهند.
نخستین مرکز آموزش اختصاصی نابینایان در مشهد، ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۵ افتتاح میشود. این مرکز بهدلیل آنکه هنوز ساختمان مستقلی نداشته، در دبیرستان فروغ مستقر بوده است.
اداره استاندارد در مشهد ابتدا یک اداره محقر با چند کارمند بود که وابستگی زیادی به مرکز داشت. نظارت بر محصولات صادراتی در شهرستان ها، جزو وظایف اصلی این اداره بود.