پشتکار؛ رمز عبور نازنین صبوری از نقره به طلا
ریحانه فرخانی| قهرمانیها یک شبه در زمین مسابقه به دست نمیآیند، بلکه حاصل تلاشهای مداوم پیش از آن است؛ مثل داستان قهرمان نونهال روایت ما. نازنین صبوری دختری است که با صبر و پشتکار به رؤیای ذهنی خودش جامه عمل پوشانده است.
دختر چهاردهساله محله امیریه، از سال۱۴۰۱ قدم در مسیر کیوکوشینکاراته گذاشته و از یکجایی به بعد هرچه مدال در مسیرش بوده، درو کرده است. او تا به الان موفق به کسب هفت مدال طلا شده است.
-چگونه به ورزشهای رزمی علاقهمند شدی؟
کلا ورزش را دوست دارم و در همان ابتدا به سمت ورزشهای رزمی کشیده شدم. فکر کنم توانمندی بدنیام روی انتخابم اثر داشته است.
-چرا کیوکوشینکاراته را انتخاب کردی؟
چون این ورزش به من اعتمادبهنفس، نظم و قدرت میدهد و احساس میکنم میتوانم در این رشته ورزشی هر روز بهتر از دیروز باشم.
-این علاقه تو را به چه موفقیتهایی رسانده است؟
از میانههای سال دوم بود که فرصت حضور در مسابقات مختلف را به دست آوردم و تا حالا توانستهام سیزده مدال بگیرم؛ هفت مدال طلا، چهار نقره و دو برنز.
-ارزشمندترین مدالت کدام است؟
کسب طلای کیوکوشینکاراته شهرستان و طلای استان در سال گذشته را بیشتر دوست دارم.
-وقتی روی سکوی قهرمانی میایستی، چه حسی داری؟
احساس غرور و خوشحالی دارم و به این فکر میکنم که چقدر خوب شد توانستم نتیجه زحماتم را بگیرم. این انگیزهای است که میتوانم باز هم ادامه دهم.
-فکر میکنی چه ویژگیای در وجودت باعث موفقیت شده است؟
اگر آدم صبور باشد و تلاشش را ادامه دهد، به نتیجهای که میخواهد میرسد. خودم هم برای رسیدن به طلا چندبار نقره و برنز گرفتم، اماچون صبر و پشتکار داشتم، به چیزی که میخواستم رسیدم.
-خانواده چه نقشی در موفقیتت داشتهاند؟
خیلی زیاد. خانوادهام همیشه کنارم بودهاند، تشویقم کردهاند و در همه مراحل پشتیبانم بودهاند.
-برای مدیریت درس و ورزش چه میکنی؟
سعی میکنم برنامهریزی داشته باشم تا اول به درسم برسم و بعد تمرینهای ورزشم را با نظم پیش ببرم تا بدنم آماده باشد.
-هدفت در ورزش چیست؟
دوست دارم مدالهای بیشتری کسب کنم و در مسابقات بزرگتر و بینالمللی حاضر شوم و برای کشورم افتخارآفرینی کنم.
-چه چیزی باعث میشود با انگیزه تمرین کنی؟
هدفهایی که برای خودم دارم و خوشحالی خانوادهام بزرگترین دلیل و انگیزه من برای ورزشکردن هستند.
-اگر بخواهی از کسانی که در موفقیتت نقش داشتهاند تشکر کنی، چه میگویی؟
اول از خدا تشکر میکنم، بعد از خانواده عزیزم که همیشه کنارم بودهاند و از مربی خوبم، خانم مینا نجفیتوکل که همیشه با انگیزههایی که به من دادند، باعث شدند با امید بیشتری ادامه دهم.
* این گزارش پنجشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۷ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.