پهلوان اسماعیل جاوید، یکی از این پهلوانان بامرام و گمنام است که قدرت بازوی خود را در راه حمایت از حقیقت و جوانمردی به کار بست و سرانجام در این راه جان خود را از دست داد.
راسله رضاپور میگوید: عدهای فکر میکنند درک شاهنامه سخت است، درحالی که وقتی من داستانهای شاهنامه را برای کودکان تعریف میکنم، میبینم که بهخوبی موضوع را درک کردهاند.
کار «جعفر اسدی فرخد» تنها به جمعآوری روزنامههای قدیمی خلاصه نمیشود، او عاشق است، عاشق اسناد قدیمی و آنها را ربط میدهد به حفظ فرهنگ و هویتمان.
آنچه که بیش از هر چیز زندگی «پهلوان رستم» را خاص کرده، علاقه او به جمع آوری اشیای خاص است. «موزه آیینهای پهلوانی شه لافتی» نتیجه این علاقه اوست که ۶۰ سال به طول انجامیده است.
پخت نان در تنورهای گِلی از دیرباز سنت زنان ساکن محدوده منفصل توس است؛ نان گرمی که برکت سفرهشان بوده و علاوه بر تأمین قوتشان، پیشه بعضی دیگرشان نیز هست.
آصفالدوله مینویسد که جای قبر را معین کرده، یک سنگ هم برای نصب روی قبر، نذر و حتی یک ملک دارای درآمد را وقف آن میکند.
شاهنامه بیشترین مخاطب بزرگسال را میان صد جلد کتاب کتابخانه نواب صفوی دارد؛ مخاطبانی که اغلب بهمناسبت شب یلدا یا سال تحویل شاهنامه را به امانت میبرند.
یکی از رسوم کشتیگیران و پهلوانان قدیم رسم سفرهداری بود، قربانعلی غلامی با ۹۴ سال سن را از این حیث میتوان جزو آخرین سفرهداران کشتی پهلوانی دانست.
خاندان ادیب که سابقه سکونت ۲۵۰ ساله در محله فردوسی را دارند، از حامیان همیشگی فردوسی بوده و نام خانوادگی ادیب را به عشق همین ارادت برگزیدهاند.
سیاوش باقریان، بنیانگذار جوانسرای موسسه فرهنگی خردسرای فردوسی، معتقد است قهرمان شاهنامه یک انسان عادی است.
در ذهن ما معمولا نقالان، سالخورد هستند، اما دانشآموزان دبستانی در همسایگی آرامگاه فردوسی، تصویری جدید و زیبا از شاهنامهخوانی و نقالی برایمان ساختند.
علی اسدی تندیس حجمی رستم که برای مدتی در آرامگاه فردوسی قرار داشت را بیآنکه سفارشی از بنیاد و مؤسسه و نهادی گرفته باشد، ساخته بود.
دکتر آرش اکبری مفاخر اصالتا اهل کرمانشاه است و سال۸۳ برای تحصیل به دانشگاه فردوسی مشهد میآید و سال ۸۴ شاهنامه باعث پیوندش با خانمی فعال در همین عرصه میشود.
بقایای روستای قدیم اسلامیه، یکی از بناهای ۶۰ساله، اما با ظاهر هزار ساله در محدوده تابران توس است که اهالی محله فردوسی آن را «قلعه بالا» مینامند.
بزرگترین نماد گردشگری شهر مشهد بعد از حرم امام رضا (ع)، آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی است که در منطقه ۱۲ قرار گرفته است.
ابوالقاسم بختیار نخستین پزشک متخصص جراح ایرانی و بنیانگذار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و از استادان این دانشگاه بود.
شقایق شاهنامهخوان قهاری است که نقالیهای هفتخانش حرف ندارد . نقالی کردن تنها هنر او نیست و در تئاتر و موسیقی و قرائت قرآن هم فعالیت میکند. خوشصحبت است و استوار و حماسی حرف میزند و میگوید: از بچگی به کتاب علاقه زیادی داشتم، حتی وقتهایی که بیرون میرفتیم به مادرم میگفتم بهجای اسباببازی و خوراکی، برایم کتاب بخر.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه میگذاریم، با آن مجسمههای زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان میکند. از جلوخان که میگذریم و از چندین پله که بالا میآییم، آنجاست که باغ افسونگریاش را به رخ میکشد و هر بیننده را مسحور خودش میکند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کردهاند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته است. همین زیباییها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
علی ذریه حبیب تبریزی با ۷۰ سال سابقه در خلق آثار نفیس تابلوفرش در تازهترین اثرش تابلویی چشمنواز بافته است. این تابلوفرش عزیمت امام رضا(ع) به خراسان و توقف ایشان در نیشابور را روایت میکند.
ما در هنرستان امیرعباسیان حسینی در منطقه آموزشی تبادکان با فاطمه قهرمانلو و زهرا حاتمی آشنا شدیم، دخترانی که تنها 18 سال دارند و کارگاه معرقکاری آنها، منبع درآمد بسیاری از بانوان بدسرپرست و دختران محله کلاتهبرفی است.
با حدیثه و نرگس آشنا شدیم دو خواهر سوزندوز که علاوه بر درس خواندن و سوزندوزی کردن گاهی صبح تا شب در زمین کشاورزی کار میکنند.
برای این دخترها کار عار نیست و رنج ندارد برعکس آنها دخترهایی هستند که عشق بزرگی به زندگیشان دارند.