علیرضا حافظی ۱۰۸ ماه در مناطق عملیاتی حضور داشت و ۴۵ درصد جانباز است. او دو بار در عملیات کربلای ۵ و یک بار هم نزدیک پاسگاه سردشت مورد حمله شیمیایی قرار گرفته است.
محله
عنصری
محله عنصری که در اسناد به نام «دستگرد» و یا «دستجرد» آورده شده، به احتمال زیاد باستانی و متعلق به پیش از اسلام بوده است. دستکم ۴۴سالی میشود که نام «عنصری» روی این خیابان نقش بسته است. باغخونی از مهمترین بناهای تاریخی عنصری است که هویت مشهد نیز محسوب میشود.
هاشم مختاری کشتی گیر ملی پوش محله عنصری است. او در سالهای ۲۰۰۵-۲۰۰۶ کاپیتان تیمملی نوجوانان کشور بوده است.
سال ۱۳۲۸ داروخانه خراسان که یکی از قدیمیترین داروخانههای مشهد به حساب میآید، تاسیس شد. حاج حسین ابوسعیدی از سال ۱۳۷۳ به جای پدر لباس سفید میپوشد و دارو دست مردم میدهد.
امیرحسن چرخیزاده با اینکه فقط دوازدهسال دارد، پنجسال است که مداحی میکند. او هرسال رتبه نخست مسابقات قرائت قرآن دانشآموزی ناحیه را به دست آورده است. سال۱۴۰۲ نیز مقام اول مسابقات استانی «کوثر محبت» را در رشته مداحی از آن خود کرد.
نماز جماعت در یک لبنیاتی! این اتفاق جالب ۲، ۳ سال است که هر روز و به مدت ۱۰ دقیقه در یکی از مغازههای قدیمی محله عنصری تکرار میشود و اتفاقا خوب هم گل کرده. مشتریها اول نماز میخوانند و بعد خریدشان را انجام میدهند.
حاج اسماعیل اصلمند، مردی است که یادگیری قرآن را در یک خانه قدیمی کوچه چهنو آغاز کرده است. او با صدای تلاوت مادربزرگش، شیفته آیات کتاب خدا شد و بعدها با همان روشهای دلنشین مادربزرگش، آموزش قرآن را زنده نگه داشت.
غلامرضا احسن مقدم معلم و مدیر بازنشسته هنرستان پسرانه سیدجمال اسدآبادی توانست تغییرات رفتاری و آموزشی قابل توجهی در دانشآموزان به وجود آورد و خیلی از دانش آموزان به نیکی از او یاد میکنند.
حمید جهانگیرفیضآبادی از اولین دیدارش با شهیدبرونسی میگوید، دیداری که بعد از سالها هنوز در ذهنش رنگ نباخته و گویای سادهزیستی شهیدبرونسی است.
حمید شاندیزی، ورزش را نه با فوتسال، بلکه با فوتبال آغاز کرد، اما در نهایت، موفقیتهایش در فوتسال بود که نام او را به عنوان اولین ملیپوش خراسان رضوی جاودانه کرد. او یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتسال کشور است.
خانه بهرامی واقع در امامرضا۲۲ عمارتی است که سردر باشکوه و منحصربهفردش، با طاق آجری، پیش از ورود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
حسین عادلفهمیده قبل از سال ۷۰ مدرک درجه یک داوری را میگیرد و بعد از آن در سال ۷۲ میشود داور ملی فوتبال، اما، چون پس از کسب داوری ملی سنش بیشتر از ۳۵ سال است، برای داوری بینالمللی دعوت نمیشود.
خاطره عظیم پهلوان، روایت مردی است که به شوق دیدن همسر و فرزند خردسالش، دل به جادهای سپرد که کم مانده بود در آن، جانش را به خطر بیندازد. او تا سال۶۲ در همان روستا زندگی میکرد و بعد از آن به مشهد آمد.
عماد نیرومند ۱۵ ساله و برادرش احسان ۱۰ ساله در چند هنر سررشته دارند. شعر، داستاننویسی، نمایشنامهخوانی، نقاشی و سفالگری. آنها در دنیای مجازی هم فعال هستند و وبلاگ ساختهاند.
مراسم شاهحسینگویان مربوط به هیئت منتظران بقیهالله (عج) متعلق به آذربایجانیهای مقیم مشهد است. در این مراسم سوگواران در دهه اول محرم شمشیر به دست، فاصله خیابان امام رضا (ع) ۲۸ تا حرم مطهر را میپیمایند.
نامیدن کوچه به نام کربلا بهدلیل تجمع کاروانسالارهای کربلاست و در سالهای قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا میشدهاند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.
درهای باغ خونی، بیش از صد سال به روی مردم کوچه و بازار بسته مانده است و انگار جنگ جهانی، قصد رفتن از آن را نداشته است. مردم اینقدر از تفرج در این باغ محروم ماندهاند که تنها رویایی از آن در ذهن دارند، خاطرهای دور که در قصهها برایشان گفتهاند.
عمر این چرخ خیاطی به بیش از ۱۵۰ سال پیش برمیگردد و این یعنی یک چرخ خیاطی سندی تاریخی میشود برای هنر گلدوزی دستی بر روی جانمازها و سجادهها در شهر مشهد که هنوز هم چرخش برای امرار معاش خانواده حمید غفاریان در بازار رضا میچرخد.
محمد ظریفرفائیزارع میگوید: یک روز سرهنگی که سید بود از جلوی مغازهام رد شد، دید قهوهخانه را جمع کردم و نوشابه آوردم. آن زمان میگفتند «آببندی»، دوغ و لیمونات و... بود.
بیشتر وقتها میرفتم پای منبر آیت الله خامنهای. یکبار که محمود را با خودم بردم، ایشان وقتی فهمیدند محمود طلبه است با او حرف زدند و فرمودند: «اگر محمود درسهای کلاسیک را به اتمام برساند سپس به درسهای حوزوی بپردازد، بهتر است»
سعید جهانگیری خط خوش و هنر حکاکی را از پدر و پدربزرگش به ارث برده و سالهاست در بازار رضای مشهد بهطور حرفهای حکاکی میکند و شاگردان اهل ذوق را آموزش میدهد.