اگر یک روز برحسب اتفاق گذرتان به خیابان مصلی در محله چهنو افتاد، همین نشانی ساده «کوچه صابونپزها» شما را به معبری میرساند که صدسالگیاش را پشت سر گذاشته است و روزی روزگاری راسته حجرههای صابونپزی بوده است.
صابونپزهای سنتی این کوچه صابونهای خود را با مواد طبیعی درست میکردند و قالب میزدند و روی پشت بام ردیف به ردیف میچیدند تا خشک شود. حالا همین صابونهای سنتی جایی در بیرون شهر پخته و خشک میشوند و قفسههای تک و توک مغازه به جای مانده صابونپزی را پر از صابون میکنند.
چهنو از محلات قدیمی با بافت نسبتا فرسوده در مجاورت حرم مطهر امامرضا (ع) است که درگذشته مزرعه بزرگی بوده و بخشی از اراضیاش حدفاصل خیابانتهران قدیم و پایینخیابان (نواب صفوی) قرار داشته است. این مزرعه بر اثر خیابانکشی، تکه تکه شده است. محله چهنو ۱۶ هیئت قدیمی دارد.

محمدآقا همان اوستا رنگرزِ قدیمی محله چهنو است که این روزها بهدلیل کهولت سن، خانهنشین شده و زمام کار را به دست پسرش سپرده است. روزی روزگاری رنگرزی کوچک او آنقدر سر زبانها افتاده بود که کوچه آیتالله صدوقی5 در محله چهنو به کوچه رنگرزی معروف شده بود. محمد زنگنه حالا ٩٢سال را رد کرده است. تا همین چند سال پیش، تمام شهر را پیاده گز میکرده، صبحها پای پیاده میرفته حرم و از حرم به خانه برمیگشته غروبها هم برای نماز جماعت به مسجد محله میرفته است. تمام تاب و توانش را در این سن و سال مدیون روزهای جوانی است. یا در کارگاه رنگرزی مشغول کار بوده یا در زورخانهها مشغول کشتی و ورزش.
مسجدی قدمتدار و شناختهشده که با مدیریت حاج علیاصغر عابدزاده ساخته شده است. این بنا حالا تنها یک مسجد نیست! بلکه در این سالها به مرکزی برای فعالیتهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و... تبدیل شده است، جایی برای برگزاری مراسم به بهانه مناسبتهای مختلف یا محلی برای تهیه جهزیه تازهعروس و دامادهای کمبضاعت محله. از پیر و جوان و مرد و زن هم در این فعالیتها شرکت میکنند. بماند که نماز صبح که یکی از واجبات فراموششده برخی مساجد است هم در این مسجد محوری از دیرباز تاکنون اقامه میشود و آن را خاصتر کرده است.
هر معبری داستان خودش را دارد اما سرگذشت بعضی کوچهها، شنیدنیتر است. کوچه شهید شیرودی2 یکی از همان گذرگاههای خاص است که 70، 80سال پیش تا چشم کار میکرد باغ توت و انگور بود و دیوارهای گلی و تک و توک خانههای ویلایی. اهالی آن هم بیشتر کشاورز و باغدار بودند و میوه بیشتر میوهفروشیهای شهر از همینجا تأمین میشد.اما حالا این کوچه آسفالت و جدولکشی شده است و شلوغی و ترافیکی آن که خودروهای گذری باعث و بانیاش هستند دست کمی از ترافیک معابر اصلی ندارد. وجود چهار مدرسه قدیمی و بنای جعفریه که روزگاری محل آمد و شد طلاب جوان بود آن را به کوچهای با سبک و سیاق آموزشی تبدیل کرده است.
قاسم هادیان حقیقی 77ساله و بزرگشده این محله است. محلهای که صد سالگیاش را پشت سر گذاشته است. پدر او شاطر حسین هم روزی روزگاری از ریشسفیدان اسم و رسمدار این خیابان بوده و در پنجراه پایین خیابان آردفروشی داشته است. هادیان قرار است با خاطرهگوییهایش ما را ببرد به سالهای دور، به روزهایی که خبری از همهمه و شلوغی پنجراه پایین خیابان و صدای بوق خودروها نبود.
محسن خشنودی از همان دوران کودکی به مسجد موسی بن جعفر(ع) در حوالی خانهشان رفت و آمد داشته و بعد از مدتی هم عضو فعال بسیج این مسجد میشود. چیزی نمیگذرد که دوستان مسجدی و بسیجی هم پیدا میکند. دوستانی که خیلی از آنها ورزشکار بودند و محسن را هم تشویق میکنند که همراه آنها به باشگاههای ورزشی بیاید. محسن 10سال بیشتر نداشته که تابستان سال ١٣٩٢ پا به باشگاه رزمی فرهنگسرای غدیر میگذارد. آن موقع قصدش تفریح و ورزش در کنار دوستانش بوده اما همان چند جلسه اول متوجه علاقه و استعدادش میشود و تصمیم میگیرد این مسیر را جدیتر دنبال کند.
فیلم ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری در سال ۹۷، در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درمیآید، برنده سیمرغ بلورین از نگاه ملی میشود، بعد از آن پروانه زرین بهترین فیلم از جشنواره کودک و نوجوان و نشان کمیسیون ملی یونسکو به عنوان فیلم منتخب سال ۲۰۱۹ را دریافت میکند. اما چیزی که باعث میشود این فیلم از همان ابتدا مورد توجه قرار بگیرد، حضور سردار قاسم سلیمانی در روز اول فیلمبرداری در پشت صحنه این فیلم است.