پادگان

محله امام خمینی (ره) که نامش را از اصلی‌ترین خیابان آن گرفته است، پیش از انقلاب با نام خیابان عدل پهلوی شناخته می‌شد و بعد از انقلاب به امام خمینی (ره) تغییر نام داد.
یونس نیکو روایت می‌کند: هربار که در تظاهرات شرکت می‌کردم، استادکارم، آقای محمدی، می‌گفت «چه چیزی نصیبت می‌شود که به تظاهرات می‌روی؟»
هادی دهقانی روزی که برای گذراندن خدمت سربازی به تیپ‌۲ لشکر ۸۴ پیاده خرم‌آباد اعزام شد، هرگز تصور نمی‌کرد که از نزدیک شاهد سانحه برخورد هواپیمای مسافربری به دل ارتفاعات سفیدکوه باشد.
نام «سردادور» هنوز هم برای برخی آشناست. «سردادور» همان خیابان هم‌جوار با پادگان ارتش است که  پس از فتح تاریخی لشکر ۷۷ و شکستن حصر آبادان با نام «ثامن‌الائمه (ع)» نام‌گذاری شد.
با آزادسازی زمین‌های پادگان لشکر‌۷۷ در هسته مرکزی شهر، محور شهید نامجو‌۲ که از بین پشتیبانی آماد لشکر عبور می‌کرد بازگشایی شد.
جوی آبی وارد پادگان می‌شد. صفرعلی گیلاسی فکری به ذهنش رسید. منتظر شد هوا تاریک‌تر شود؛ «دمدمه‌های غروب هوا گرگ‌و‌میش بود. در گودال آب نشستم. از همان کانال آب شناکنان خود را به بیرون پادگان رساندم.»
محمود اسماعیلیان که سابقه ۵ ماه حضور در لبنان و نبرد با نیرو‌های اشغالگر را دارد تعریف می‌کند: یک روحانی شیعه اهل عراق به نام آقای نجفی پیش من آمد و از من درخواست کرد که او را به شهر بودای برسانم.