محله مهرآباد - صفحه 13

محله
منطقه ۵

مهرآباد

محله مهرآباد تلفیقی از دو مزرعه قدیمی «مهرآباد» و «خدربیک» است و پیشینه تاریخی و قدمتی دست‌کم ۱۳۰ ساله دارد. این محله ازمهاجرپذیرترین محلات مشهد است و زندگی قومیت‌های مختلف با مذاهب گوناگون در کنار یکدیگر و تعامل آن‌ها با هم ازشاخصه‌های مهم آن است. بافت جمعیتی مهرآباد، جوان و پویاست و بیشتر ساختمان‌ها، یک و دو طبقه است.

محله مهرآباد
ظاهر اوستا رضا دری به مرد 77ساله شباهت ندارد. گرچه موها و محاسن سفید و چین و چروک روی پیشانی و دست‌هایش نشانی‌هایی است که گذر حدود 8دهه از عمر پیرمرد محله مهرآباد را نشان می‌دهد اما هنوز سرپاست و مشغول حرفه همیشگی اش. پیرمرد دوچرخه‌ساز منطقه ما سال‌های سال است وقت اذان که می‌شود، در قاب در ورودی مغازه‌اش می‌ایستد و اذان می‌گوید.
اگر حالا به کوچه مهرآباد3 قدم بگذارید کوچه‌ای قدیمی که با گسترش شهرنشینی بافت روستایی‌ آن هم رفته‌رفته شکل و شمایل شهری به خود گرفت؛ هر چند اکنون از کمبودهایی رنج می‌برد. تردد اندک شهروندان و مغازه‌های انگشت شمار آن باعث شده این کوچه منظر محلی آرامی به خود گرفته باشد.
با ضربات چکش مشغول صافکاری پراید سفید رنگی هستند که بر اثر تصادف آسیب دیده و فرورفته است. با آنکه سر و صدای زیادی از مغازه‌شان شنیده می‌شود، اما وقتی پا به آنجا می‌گذارم بلافاصله متوجه حضورم می‌شوند. محمد و حمید محمدزاده بژمه، 2برادر صافکار اهل محله مهرآباد هستند که کارگاهی در همین محدوده دارند و بیش از 30سال است در این حرفه مشغولند. محمد 50ساله است. او در همان دوران کودکی پدرش را از دست می‌دهد و به خواسته مادرش از 12سالگی وارد کار صافکاری می‌شود. برادرش حمید هم متولد 1348 است و این کار را با هم شروع کرده‌اند.
چشم‌هایش شوق موفقیت دارد و وجودش پر از انگیزه است. نوجوان محله مهرآباد از 4سالگی ورزش حرفه‌ای را آغاز کرده و حالا قهرمان محله و شهرش شده است. ستایش تیموری 12ساله تکواندوکار باانگیزه‌ای است که رؤیای المپیک را درسر می‌پروراند و آرزو دارد روی سکوی قهرمانی جهان بایستد.
هردو پای کار هستند؛ چه خانم نجمه نیک‌سیما و چه همسرش محمد علی‌دادی و حتی فرزندانشان، اما بدون شک پیشانی کار، خود خانم نیک‌سیماست که با تلاش فراوان تا این لحظه بر مشکلات چیره شده و لحظه‌ای متوقف نشده است. این زوج کارآفرین مهرآبادی خانه‌شان را کارگاه کرده‌اند و زیر پر و بال انسان‌های زیادی را گرفته‌اند، حتی در همین اوضاع عجیب‌وغریب کرونا و طلا و دلار و سقوط و صعود همه‌چیز که کمر تولیدی‌های بسیاری را شکسته است.
خودش جوان و متولد1356 است اما قصابی در خانواده او 5نسل قدمت دارد و این شغل را از کودکی آموخته است. پدرش حاج محمود ازکیا عضو اتحادیه گوشت است و آن‌قدر دست اول محسوب می‌شود که شماره عضویتش2 است. قصابی آن‌ها در این محله 50سال قدمت دارد. جواد ازکیا این شغل را دوست دارد و با خوشی و سختی‌اش می‌سازد. روی دستش جای بریدگی کم نیست اما باز هم چاقو و مَصقَل از دستش نمی‌افتد و رمز موفقیتش را صداقت و برخورد خوب با مشتری می‌داند.
او پارچه و پرده‌فروش محله مهرآباد و رابط کسبه این محله در شورای اجتماعی است. هم‌محله‌ای‌ها را خوب می‌شناسد و اخلاق نیکویی هم دارد. چراغ مغازه حسن آقا غیب‌علی سال‌های سال است که در این محله روشن مانده است و پر از طاقه‌های پارچه، حوله‌ها، پرده‌ها و لوازم جانبی پرده است. تقریبا هر چیزی که مشتری‌های محلی‌اش در این شغل نیاز دارند.