خانواده وکیلی از همان نخستین شب شکلگیری اجتماعات پای کار آمدهاند؛ هیچکدام تصور نمیکردند این حضور قرار است بیشاز شش ماه ادامه پیدا کند. حامد و فاطمه و سه فرزند یازده، هشت و چهارسالهشان حالا بخشی از زندگی خود را با این شبها تنظیم کردهاند.
به گفته محمدآقا، همسر شهید زهرا امینینیا، از ابتدای پاگرفتن اجتماعات، هر جای شهر که بودند، همسرش میگفته برای اجتماع باید خودشان را به ابتدای بولوار اقبال برسانند. میگوید: تا زمان شهادت همسرم از ۱۸۰شب، ۱۷۰شب را در اجتماع حضور داشتیم.
نوجوانان مسجد شهیدحنظله، بین طبرسی ۱۸ و ۲۰، از ابتدای جنگ تحمیلی سوم، سنگر خیابان را در یکی از مهمترین مسیرهای شهرمان حفظ کردهاند و دوماهی میشود که برنامههای فرهنگی، هیئت، موکب و فعالیتهای پایگاه بهصورت ثابت در آن برگزار میشود.
جواد تیماجی که در اجتماعات شبانه پرچمدار بود، در بولوار وکیلآباد به شهادت رسید. با شهادت او، نهفقط خانوادهاش، بلکه بسیاری از مسجدیها و همسایهها و اقوامش عزادار شدند.
محمدرضا ضیاءالدینی دشتخاکی، جوشکار پنجاهوهشتساله محله گاز سازنده موشکی است که تصویر علم و اراده و مقاومت را در ذهن مشهدیها ماندگار کرده و هرشب خاطرهای تازه برایشان میسازد.
روستاییان محدوده توس، هر شب با مینیبوس، خود را به میدان هفت خان میرسانند. مجید سمندی میگوید: مشکل بزرگ ما دوری راه و نبود وسیله نقلیه بود که برخی «نذرکرایه» میکردند و هزینه رفتوبرگشت مسافران را به صاحبان مینیبوسها میدادند.
حضور در اجتماعهای مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازهای نیست. حالا نهتنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کردهاند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.
ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روزها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
بیش از نود شب است که اهالی و کسبه محله سرشور در میدان گنبد سبز حضور دارند تا بگویند راه رهبر شهید ادامه دارد و آنها همچنان پای آرمانهای نظام ایستادهاند.
بیشاز هشتادشب است که، زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان روبهروی مسجد ۷۲تن محله گاز گردهم میآیند، تا نشان دهند این سرزمین هنوز بر عهد خود ایستاده است.
از روز اول نوروز مردم پای کار آمدند و با حضور مقابل مسجدالرضا(ع) در محله احمدآباد جمعیت بیشتر شد. این مسجد در اجتماعات شبانه ایستگاههای متفاوتی برپا کرد تا پاسخگوی نیازهای مختلف مردم باشد.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دلبستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
حنانه باوفا شبهای محله سیدی را با رنگ و قلممو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرحهای نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگوبوی دیگری داده است.
خیابان هنرور که از ۱۰ اسفند سال ۱۴۰۴ پایگاه اجتماعات مردمی شده، در شب سالگرد ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) شاهد مراسمی است که نهتنها دل رهگذران را گرم میکند، بلکه تصویر تازهای از شور زندگی را به نمایش میگذارد.
رزمندگان دیروز هشتسال دفاع مقدس با حضور فعال در تجمعات شبانه و راهاندازی موکب میخواهند نشان دهند جنگ همان جنگ است، فقط شکل و شمایل خاکریزها عوض شده است.
ریحانه نظری میگوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جاییکه هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره میخورد. بچههای مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشتهاند.
کلیپهای فاطمه کبیر از اجتماعات شبانه، رتبه اول را در سطح پایگاههای حوزه ۷ حضرت زینب (س) کسب کرده است. او میگوید: به نظرم هر تصویری نشاندهنده حسوحال یک انسان منحصربهفرد است.
محمدمهدی موسوی هرشب همراه خانواده در اجتماعات مردمی شرکت میکند. گاهی پرچم دستش میگیرد یا کنار موکب مشغول نقاشی پرچم میشود، گاه لیوان میشوید و به نظمدهی مسیر کمک میکند. او از سالهای کودکی پای ثابت مسجد بوده است.
رسم خوب همسایهداری در خیابان نوزدهبهمن یک، به کوچه و خیابانهای دیگر هم رسیده است. بعداز آغاز جنگ تحمیلی سوم، تعدادی از همسایهها نهتنها با هم راهی اجتماعات شبانه میشوند، بلکه افرادی را نیز که به این اجتماعات نمیآمدند، همراه خود کردهاند.