۱۰ سال جانفشانی زنان آتشنشان
باید از جانت مایه بگذاری. خیلی سخت است که فردی، شغلی را انتخاب کند که لازمه انتخاب آن، پذیرفتن این موضوع باشد؛ اینکه جانت را در کف دستت بگیری و برای نجات جان دیگران تلاش کنی.
شغلشان روز و شب نمیشناسد، ساعت و تاریخ و مناسبت هم ندارد. گاه روز سیزده نوروز باید درحال آمادهباش باشند و گاه در شبهای قدر ماه مبارک رمضان. خلاصه با انتخاب این شغل علاوهبراینکه باید ازجان بگذری، ممکن است نتوانی بسیاری از مناسبتها را نیز درکنار خانواده بگذرانی. انتخاب این شغل برای زنان بهویژه مادران که پایهها و ستونهای محکم زندگی هستند، رنگوبوی دیگری دارد.
در اینکه آتش نشانی یکی از مشاغل سخت است، شکی نیست و در این قضیه هم که روح لطیف زن با بعضی شغلها و کارها تناسبی ندارد هم شکی نیست، ولی چیزی که لزوم و اهمیت وجود و ورود زنان به برخی عرصهها را پررنگ میکند، اتفاقات و تجربیاتی است که پیش از این رخ داده و جای خالی زن را در این مشاغل نمودار کرده است.
پای حرف آتش نشانان باتجربه که بنشینی و تجربیاتشان را که بشنوی، کمی نظرت نسبت به حضور خانمها در عملیاتهای سخت عوض میشود و جای خالیشــان را حس میکنی. یـکی از آتش نشانان باتجربه میگوید که همه عملیاتهای آتش نشانی، خاموش کردن آتش نیست و در بسیاری از مــوارد، آتش نشانان با حوادث خــاص دیگری روبهرو هستند.
شرایطی پیش میآید که مثلاً در یک حادثه پوشش یک خانم مناسب نیست یا شرایط خاصی دارد و خودش، همسرش یا خانواده اش در عملیات، اجازه کار به آتش نشانان و ماموران اورژانس مرد نمیدهند.
در این موارد است که واقعاً مستاصل میشویم و حضور یک خانم که آموزشهای لازم را دیده و میتواند بدون صدمه زدن به سانحه دیده او را نجات دهد، حس میشود.
چند دقیقه نفسگیر!
زنگ تلفن به صدا درمیآید. فقط نام حادثه و نشانی وقوع حادثه بیان شده و تلفن قطع میشود. در این حادثه مادران و فرزندان نیز درگیر شدهاند؛ همین موضوع باعث میشود که زنگ تلفن بانوی آتشنشان به صدا درآید. او از زمان اعلام حادثه تا زمانیکه خود را به محل برساند، فقط چنددقیقه فرصت دارد.
به محل حادثه میرسد بیمحابا میرود و مادران و دختران آسیبدیده را نجات میدهد
مانتو و شلوار کار، از شب قبل که درحالت آمادهباش قرار دارد، سر جالباسی آویزان است. یک عابربانک، مبلغی پول و تلفن همراه، همه وسایلی است که او با خود برمیدارد. هنگام پوشیدن لباس با آژانس تماس میگیرد.
درحالیکه دکمههای مانتویش را میبندد، از حیاط منزل میگذرد و بلافاصله وارد آژانس میشود. نشانی را به راننده میدهد و تا رسیدن به محل حادثه بیشتراز ۱۰بار تماس میگیرد و موقعیت جغرافیایی خود را اعلام میکند.
از جان گذشتن در حادثه
به محل حادثه میرسد و همراهبا آتشنشانان مرد وارد حادثه میشود. برای او مانند بسیاری از آتشنشانان دیگر فرقی ندارد که حادثه چیست و عمق آن تا چه اندازه است. بیمحابا به میان حادثه میرود و مادران و دختران آسیبدیده را نجات میدهد.
از ابتدا تا پایان ماجرا شاید فقط چنددقیقه طول بکشد، اما این دقایق، دقایقی طلایی و حساس است؛ دقایقی که روی ثانیهثانیه آن باید تمرکز کرد و اگر کوچکترین خطایی رخ دهد، شاید به قیمت جان یک انسان تمام شود.
مروری بر پرونده بانوان آتشنشان
اینها فقط بخشی از چنددقیقه حیاتی کار یک آتشنشان زن است. دوسهسال قبل بود که در روزنامه مردم مشهد، شهرآرا از نداشتن آتشنشان زن در پایگاههای آتشنشانی سخن به میان آوردیم. در آن گزارش گفتیم که بسیاری از حوادث در محافل و مکانهای مربوطبه حوزه زنان اتفاق میافتد.
در آن گزارش ذکر کردیم که امکانی مانند سالنهای آرایش، تالارهای زنانه، استخر و... همهوهمه ازجمله مواردی است که ممکن است دچار حریق حادثه یا هر اتفاق ناخوشایند دیگر شود؛ پس چه بهتر که در هرایستگاه آتشنشانی یک آتشنشان زن حضور داشته باشد.
بعداز پیگیریها و توجه مسئولان و مدیران به این موضوع، سازمان آتشنشانی شهرداری مشهد دورههای آموزشی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را برای بانوانی برگزار کرد که به این حرفه علاقهمند بوده و به لحاظ اصول اولیه فیزیکی و جسمانی نیز از شرایط خوبی برخوردار بودند.
برگزاری دورههای فشرده
بعداز برگزاری چندین دوره آموزشی درمجموع ۶۰ نفر از بانوان آموزشدیده بهعنوان آتشنشان داوطلب زن برگزیده شدند و در سه ناحیه شهری براساس مدل آتشنشانی شهر تقسیمبندی شدند. این گروه از بانوان که بهصورت داوطلبانه و کاملا اختیاری با مجموع آتشنشانی همکاری دارند، در مواردی که حادثه بهوقوعپیوسته مرتبطبا زنان باشد، وارد عملیات میشوند.
بدینترتیب این گروه از بانوان همیشه در منزل خود آمادهباش هستند و به محض اعلام حادثه، خود را به محل حادثه میرسانند. اساس این کار و اینکه چگونه این آتشنشانان داوطلبانه این کار را برگزیدند، باعث شد تا بهسراغ سه بانوی آتشنشان فعال در منطقه برویم.
حضور بانوی آتشنشان در حادثه باعث دلگرمی حادثهدیده است
فاطمه پیلتن، بانوی آتشنشان منطقه ماست. او که حدود چهارماه است به جمع آتشنشانان داوطلب زن در سطح شهر پیوسته است، میگوید: از مهر سال۹۲ بود که سازمان آتشنشانی شهرداری مشهد، طرحی را با عنوان دورههای فشرده آتشنشانی برگزار کرد.
بعداز این طرح از افراد موفق تست آمادگی جسمانی گرفتند و در دوره دوم طرح بهصورت فشرده ۸۰ساعت دیگر آموزش برای داوطلبان خانم در برنامهریزیها درنظر گرفته شد. او ادامه میدهد: بعداز آزمونها و تستهای نهایی سرانجام تعدادی از بانوان بهعنوان آتشنشانان زن برگزیده شدند.
این گروه در چارت سازمانی سازمان آتشنشانی قرار ندارند و همانگونهکه از نامشان پیداست، داوطلبانه در حوادث و وقایعی حاضر میشوند که سازمان احساس کند حضور یک آتشنشان خانم نیاز است. پیلتن اضافه میکند: در بسیاری از حوادث حادثه دیدگان زن، همین که یک بانوی آتشنشان را میبینند، دلگرم میشوند.
از شهروندان میخواهیم به ما اعتماد کنند
بانوی آتشنشان منطقه ما بر این موضوع هم تاکید میکند: بسیاری از افراد هم هستند که به زنان داوطلب آتشنشان اعتماد ندارد و هنگام بروز حادثه از همکاری با آتشنشانان زن ممانعت میکنند. از همه شهروندان میخواهم که به زنان آتشنشان اعتماد کنند. ما همه تست آزمون دادهایم و بعد از پالایش انتخاب شدهایم.
از او درباره این نوع انتخاب میپرسم که پاسخ میدهد: از بچگی دنبال هیجان بودم. از کاری که پرشور و هیجان باشد، لذت میبرم. همین موضوع باعث میشود که به اثر مفید کار انجامشده بیشتر فکر کنم. پیلتن اظهار میدارد: خانوادهام در ابتدا مخالف ورود من به این کار بودند، اما بعداز اینکه علاقه من را دیدند، همراهم شدند. افتخار میکنم که بتوانم جان افراد را نجات دهم.
فقط در چنددقیقه باید به محل برسیم
نجمه رحیمی، از دیگر بانوان آتشنشان منطقه ماست. او از نحوه اعلام آمادهباش و اعلام نیاز مرکز به بانوی آتشنشان میگوید: بعداز تماس سازمان با زنان آتشنشان که عمدتا از شب قبل در آمادهباش است، فرد باید طی چنددقیقه به محل حادثه برسد.
او ادامه میدهد: همه بانوان آتشنشان معمولا با آژانسهای تلفنی نزدیک منزل خود صحبت کردهاند تا به محض تماس آنها، آژانس، سریع بانوی آتشنشان را به محل حادثه برساند.
رحیمی به حادثه گازگرفتگی در یک تالار عروسی اشاره میکند و میگوید: یادم است در آن حادثه عروس دچار گازگرفتگی شده بود. حضور من بهعنوان یک خانم در تالار عروسی باعث دلگرمی و عروس هم بهخوبی مداوا شد.
آموزشهای آتشنشانی برای همه الزام شود
فاطمه رضایی، یکی دیگر از بانوان آتشنشان در منطقه ماست. او به موضوع آموزشهای آتشنشانی قبلاز وقوع هر حادثه اشاره میکند و میگوید: داوطلبان آموزشدیده میتوانند آموزشهای خود را دراختیار دیگر افراد قرار دهند.
او پیشنهاد میکند که از این نیروها برای آموزش زنان در مدارس دخترانه، دانشگاهها، ادارات و دستگاههای مختلف استفاده شود.
آتشنشان منطقه ما این را هم اضافه میکند که از زمانیکه تماس تلفنی برقرار میشود تا وقتیکه آتشنشان زن، خود را به محل حادثه میرساند که به آن بهاصطلاح «دقایق طلایی» میگویند، استرس فراوان بر آتشنشان وارد میشود که البته این استرس با دیرآمدن آژانس، ترافیک و... دوچندان میشود.
رضایی بیان میدارد: تمام تلاش و کوشش زنان داوطلب این شغل از روی علاقه است و بانوی آتشنشان تمام سختیها و مشکلات راه را میپذیرد و بعد پا در این عرصه میگذارد.
او به نمایندگی از زنان سطح منطقه، از پرسنل آموزش و سازمان آتشنشانی تقدیر و تشکر کرده و علت این تشکر را هم توجهبه حوزه زنان حتی در سوانح و حوادث عنوان میکند.
بانوی آتشنشان، خود را به محل حادثه رسانده و حادثهدیدگان خانم را از مخمصه نجات داده است. حالا نفس راحتی میکشد. با همان واژههای معروف و اصطلاحات خاص، موقعیت خود را به مرکز اعلام میکند و دوباره با همان آژانس به منزل روانه میشود. کلید را میاندازد و در را باز میکند.
تلفنش به صدا در میآید. شماره تلفن آشناست؛ شماره مرکز آتشنشانی. پشت تلفن، وقوع حادثهای و محل آن عنوان میشود. از همان راهی که آمده است، دوباره برمیگردد. منتظر آژانس میماند و بارها و بارها موقعیت خود را به سازمان اعلام میکند؛ باز هم همان استرس همیشگی...
* این گزارش چهارشنبه، ۴ تیر ۹۳ در شماره ۱۰۶ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.


