جوانی بیکار پایهگذار اشتغال در شهرک شهید رجایی شد
محمد رهی| وقتی حرف از کارآفرینی به میان میآید، مسئولان زیادی برای عکس و مصاحبه و آمار دادن پیدا میشوند، در حالیکه بیشتر کارآفرینیهایی که خبرشانگاهوبیگاه شنیده میشود، حتما از دل سیستمی طراحی شده در سطح مدیریت کلان بیرون نیامده و حمایت قانونمند و مداومی هم پشت سر آنها نیست.
بیشتر این کارآفرینان افرادی هستند که با انگیزه و دغدغهای شخصی به میدان مبارزه با بیکاری پاگذاشتهاند. مبارزه با غول بیشاخ و دمی که هر کجا پا میگذارد، گرد فقر و محرومیت میپاشد و زمینه را برای بروز انواع بزهکاری و خلافکاری آماده میکند.
در منطقه ما نیز ریشه بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی را میتوان بیکاری جوانانی دانست که نیازهایشان همراه خودشان رشد کرده و به سن کار و ازدواج رسیدهاند، اما بیکاری و بیپولی ناشی از آن، پشت دیوار آرزوها سرگردان و افسردهشان کرده است.
امیر کاظمی، یکی از کسانی است که دست روی دست نگذاشته و آستین همت را بالا زده و روی پای خود برای رفع دغدغه بزرگ جوانان منطقه ما یعنی اشتغال گام برمیدارد. او که متولد شهرک شهیدرجایی است، در مراکز آموزشی که راهاندازی کرده، امکان اشتغال مستقیم چندین نفر را هم فراهم کرده است، اما توانمندی اصلی او ایجاد مهارت است برای افراد بیکار و بدون مهارت و تخصص کاری. کاری مهم که در کنار سرمایهگذاری برای ایجاد شغل، دو لبه یک قیچی هستند برای بریدن بند بیکاری و فقر از دست و پای مناطق محروم.
پایبند به کوچههای تنگ و شلوغ
متولد۱۳۶۰ در یکی از همین محلههای منطقه شهیدرجایی است. دقیقترش میشود حر۱۲. شاید اینکه کجا به دنیا آمده زیاد مهم نباشد، اما اینکه او هنوز هم همانجا زندگی میکند، به نظرم خیلی مهم است. اهمیتش شاید برای شما هم قابل درک شود وقتی بدانید او در ۳۱ سالگی دارای آموزشگاهی موفق است با سه شعبه در نقاط مختلف مشهد که بدونشک در آیندهای نزدیک تعداد این شعب بیشتر هم خواهد شد.
اینکه چطور امیر کاظمی، به عنوان جوانی بیکار و از سربازی برگشته از صفر شروع کرد و به جایی رسید که حالا تعدادی از کنار او نان میخورند و تعداد بیشتری توانمندی و مهارت کاری پیدا میکنند، اینکه حالا که او دیگر توانایی مالی دارد چطور دل از زندگی در کوچهپسکوچههای تنگ و شلوغ محلهاش نمیکند و جواب خیلی سوالات دیگر را باید از زبان خودش شنید.
شروع با سرمایهای اندک
کاظمی در مورد شروع کارش میگوید: از سربازی که برگشتم، نخستین چیزی که فکرم را مثل همه جوانان از سربازی برگشته مشغول کرد پیداکردن شغل بود، همان موقع به دوستان هم دانشگاهیام برخورد میکردم که تخصص و انگیزه کار داشتند، اما کاری انجام نمیدادند.
اینها جرقه تأسیس یک آموزشگاه کامپیوتر در سال۱۳۸۶ شد. او ادامه میدهد: برای شروع یک ساختمان دو طبقه در بولوار جمهوریاسلامی (بولوار فرودگاه) اجاره کردم، مغازه طبقه پایین را فروشگاه کامپیوتر کردم و طبقه بالا هم با همه کاستیها شد یک آموزشگاه کامپیوتر؛ شاید باورتان نشود سرمایه اولیهام فقط یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بود و برای بقیه مخارج و خریدها چک دادم، تا شش ماه به جز یک منشی، همکار دیگری نداشتم و خودم تنها مدرس آموزشگاه در بخش آقایان بودم، البته در بخش خانمها هم مدرس خانم استخدام کرده بودم.
سرمایه اولیهام فقط یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بود و برای بقیه مخارج و خریدها چک دادم
بچههای قلعه ساختمان
کاظمی از انگیزهاش برای افتتاح دومین شعبه آموزشگاهش در منطقه شهیدرجایی چنین میگوید: این دغدغه از همان نوجوانی همراهم بود تا برای محلهای که در آن زندگی میکنم تاجایی که امکان دارد کاری بکنم، اما آنچه مصممترم کرد در دوران سربازی اتفاق افتاد، یادم میآید حتی در شهرهایی مثل زابل و زاهدان، واکنش دیگران به اینکه من اهل به قول آنها قلعه ساختمان هستم، برایم عجیب بود؛ شنیده بودم، اما باور نداشتم چنین تصویر سیاهی از منطقهمان را حتی در دورترین نقاط کشور.
او میافزاید: به باور من ریشه همه ناهنجاریهایی که چنین تصویر سیاهی در ذهن دیگران از منطقه ما ساخته فقر است، فقر هم جز با اشتغال و تولید ثروت از بین نمیرود. به این خاطر گرچه میدانستم این منطقه توجیه مالی برای آموزشگاه ندارد، شعبه دوم را افتتاح کردم، با اینکه شعبه اول در همان ماههای اول به سوددهی رسید، شعبه شهیدرجایی بعد از سه سال هزینهکردن بدون درآمد، تازه در تابستان امسال توانست میزان درآمد را تقریبا با هزینهها برابر کند.
ایجاد زمینه اشتغال مستقیم
کاظمی ادامه میدهد: از همان شروع رونق شعبه شماره یک در بولوار فرودگاه، شروع به استخدام مدرس برای تکمیل کادر آموزشی کردم، اولویتم با استخدام نیروهای جوان به خصوص کسانی که به کار نیاز داشتند یا جوانان دارای مدرک دانشگاهی در منطقه خودمان بود و از این طریق امکان اشتغال تعدادی از جوانان در رشتهای که تخصصش را داشتند، فراهم شد، البته هدف و قابلیت اصلی این آموزشگاه ایجاد مهارت برای جوانان است تا در بازار رقابت برای شغل، امکان استخدام آنها بالاتر رود؛ هرکسی میتواند به قدر توان خود برای بهبود وضعیت محل زندگی خود گام بردارد.
خدمات آموزشی مرکز
کاظمی در مورد آموزشها و مدارک ارائه شده به کارآموزان در این مرکز میگوید: حسابداری، اموراداری و کامپیوتر سه مهارت اصلی هستند که در این مرکز آموزش داده میشوند. البته هرکدام از اینها دارای زیر مجموعههای مختلفی هستند.
روند آهسته فعالیتها در منطقه
این کارآفرین جوان محله شهیدرجایی با اذعان به اینکه یکی از دلایل استقبال نکردن از کلاسهای این آموزشگاه محدودیتهای مالی مردم منطقه است، ادامه میدهد: البته نبود حمایت از سوی مراکز فرهنگی و دیگر نهادهای مربوط به جوانان به نظرم نقش مهمتری دارد و گرنه وقتی شخصی مانند من حاضر است از بسیاری از توقعهای عادی و طبیعی مالی خود برای خدمت به جوانان بگذرد، چرا باز هم نباید استقبالی صورت گیرد.
کاظمی به عنوان مثال از پیشنهاد طرحی به مراکز بسیج منطقه میگوید: برای پایگاههای بسیج منطقه پیغام فرستادیم و گفتیم حاظریم شهریه ۱۹۰ هزار تومانی معمول را تا ۵۰ درصد برای کارآموزانی که از طرف آن پایگاهها معرفی میشوند تخفیف بدهیم، حتی لپ تاپ ببریم و کلاسها را در همان پایگاهها تشکیل بدهیم، به شرطی که بتوانند نفرات لازم را برای تشکیل یک کلاس معرفی کنند، اما جوابی ندادند.
او ادامه میدهد: همچنین با توجه به طرح کمیته امداد مبنی بر پرداخت هزینههای کلاسهای آموزشی منجر به کار توسط آن کمیته تا سقف ۳۰۰ هزارتومان، به آنها پیشنهاد کردیم به جای پرداخت ۱۰۰ درصد هزینهها ۶۰ درصد آن را بپردازند، ۳۰ درصد را ما تخفیف بدهیم و ۱۰ درصد را هم خود کارآموز برای مقید شدن به کلاسها پرداخت کند، اینطور هم اهداف آنها با هزینهای کمتر محقق میشود و هم ما میتوانیم توجیه مالی بیشتری برای ادامه کار در این منطقه داشته باشیم.
کاظمی با بیان اینکه خیلی راحت میتوانست با افتتاح شعبه بعدی در مناطق مرفهتر شهر این کار را تبدیل به یک تجارت پردرآمد کند، ادامه میدهد: بعد از پنجسال تازه شعبه سجاد را راهاندازی کردهام، تمام این سه سال آنچه من را وادار به جنگیدن برای پابرجا ماندن شعبه شهیدرجایی کرده، همان دغدغه قدیمی و مسئول دانستن خودم است نسبت به جوانان این منطقه.
کانون نخبگان
به نظر کاظمی تنها گزینه پیشرو برای ریشهکن کردن معضل اشتغال، تشکیل کانون نخبگان است، او میگوید: آدمهای دلسوز و کارآمد در زمینههای مختلف کم نیستند، ایجاد کانون نخبگان در عرصه اشتغال و تولید باعث بروز توانمندیهای آنها میشود و این موجب ایجاد ظرفیتهای بیشمار برای همکاری بهمنظور رفع مشکل اشتغال میشود.
حرف آخر
حرف آخر کاظمی وارد گود شدن افراد و سازمانهایی است که میتوانند کاری بکنند، او اظهار میدارد: یکی از استعدادهایی که توسط این آموزشگاه کشف و آموزش داده شد، هم اکنون نفر اول المپیاد ریاضی استان و نفر اول المپیاد کامپیوتر کشور است، اگر او کشف نمیشد، معلوم نبود الان زمینه بروز استعدادش فراهم شده بود.
به انگیزه کشف و حمایت چنین استعدادهایی به اینجا پایبند شدهام و هر سختی و ناملایمتی را تحمل میکنم. بعد از کشف چنین استعدادهایی در حد توان خودم هر کاری برای حمایت از آنان میکنم، مانند امکان استفاده رایگان از همه کلاسها، اما در نهایت من فقط یک نفر هستم و یک دست هم صدا ندارد، شهرداری میتواند با همکاری و حضور خود، نقش بسزایی در منطقه داشته باشد.
* این گزارش در شماره ۳۹ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۹ بهمن ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.
