کد خبر: ۱۴۲۳۳
۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۰
خانه بهداشت همت‌آباد به یاد شهید ذاکری بنا شد

خانه بهداشت همت‌آباد به یاد شهید ذاکری بنا شد

مرکز بهداشت شهید ذاکری که چند سالی است با احداثش یکی از مهم‌ترین نیاز‌های مردم همت‌آباد و اطراف آن را برطرف کرده است، اقدامی که از سوی این مادر ایثارگر انجام شده است.

کودک که بود، گاهی همراه پدر و مادر برای سر زدن به باغشان به «علی‌آباد» می‌رفت. او می‌‏دید آنجا زن‏ها جایی برای واکسن‌زدن بچه‏‌هایشان ندارند و هرکس باید برای رفتن به مرکز بهداشتی به شهر برود.

«صفر‌علی» نوجوان هم که شده بود، باز هم همراه پدر و مادرش به علی‌آباد می‌رفت. بچه‌‏ها بیشتر مریض می‌شدند. او می‌‏دانست مادران نمی‌‏توانند بچه‏‌هایشان را به شهر ببرند. صفرعلی فکر می‌کرد که چطور می‌تواند به آنها کمک کند. آن زمان بحبوحه انقلاب بود و او با شرکت در راهپیمایی‌‏ها به همه این کمبودها، تبعیض‌ها و ... اعتراض می‌‏کرد.

جنازه صفرعلی بعد از شهادت به محله طلاب برگشت

صفرعلی ذاکری شهید  محله طلاب مشهد است. او که دوره کودکی و نوجوانی‌‏اش را در این محله گذرانده، از مسجد همین محله برای رفتن به جبهه ثبت‌نام کرده است و جنازه‌اش را پس از شهادت به همین محله آورده‏‌اند. هنوز برای مادرش زنده است. هر چند که این مادر دیگر صدای بازی و خنده فرزندش را از کوچه پس‌کوچه‌های خیابان وحید (دریای اول سابق) نمی‌‏شنود، صدای ا... اکبر گفتنش از پشت‌بام خانه نمی‌‏آید، لباس‏‌های خونی‌‏اش را که از راهپیمایی برگشته نمی‌‏شوید، اما برای او آرزو‌های صفر‏علی هنوز زنده است و جریان دارد. برای او که یک زن ایثارگر است، برآورده کردن این آرزو‌ها آرامش می‌آورد.

وقتی حرف می‌‏زند، بی‌قراری میان حرکت لب‌‏هایش پیداست. می‌‏گوید: هر کاری بکنم باز هم نمی‏‌توانم به اندازه صفر‌علی به مردم خدمت کنم.

 

صفرعلی از آن بالا همه چیز را می‏‌بیند

مرکز بهداشتی شهید ذاکری که چند سالی است با احداثش یکی از مهم‌ترین نیاز‌های مردم این محدوده را برطرف کرده است، اقدامی است که از سوی این مادر ایثارگر انجام شده است. مادر شهید ذاکری می‏‌گوید: این مرکز را برای شادی روح پسرم ساختم و یقین دارم او از آن بالا همه چیز را می‏‌بیند و مثل من آرام می‌‏شود.

صفرعلی در ۱۶ سالگی به جبهه رفت و با وجود اینکه مجروح شده بود، به مرخصی نمی‌‏آمد

او ادامه می‌‏دهد: پسرم چه در زمان انقلاب و چه هنگام جنگ بسیار فعال بود، به‌طوری که در بیشتر فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌‏کرد و درحالی‌که برادر بزرگش نیز برای جنگ راهی جنوب شده بود، در ۱۶ سالگی به جبهه رفت و با وجود اینکه مجروح شده بود، به مرخصی نمی‌‏آمد.

او ادامه می‏‌دهد: وقتی به حرف‏‌ها، افکار و دغدغه‏‌های صفرعلی فکر می‌‏کنم، از اینکه بیکار بنشینم و کاری نکنم، خجالت می‌‏کشم. سعی می‌‏کنم با انجام این کار‌ها قدم در راهی بگذارم که صفرعلی در نوجوانی گذاشت.

 

حسینیه‌ای برای صفرعلی می‌سازم

مادر شهید ذاکری که خود را به گونه‌‏ای مامور برآورده کردن خواسته‌‏های این شهید می‌‏داند، در فکر ساختن حسینیه‌‏ای نیز به نام فرزند شهیدش است. او در این باره می‌‏گوید: همه تلاشم این است که با احداث حسینیه‌‏ای در همان مکان، نیاز مردم آن منطقه در این زمینه برطرف شود و بدین وسیله یکی دیگر از خواسته‌‏های شهید را برآورده سازم.

مادر شهید ذاکری به اتفاق همسرش، حاجی ذاکری، در تربیت فرزندانشان تلاش زیادی کردند تا جایی که اکنون همه فرزندان این خانواده دارای تحصیلات عالیه و برخی مسئول استانی و شهری هستند.

خانم ذاکری که پس از شهادت فرزندش به دلیل غم از دست دادن فرزند، چندان تمایلی به شرکت در فعالیت‌‏های اجتماعی نداشته است، در بخش‌‏های مختلفی به کار‌های خیریه می‌پردازد و از این طریق راه شهیدان از جمله فرزند خود را ادامه می‌‏دهد.

 

*این گزارش یکشنبه، ۲۵ تیر ۹۱ در شماره ۱۳ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44