دلهای پاک و ذهنهای خلاق دختران فتحالمبین
ابتکار و خلاقیت زاییده ذهنی آگاه و هوش سرشار است و حتی در بین انسانهایی با هوش و استعداد معمولی افراد بسیار کمی پیدا میشوند که خلاق و مبتکر باشند.
خیلیها تصور میکنند خلاقیت و ابتکار استعدادی ذاتی میخواهد، اما در واقع اینچنین نیست و هر ذهنی با تمرین و پشتکار توانایی ابتکار و خلاقیت را دارد، حتی افرادیکه به ظاهر دارای ناتوانیهای ذهنی هستند میتوانند خلاق وآفریننده باشند. مددجویان مرکز توانبخشی دخترانه فتح المبین گواه این حرف هستندآنها با تلاش و پشتکارخلاقیت و هنر آفریده اند. به این مرکز میرویم تا گزارشی از عملکرد و استعدادهای مددجویان آن داشته باشیم.
نیت خیر یک شهید
خانم قویدل، رئیس روابط عمومی موسسه فتح المبین با اشاره به فعالیت ۳۰ ساله موسسه میگوید: موسسه فتح المبین در محله عبدالمطلب یکی از اولین موسسات آموزشی و تربیتی ویژه دختران کم توان ذهنی در مشهد است که در سال ۱۳۶۲ توسط سازمان بهزیستی استان خراسان تاسیس شد، البته در آن زمان به دلیل کمبود جا و نبود تجهیزات وامکانات لازم، همه مددجویان موسسه در کنار هم نگهداری میشدند، این موضوع شرایط زندگی را برای مددجویان سخت و نا راحت کننده کرده بود و مشکلاتی را به وجود آورده بود.
بعد از گذشت چند سال بنا بر وصیتی که شهید حمید شاهید کرده بود، خانوادهاش قطعه زمین بزرگی را در اختیار سازمان بهزیستی قرار دادند که با تامین هزینههای مالی آن توسط خیران، این قطعه زمین در مدت کوتاهی ساخته و در اختیار موسسه قرار گرفت با اضافه شدن ساختمان جدید (شماره ۲) به ساختمان قدیمی (شماره ۱) مسئولان موسسه برای بهبود وضعیت نگهداری و آموزش مددجویان تلاشهای زیادی انجام دادند.
بنا بر وصیتی که شهید حمید شاهید کرده بود، خانوادهاش قطعه زمین بزرگی را در اختیار سازمان بهزیستی قرار دادند
تفکیک بنا به بهره هوشی
قوی دل با اشاره به تفاوت ناتوانیهای ذهنی مددجویان موسسه میگوید: با وجودی که همه این دختران دارای مشکلات ذهنی هستند، اما میزان و درجه مشکل ذهنی و عقلی آنها متفاوت است، اما در کل همه آنها به دو دسته تربیت پذیر و آموزشپذیر تبدیل میشوند.
گروه تربیتپذیر از لحاظ هوشی در حد پایینی قرار دارند و حتی قادر به انجام فعالیتهای روزمره خود مانند: پوشیدن لباس، خوردن غذا و.. نیستند، این گروه از مددجویان که بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر هستند همواره به مراقبت شبانهروزی احتیاج دارند و همکاران موسسه درسه شیفت از آنها مراقبت ونگهداری میکنند، بنابر شرایط ذهنی که آنها دارند کار زیادی نمیشود برای آنها انجام داد. گروه دیگر از مددجویان در گروه آموزش پذیرها قرار دارند، این گروه دارای بهره هوشی و ذهنی بهتری هستند و میتوان به آنها چیزی آموخت.
البته آنها نیز از نظر میزان بهره هوشی در درجات مختلفی قرار دارند، برای تعیین میزان بهره هوشی آنها، ابتدا تستهای روانشناسی بر روی آنها انجام میشود و بعد از مشخص شدن میزان بهره هوشی هر کدام درکلاسهای مختلف آموزشی ثبت نام میشوند. در ادامه این گزارش از کلاسهای آموزشی موسسه بازدید کرده و با برخی از مددجویان و مربیان آنها گفتگویی دوستانه داشتیم.
کلاس آموزش موسیقی و گروه سرود موسسه
گوشدادن به موسیقیهای ملایم یکی از راههای تمدد اعصاب و آرامش روحی است. به همین دلیل یکی از کلاسهای آموزشی این موسسه به موسیقی اختصاص داده شده است. وارد کلاس موسیقی میشویم مربی در حال آموزش دف زدن به مددجویان است و شاگردان نیز با دقت کارهای مربی خود را تکرار میکنند.
خانم مربی با اشاره به استعداد خاص دانش آموزان خود میگوید: خیلیها تصور میکنند که افراد کمتوان ذهنی، هنر را درک نمیکنند، اما در واقع این طور نیست، آنها آهنگ، ریتمها و حرکات دست را به خوبی میفهمند، اولین روزی که من برای آموزش دستگاههای مختلف موسیقی به اینجا آمدم، فکر نمیکردم بتوانم کاری از پیش ببرم، اتفاقا در همان روز آهنگی را از طریق ضبط صوت پخش کردم.
با پایان یافتن موسیقی، یکی از شاگردان به من گفت: استاد آهنگی که با صدای خواننده شنیده میشود هماهنگ نیست و صدای خواننده در بین صدای بلند آهنگ گم شده است حتی نوع آهنگ نیز با شعر تناسب چندانی ندارد.
من از شنیدن این کلمات خیلی تعجب کردم و تازه فهمیدم که اشتباه میکردم. آنها با توجه به سطح هوشی که دارند، از خلاقیت و ابتکار بسیار بالایی برخوردار هستند، به همین دلیل کار را با جدیت تمام ادامه دادم، بعد از گذشت چند ماه اولین گروه سرود موسسه تشکیل شد و اولین اجرای خود را در روز جهانی معلولان ودر حضور رئیس سازمان بهزیستی اجرا کرد. امروز نیز گروه سرود موسسه در بیشتر مراسم و جشنهای موسسه اجراهای خوبی داشته است حتی موسسات دیگر از گروه سرود ما برای همکاری و اجرا دعوت کرده اند.
یکی از ابتکارات گروه موسیقی ما این است که هرگاه مشکل ونارا حتی برای یکی از بچههای موسسه به وجود میآید، به دیدنش میروند و با اجرای آهنگها و موسیقیهای شاد، به دنبال کمکردن ناراحتی او هستند، با همین روش تا کنون بچههای زیادی را خوشحال و به زندگی امیدوارکردهایم این مددجویان ذهنهای خلاق و مبتکریدارند و این وظیفه ما است که از آنها حمایت کرده و به آنها بهاء بدهیم.
مریم شادکانی، یکی از اعضای گروه موسیقی موسسه (کر) میباشد به گفته مربی او خلاقیت و استعداد زیادی در زمینه موسیقی نشان داده است او نواختن چند آلت موسیقی را به خوبی آموخته و اجرا میکند. شادکانی ۲۱ سال سن دارد و بیش از ۱۵ سال از عمرش را در این موسسه گذرانده است.
شادکانی با اشاره به سالهای تلخ زندگیاش میگوید: دو ماهه بودم که پدرم را از دست دادم هنوز دوساله نشده بودم که مادرم را از دست دادم، مدتی تحت مراقبت اقوام و خویشان قرار گرفتم، اما آنها نیز بعد از گذشت مدتی و با توجه به وضعیت من دیگر میلی برای نگهداری من نداشتند به همین دلیل من را به بهزیستی تحویل دادند، در واقع از روزی که خودم را شناختم تنها و بیکس بودم، تنهایی که هر روز من را گوشهگیرتر میکرد، نه حوصله خودم را داشتم و نه حوصله دیگران را، تا اینکه سر انجام به گروه موسیقی پیوستم.
بزرگترین آرزویم این بود که بتوانم نوازنده موسیقی بشوم، سرانجام با همکاری دلسوزانه مربی خوبم موفق به انجام این کار شدم و امروز دکلمه، شعرخوانی و نواختن آلات مختلف موسیقی را به خوبی انجام میدهم.
آموزش زندگی درکنار خانواده
یکی دیگر از بخشهای موسسه اتاق بزرگی است با تمام وسایل زندگی مثل: تلویزیون، یخچال، تخت خواب. به همین دلیل شباهت زیادی به خانه و محیط خانواده دارد، این بخش معروف به پناهگاه خانواده است، در این مکان تعدادی از کودکان ۶ تا ۱۲ ساله نگهداری میشوند و مربیان آموزشهای لازم برای زندگی خانوادگی، رفتار با بزرگ ترها، کمک و هم یاری در خانواده را به بچهها آموزش میدهند.
خانم شمسی سعیدی فر یکی از مربیان این بخش است در توضیح بیشتر میگوید: بیشتر این کودکان بدون سرپرست یا بد سرپرست میباشند به همین دلیل با نحوه صحیح زندگی خانوادگی آشنا نیستند، ما در این بخش سعی میکنیم مفهوم خانواده، مادر و فرزند را به آنها آموزش دهیم در این بخش بچهها به مربیان خود مادر و مربیان نیز به بچهها دختر میگویند، در واقع نیز همه ما (مربیان) نیز چنین حس مادرانهای را نسبت به این کودکان معصوم داریم و اگر این حس قوی و عشق مادرانه نبود ما نمیتوانستیم به این کار ادامه بدهیم.
من یک دختر ۵ ساله دارم که هر وقت برای او جشن تولد گرفتم این بچهها را نیز دعوت کردم حتی برخی سالها جشن تولد او را همین جا برگزار کردم.
سعیدیفردر پایان با اشاره به تاثیر مثبتی که حضور این کودکان در زندگیاش داشتهاست میگوید: از زمانی که وارد این کار شده ام قدر و ارزش نعمتهایی مانند: سلامتی، خانواده و... را که خداوند به من داده است را بیشتر میدانم به همین دلیل رضایتم از زندگی بیشتر شده است، دیگر ظواهر زندگی مانند: مبل، خانه، خودرو ارزش چندانی ندارند، من دوست دارم به این کودکان خدمت کنم، حتی تا زمانی که مجبور نشدم از مرخصی و تعطیلات استفاده نمیکنم.
زمانی هم که در مرخصی هستم با تلفن زدن احوال بچهها را میپرسم و همین طور هم جوابش را گرفته ام چند سال قبل من دچار بیماری نامشخصی شده بودم که سبب نگرانی من شده بود، من نیز، چون اعتقاد زیادی به این کودکان داشتم، نذری کردم و از خدا خواستم که اگر من را شفا بدهد، تا زمانی که توان دارم به آنها خدمت کنم. دو روز بعد که به بیمارستان مراجعه کردم، دکتر بعد از معاینه با اظهار تعجب و شگفتی به من گفت: شما سالم هستید و هیچ آثاری از بیماری در شما دیده نمیشود، ظاهرا در مورد شما معجزهای اتفاق افتاده است. این اتفاق باعث شد که اعتقاد من به این کودکان معصوم بیشتر شود.
کارگاه آموزشی فرشینه و گلیم بافی
کارگاه آموزشی فرشینه، یکیدیگر از بخشهای شگفتانگیزموسسه است، در این کارگاه مددجویان با کمک مربیان خود مشغول بافتن گلیم و تابلو فرش میباشند، تعدادی از تابلو فرشهای بافته شده مددجویان نیز به دیوار کارگاه آویخته شده است، تناسب رنگها و زیبایی نقشها خیره کننده است.
خانم مرضیه کاکایی از مربیان کارگاه با اشاره به خلاقیت واستعداد شاگردان کارگاه میگوید: همه کسانی که از این بخش بازدید کرده اند شگفت زده و متعجب هستند، چون بافتن چنین تابلوهای ظریف و زیبایی حتی برای یک انسان سالم (از لحاظ مغزی) نیز کار بسیار دشواری است.
اما این هنرمندان گمنام با اراده و خلاقیتی که دارنداین تابلوهای زیبا را خلق کرده اند آنها حتی گواهینامه آموزشی خود را با دادن امتحان عملی از موسسه آموزش فنی و حرفهای دریافت کردهاند که تعدادی از آنها بر روی دیوار کارگاه نصب شده است. در یکی از بازدیدهایی که تعدادی از هنرمندان صنایع دستی و نقاشی از موسسه داشتند، با مشاهده این تابلو فرشهای زیبا چنان دچار شگفتی شده بودند که از ما خواستند چند نفر از بچهها را برای شرکت در مسابقات صنایع دستی معرفی کنیم.
کاکایی با ۶ سال سابقه کار از مربیان قدیمی مجموعه نیز به شمار میرود، از بودن با آنها لذت میبرد او در این باره میگوید: من با این بچهها زندگی میکنم، وقتیکه با آنها زندگی کردی میفهمی آنها چیزهایی را میفهمند که انسانهای عاقل حتی به فکرشان هم نمیرسد، هر جور با آنها رفتار کنی با تو رفتار میکنند، اگر محترمانه رفتار کنی با تو محترمانه رفتار میکنند.
متاسفانه برخی از مردم با دیدن تابلوی سر در موسسه فکرهای ناجور و ناصوابی در باره آنها میکنند، در حالی که این فکر اشتباه و گناه است، حتی همان مددجویی که در سطح پایین عقلی قرار دارد، با دیدن محبت از هر فردی به او علاقه مند میشود، و با سخاوت تمام محبت میکند.
حتی وقتی شما برای اولین بار به میان آنها میرود با تمام وجود شما را در آغوش میگیرند و دوستتان خواهند داشت. من امیدوارم که این نگاه نا مهربانانه به مددجویان ذهنی تغییر پیدا کند.
کارگاه گل سازی
کارگاه گلسازی یکی دیگر از کلاسهایی است که مددجویان در آن فعالیت میکنند، آنها با کمک و راهنمایی مربی خود شاخههای گل را به یکدیگر چسبانده و در دستههای مختلف قرار میدهند.
فریبا حیدری، مربی کارگاه گل سازی است او نیز درباره پاکی وصداقت این کودکان داستان جالبی را بیان کرده ومیگوید: روزهای اولی که به موسسه آمده بودم رفتار عجیب یکی از بچهها نظرم را جلب کرده بود، این دختر با وجودی که شرایط و توانایی لازم برای انجام واجبات دینی را نداشت نمازش را میخواند و در روزهای گرم تابستان روزه اش را میگرفت. ماه رمضان که میشد دعاها، قرآن خوانی و اذان را با ضبط گوش میداد. غروب یکی از روزهای ماه رمضان سال گذشته بود که ضبط از دستش افتاد و شکست، من که شاهد این ماجرا بودم خودم را به او رساندم و گفتم: نگران نباش در خواست میکنم یک ضبط جدید برایت بخرند.
دختر که خیلی ناراحت بود به من گفت: من داخل حیاط میروم تا صدای اذان را بشنوم و نماز بخوانم. اذان که تمام شد، شروع به خواندن نماز کرد، در همین زمان یکی از خیران در حالی که یک ضبط بزرگ در دست داشت وارد حیاط مجموعه شد و مستقیم به طرف دختر رفت و ضبط را کنار دست او گذاشت و بیرون رفت. با دیدن این صحنه در حالی که اشک میریختم خودم را به آن دختر رساندم و اورا در آغوش گرفتم، آنجا بود که فهمیدم دل آنها چقدر پاک است و خداوند چقدر آنها را دوست دارد.
خیران حامیان موسسه هستند
قوی دل در ادامه با اشاره به برنامههای متعدد موسسه برای مددجویان میگوید: در کنار این کلاسهای آموزشی و برنامههای ذکرشده، برنامههای متعدد گردشی و تفریحی (سفرهای زیارتی، تفریحی، ورزشی و..) مددجویان به صورت هفتگی و ماهانه برگزار میشود، علاوه بر این به مناسبت اعیاد مختلف دینی، ملی و مذهبی، جشنها و همایشهایی در داخل و یا خارج موسسه برگزار میشود.
همچنین این موسسه انواع خدمات درمانی، پزشکی ومشاورهای مددجویان و خانوادههای آنها را به صورت رایگان انجام میدهد و تا جایی که توان داشته باشیم وسایل آسایش و آرامش را برای مددجویان فراهم خواهیم کرد.
قوی دل در پایان با تشکر از حمایت خیران میگوید:در حال حاضر حدود ۴۰۰ نفر از مددجویان ذهنی تحت حمایت و پوشش موسسه فتح المبین میباشند که هزینه نگهداری و مراقبت از آنها توسط سازمان بهزیستی و خیران نوع دوست تامین میشود. اگر این حمایتها نباشد موسسه قادر به تامین نیازهای خود نخواهد بود البته با وجودی که سازمان بهزیستی بودجه و امکانات محدودی دارد، حمایت بیشتر خیران تداوم دهنده این کار خیر خواهد بود.
این گزارش شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳ در شماره ۱۳۲ شهرارا محله منطقه دو چاپ شده است.

