سابقه سکونت در خیابان موسوی قوچانی ۱۲ به دهه ۵۰ بازمیگردد. به گفته قدیمیها تا قبل از آن، این محدوده پوشیده از مزارع گندم و محصولات تابستانی بود. زمینهای این محدوده متعلقبه مزرعهای به نام «خایقان» بود که تا اوایل دهه ۳۰ وجود داشت.
محله عبدالمطلب بدلیل قرارگرفتن بخش انتهایی بولوارعبدالمطلب در آن به این نام نامگذاری شده است. در وقفنامه میرزا ابراهیم رضوی و طومارعلیشاهی از مزرعه خایقان که موقوفه آستان قدسرضوی است، نام برده شده است. محل این روستا و زمینهای آن اکنون در حاشیه غربی تقاطع بولوارشفا و خیابان شهید موسوی قوچانی، خیابان سیمتری عقیلی و کنار مسجدالزهرا(ع) قرار گرفته است و به کوی قائم شهرت دارد.
بولوار عبدالمطلب، امروزه بیش از سه کیلومتر طول دارد؛ اما این توسعه سههزارمتری، بهتدریج صورت گرفته است. در نقشههای دهه۱۳۶۰ به قبل، نشانی از وجود مسیری مستقل در محدوده امروزی بولوار عبدالمطلب نیست.
بهروز متصدی، رزمیکار محله عبدالمطلب است که در کودکی با دیدن استاد صنمیار عشق به تکواندو در او شعلهور شد و امروز با ۳۵ سال سابقه، پنج هزار شاگرد تربیت کرده و همچنان با عشق به آموزش ادامه میدهد.
در خیابان گلبرگ جنوبی۱۲، سه همسایه هستند که به دوستیها و همسایگیهای قدیم پایبندند. آنها از حال یکدیگر باخبرند و اگر خدایناکرده مشکلی برای یکی پیش بیاید، بهدنبال راه چاره میگردند.
محمدرضا رحمانی، نوجوان پانزدهساله ساکن محله عبدالمطلب، در کنار ورزش، تعطیلات تابستان را بهعنوان شاگرد صافکار در کارگاهی مشغول به یادگیری این شغل است.
اکبر نظرعلیزاده تعریف میکند: اواخر دهه ۶۰ از وسط خیابان موسویقوچانی ۲۴ به بعد، دیواری بود که پشت آن باغی با درختان توت بسیار قرار داشت. باغهای سرسبز، مردم را در بهار به اینجا میکشاند.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیتهای فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت میکند؛ خاطرات به صدا درمیآیند.