نبیالله مختارزاده با پهبادش در مسابقات نظامی ۲۰۱۷ سوم شد
وقتی از پسرها میپرسید «دوست داری در آینده چکاره شوی؟» اغلب میگویند: «میخواهم مهندس، پزشک یا خلبان بشوم» آرزوی بیشترشان همین است؛ اما اینکه چه تعداد از آنها به آرزوی کودکیشان میرسند بستگی به تلاش خودشان و راهنماییهای خانواده و مدرسه دارد.
مهندس نبیالله مختارزاده یکی از همان کودکان دیروز است که توانسته به علایقش جامه عمل بپوشاند و این روزها به آرزوی دوران کودکیاش برسد. او از همان کودکی وسایل خانهشان را به هم میریخت و مجدد سرهم میکرد، اما به قول خودش گاهی یک مشت وسیله اضافه میآورد و نمیدانست با آنها چهکار کند.
شاید همین کارهای او سبب شد تا خلاقیتش رشد کند و پس از گذراندن ۳۶ بهار از زندگیاش جزو افراد موفقی باشد که برای آبادانی کشورش تلاش میکند. او در رشته مهندسی صنایع، گرایش تجزیه و تحلیل سیستمها در دانشکده افسری به عنوان دانشجویی ممتاز درس خوانده و در کنار آن نیز دوره هوا و فضا در صنایع هوایی ارتش را گذرانده است.
بهانه گفتوگوی ما با این جوان موفق بخاطر حضورش در مسابقات نظامی ۲۰۱۷ ARMY GAMES رشته پهپاد است. این مسابقات در ۲۸ رشته از ۷ الی ۲۱ مرداد در پنج کشور آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، چین و روسیه برگزار شد که در بخش مسابقات پهپاد، تیم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بهعنوان نماینده نیروهای مسلح ایران پس از قزاقستان و روسیه مقام سوم را کسب کرد.
از شدت کتک جاروی مادرم شکست
مختارزاده هم جزو همان پسرهایی است که عاشق لباس نظام میشود و تلاش میکند در بزرگسالی نظامی شود. از طرفی هم علاقهاش به رشتههای مهندسی و خلبانی سبب میشود تا با کسب رتبه چهار هزار و ۵۰۰ در کنکور ۱۳۸۰، در رشته مهندسی صنایع دانشکده افسری ادامه تحصیل بدهد.
او تعریف میکند: بچه که بودم میگفتم میخواهم خلبان شوم؛ از طرفی هر وقت یک نظامی را میدیدم مجذوبش میشدم و دوست داشتم مثل آنها لباس بپوشم. بزرگتر که شدم، در دوران نوجوانی، هر چیزی که به دستم میآمد، باز میکردم و به هم میریختم و مجدد آن را میبستم.
البته تعدادی از قطعاتش اضافه میآمد. هیچ وقت فراموش نمیکنم یک بار رادیومان را باز کردم و مجدد آن را بستم، اما قطعات زیادی اضافه آمد، نمیدانستم چهکارشان کنم؛ رادیو هم دیگر کار نمیکرد. مادر هم که از کارهای من به ستوه آمده بود جاروی دستیاش را برداشت و حسابی من را کتک زد، آنقدر مرا زد که جارویش شکست.
مهندسیهای من به همین جا ختم نمیشد. همان سالهای تحصیل در دوره راهنمایی بود، میخواستم سیمی را که در حیاط قطع شده بود درست کنم. کنتور را که در کنار در اصلی بود، قطع کردم و از نگاه خودم سیمها را درست کردم.
بعد سیم فاز و نول را روی هم گذاشتم و چسب زدم. هر چه کنتور را میزدم، کنتور پایین میافتاد. با خودم گفتم کلید کنتور خراب شده و مجدد آن را میزدم. ناگهان کنتور آتش گرفت و سیمها شروع کردند به سوختن.
شاید بزرگترین شانس من این بود که کنتور در حیاط بود و آتش به خانه سرایت نکرد. برادرم که در خیابان بود و دود سیاه را دید، با عجله به خانه آمد و کمک کرد آتش را خاموش کردیم.
بعد هم با کمک او سیمها را عوض کردیم و کنتور را راه انداختیم. آنجا متوجه شدم که برق فاز و نول را در کنار هم گذاشته بودم.
وقتی پدرم آمد همه چیز درست شده بود و فقط خاطرهاش را تعریف کردیم. پدر که ماجرا را فهمید گفت کارهای خطرناک انجام ندهید و من را نصیحت کرد که ممکن است اشتباهات من موجب بروز چه حوادثی شود. البته باید بگویم نگاه پدرم از هر دعوایی تاثیرگذارتر بود.
آن زمان دوچرخهام را بارها باز میکردم و میبستم. پدرم میگفت چقدر این را باز و بسته میکنی! اتفاقی برای آن نمیافتد و تغییری نخواهد کرد، اما من کار خودم را میکردم.
یک تیر و دو نشان
گویا او انتخاب خودش را کرده بود و برای رسیدن به آرزوهایش برنامه داشت. برای همین وقتی در کنکور سال ۱۳۸۰ رتبه ۴۵۰۰ را کسب کرد، متناسب با علاقهها و استعدادش رشته مهندسی صنایع، گرایش تجزیه و تحلیل سیستمها را انتخاب کرد.
او دوست داشت با بیشتر صنایع آشنا شود. اما در کنار این علایق نمیتوانست چشمهایش را بر روی آرزوی پوشیدن لباس نظامی ببندد و آن را از یاد ببرد. آرزویی که هر بار با دیدن نظامیان مختلف در او بیشتر میشد و علاقهاش را دوچندان میکرد.
برای همین با توجه به رتبهای که کسب کرده بود، دانشکده افسری را انتخاب کرد تا لباس نظامی را بر تن کند و به آرزوی دوران کودکیاش برسد. به قول خودش «با یک تیر دو نشان زدم.»
مهندسی معکوس را به نمایش گذاشتیم
مختارزاده از مهندسان و اساتید پرواز پهپاد است. به نقل از «روابط عمومی قرارگاه منطقهای شمالشرق نزاجا» شخصیتی پرتلاش، فعال علمی و فردی بسیار منظم است، شاید همین پشتکارش سبب شده تا به عنوان مربی تیم در مسابقات پهپاد که برای اولین بار در سال ۲۰۱۷ برگزار شده بود، شرکت کند.
اگر به خاطر داشته باشید مقامات نظامی ایران در تاریخ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰ اعلام کردند که یک فروند هواپیمای جاسوسی از نوع «لاکهید مارتین آرکیو ۱۷۰ سنتینل» را در شرق ایران با کمترین خسارت ممکن سرنگون کردهاند و آن را در اختیار دارند.
در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ توانستند این پهپاد را به طور کامل مهندسی معکوس نمایند و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ بهطور رسمی از نمونه کپی پهپاد آمریکایی که با مهندسی معکوس ساخته شده بود، رونمایی کردند.
حال قرار بود این پهپاد کپی شده به دست غیورمردان ایرانی در مسابقات جهانی ۲۰۱۷ به نمایش گذاشته شود تا دنیا متوجه توانایی قدرت نظامی ایران شود.
مختارزاده در اینباره میگوید: پهپادی که در این مسابقات شرکت دادند، مهندسی معکوس شده همان پهپاد آمریکایی بود که در آبهای خلیج فارس نشانده بودند.
یکی از مهمترین دلایل حضور ایران با این پهپاد در مسابقات ۲۰۱۷ ARMY GAMES قدرتنمایی ایران بود تا توانش را به دنیا نشان دهد و بگوید ما این پهپاد را گرفتیم و آن را مهندسی معکوس کردیم و به پرواز درآوردیم.
او در اینباره توضیح داد: فنآوری پهپاد در دست همه کشورها نیست، اما با وجود تمام تحریمها توانستهایم این صنعت را انجام دهیم و ششمین کشور در دنیا در این صنعت باشیم.
او درباره این مسابقات توضیح میدهد: خاطرات زیادی از این مسابقه دارم، اما شیرینترین آن همان قسمت پرواز در شب بود. فصل تابستان بود و ما پیشبینی سرمای هوا را نداشتیم. آن شب بارانی و هوای سردی بود.
با وجود سردی هوا، اعضای تیم با عشق و علاقه پای کار بودند و با تمام مشکلات جوی که پیشبینی نکرده بودیم کار را ادامه دادند. هر چند بعد از آن شب سرد، سرمای شدیدی خوردیم و خود من سه روز افتادم. در آن زمان فقط به این فکر میکردیم که ما نماینده ایران هستیم و باید تمام تلاشمان را بکنیم.
پهپادی که در این مسابقات شرکت دادند، مهندسی معکوس شده پهپاد آمریکایی بود که در خلیج فارس نشانده بودند
علاقه، استعداد و بازار کار در کنار هم
مختارزاده دو پسر پنجساله و دوسالونیمه دارد. او معتقد است، برای آینده فرزندانش نمیتواند نظر بدهد که آنها چه شغلی را انتخاب کنند؛ زیرا این انتخاب به نظر خودشان برمیگردد.
او میگوید: پسران من هم مانند دیگران هر روز به یک کار علاقمند هستند و هر روز میخواهند یک شغل را انتخاب کنند و نمیتوان کسی را به کاری مجبور کرد. او ادامه میدهد: من علاقه داشتم و انتخابم هم براساس علایقم بود.
باید به فرزندانمان آیندهنگری را بیاموزیم تا براساس استعداد و علاقههایشان آینده خود را بسازند. اگر علاقه نباشد در کاری که انتخاب میکنند راندمان نخواهند داشت. کشور فقط نیاز به دکتر و مهندس ندارد؛ ممکن است فرزند ما بخواهد عکاس، نقاش یا مکانیک شود.
صرف علاقه مهم نیست، استعداد هم مهم است. به فرزندانمان بیاموزیم در دوره دبیرستان رشتههایی را که میخواهند در آینده انتخاب کنند، بررسی کنند و رشته دانشگاهیشان را درست انتخاب کنند. البته در کنار استعداد و علاقه، بازار کار هم اهمیت زیادی در آینده آنها دارد.
او در انتها یادآور میشود: مهندسها مظلوم واقع شدهاند. وسیلهای که پزشک با آن جراحی میکند، ساخت دست یک مهندس است. زیرساختها را مهندسان میسازند، اما کمتر به چشم میآیند و به کارشان توجه میشود.
* این گزارش سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ در شماره ۲۷۷ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
