گروگانهای آمریکایی در اتاق بازرگانی مشهد
تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان سبب شد آمریکا به دنبال آزادسازی گروگانهایش باشد و اتفاقات ناشی از آن سبب شد تا بنای اتاق بازرگانی در منطقه ما خاطراتی را از آن روزها در خودش ثبت کند. جایی که روزی اتاق تبلیغات و پایگاه فعالیتهای فرهنگی جوانان انقلابی پیرو خط امام و نیروهای سپاه پاسداران بود.
اگر چه آن ساختمان آجری رنگ امروز در طول دوره ای ۲۰ ساله به طور کلی تخریب وسازهای نو بنا شده، اما برای کسانی که دهه ۶۰، رفت و آمد در بنای پیشین داشتند، هنوز حتی با نگاه به ساختمان سفید رنگ و زیبای دیوار به دیوار باغ ملی، باز هم خاطرات آن سالها در ذهنشان زنده میشود.
آنچه در ادامه آمده است بخشی از خاطرات شفاهی آنهایی است که در اواخر دهه ۵۰ وهمچنین دهه ۶۰ آمد و شدی به این ساختمان داشتند.
پایگاهی برای فعالیت جوانان انقلابی
طبق گفتهها و شنیدهها تا قبل از پیروزی انقلاب مردمی مشهد در ساختمان مجاور باغ ملی، کارهای اقتصادی انجام میشد و بیشتر کسانی که در این ساختمان رفت وآمدی داشتند، تجار و بازرگانان وقت بودند.
حرکتهای مردمی و انقلابی که شکل میگیرد، با توجه به تعطیلی برخی ادارات و سازمانهای دولتی و تق و لق شدن امور، ساختمان ارگ هم که خالی از رئیس و مرئوس شده بود، به دست نیروهای انقلابی میافتد وبه نوعی تبدیل میشود به پایگاه فرهنگی دانشجویان پیرو خط امام (ره).
یکی از اتفاقات سال ۵۸ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا درتهران بود و به دنبال آن، دولت وقت این کشور برای نجات گروگانهای به اسارت درآمده، هواپیماها و بالگردهایی را روانه آسمان کشورمان کرد، اما با حادثه طوفان طبس و زمینگیر شدن بالگردها، آنها که زنده مانده بودند، دست خالی برگشتند.
بعد از حادثه طبس بود که دولت برای اینکه گروگانها در یک شهر متمرکز نباشند، به پخش کردن آنها در شهرهای مختلف کشور اقدام کرد. اتاق بازرگانی مشهد در خیابان ارگ یکی از مکانهای در نظر گرفته شده برای مخفی کردن آنها بود.

۶ گروگان آمریکایی به مشهد آورده شدند
شهید «محمدحسن نظرنژاد» مشهور به «بابانظر» درکتاب خاطرات شفاهی اش به این موضوع اشاره کرده است: «.. زمانی که نیروهای دلتای آمریکا در شهر طبس پیاده شدند، مسئولان تصمیم گرفتند گروگانهای آمریکایی را در شهرهای مختلف تقسیم کنند.
۶ نفر آنها را به استان خراسان فرستادند. آنها ابتدا در خیابان کوهسنگی، ساختمان عملیات سپاه مستقر بودند. آنجا مقر اطلاعات هم بود. ساختمان اتاق بازرگانی در مشهد آن زمان خیابان امام خمینی، جنب مهمان سرای ارتش و پارک باغ ملی بود.
آنجا درختان زیادی وجود داشت. اطراف ساختمان هم تحت کنترل سپاه بود. ساختمان چند طبقهای بود و استحکام خوبی هم داشت. در طبقه سوم آن ۶ نفر گروگان آمریکایی را نگهداری میکردیم. چند نفر از دانشجویان خط امام از تهران آمده بودندو در مسائل ترجمه ما را یاری میکردند.
فقط چند نفر ازبرادران ا طلاعات وبنده که فرمانده گروهان ضربت بودم و در آنجا به عنوان ا فسر نگهبان خدمت میکردیم از وجود گروگانها مطلع بودیم. کار روزانه ما این بود که آنها را برای هواخوری به محوطه حیاط بیاوریم. گاهی هم به ییلاقات کوهسنگی و وکیلآباد میبردیم.
یک روزهوا خوری جاسوسان مقارن شده بود با راهپیمایی مردم مشهد در خیابان امام خمینی. نیروهای آمریکایی وقتی اینها را دیدند، تعجب کردند.... حدود سه، چهار ماه گروگان ها دراختیار ما بودند و بعد تحویل شان دادیم.»
مجوزی با امضای استاندار
طبق آنچه در کتاب خاطرات شفاهی شهید بابانظر آمده، مردم از وجود و نگهداری جاسوسهای آمریکایی در ساختمان اتاق بازرگانی مشهد مطلع نبودند. حتی برخی از انقلابیون هم دربودن یانبودن این جاسوسها در آن محل تردید داشتند.
ماشاءالله وطن دوست که در سا لهای اول پس از پیروزی ا نقلاب، مسئول مدیریت دایره ا رتباطات روابط عمومی سپاه پاسداران خراسان بوده، دراین باره میگوید: «این پنهان کاری شاید به واسطه رعایت مسائل امنیتی بود.
من که به سبب موقعیت کاری ام به محل رفت و آمد داشتم، غیراز حضور تعدادی از دانشجویان، کس دیگری را به چشم خودم ندیدیم. فقط دانشجویان پیرو خط امام در آن ساختمان رفت و آمد داشتند.»
وطن دوست، درباره چگونگی استقرار نیروها و کارکنان روابط عمومی و تبلیغات سپاه در محل ساختمان اتاق بازرگانی مشهد میگوید: با پیروزی انقلاب، نهادها و سازمانهایی که به وسیله جوانان انقلابی و دانشجویان پیرو خط امام شکل گرفته بود، جایی برای فعالیتها و عملیاتی کردن اهدافشان نداشتند.
از همین رو از ساختمانهای خالی و متروکه برای دنبال کردن برنامه هایشان استفاده میکردند. ساختمان اتاق بازرگانی مشهدا ز جمله همین مکانهای تخلیه شده بود.
آن موقع استاندار وقت خراسان بزرگ، حسن غفوری فرد، طبق تصمیم شورای تأمین استان که مسئول روابط عمومی و تبلیغات سپاه هم عضو آن بود، مجوز استفاده از ساختمان ا تاق بازرگانی مشهد به عنوان محل فعالیتهای روابط عمومی و تبلیغات سپاه داده شد و روابط عمومی سپاه به طور رسمی کار خود را آغاز کرد.

خبرگزاری بی نام و نشان در دل ارگ
وطن دوست درباره فعالیتهایی که سپاه در آن سالها در ساختمان اتاق بازرگانی سابق و تبلیغات سپاه انجام میداد، توضیحاتی میدهد و میگوید: «در گذشته مثل الان نبود که سازمانها و نهادهای مختلف مانند سازمان تبلیغات، حوزه هنری و دیگر نهادهای تبلیغاتی وجود داشته باشند.
کارهای تبلیغی و نظارت بر نشر، حتی کارهای امنیتی هم بر عهده سپاه بود. سپاه یک مرکز خبری در آنجا ایجاد کرد که وظیفه اش جمع آوری اخبار وا طلاعات و مخابره آن به رسانههای دیگر از جمله روزنامه خراسان، کیهان، صبح آزادگان و خبرگزاری پارس بود.
درواقع یک خبرگزاری اعلام نشده و در عین حال موثقی برای روزنامههای وقت و حتی صدا و سیما بود. ما شبکه بزرگ خبری را در خراسان بزرگ بنیان گذاری کرده بودیم. عوامل ما در شهرها و شهرستانهای دور افتاده استان خراسان خبرها و اطلاعات را مخابره میکردند. البته مثل الان وسایل پیشرفته نبود. تلفنهای معمولی هندلی که به سختی با آنها ارتباط برقرار میشد.
نقاشی تمثال شهدا برای اولین بار
به گفته وطن دوست، چاپخانه سپاه هم در همان ساختمان مستقربود که یکی از مهمترین وبزرگترین مراکز چاپ و نشر سپاه در سطح کشور به حساب میآمد: طراحی پوسترهای تبلیغاتی و تصویر مبارک شهدای ۸ سال دفاع مقدس به وسیله استادانی همچون آقای خالقی که از طراحان خوب و برجسته شهرمان است، انجام میگرفت.
بدین صورت، شهدایی که به مشهد منتقل میشدند بلافاصله عکس، پوستر و نقاشی تمثال آنان چاپ میشد. همچنین اعلامیههایی به مناسبتهای مختلف و نشریاتی از طرف سپاه چاپ و منتشر میشد.
در مجموع تمام کارهای تبلیغاتی در همان ساختمان متمرکز بود. آن سالها تابلونویسی سطح شهر و پردههایی که باید به مناسبتهای مختلف، چون اعیاد و شهادتها در شهر نصب میشد، بر عهده بچههای تبلیغات سپاه بود، الان بخش فرهنگی شهرداری مشهد آن وظیفه را بر عهده دارد.
یکی دیگر از فعالیتهایی که در این مکان انجام میشد؛ برپایی کلاسهای آموزشی-عقیدتی با حضور استادان و بزرگانی، چون میرزا جواد آقای تهرانی، آیت الله طبسی و ... بود.
*این گزارش سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷ در شماره ۳۰۹ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
