کد خبر: ۵۱۹۱
۱۷ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۲:۴۰

شهید نجاتی همیشه می‌گفت خدا بزرگ است

بین رزمنده‌ها هر‌کس در تنگنا و سختی می‌افتاد، وقتی ماجرایش را به شهید نجف نجاتی طرقی می‌گفت، فقط این جمله را می‌شنید که «خدا بزرگ است.»

تا سر و کله‌اش پیدا می‌شد، همه با تبسم می‌گفتند «خدابزرگ» آمد! قصه این بود که بین رزمنده‌ها هر‌کس در تنگنا و سختی می‌افتاد، وقتی ماجرایش را به او می‌گفت، فقط این جمله را می‌شنید که «خدا بزرگ است.» آن‌قدر این عبارت را با اعتقاد و اعتماد به زبان می‌آورد که نامش به‌شوخی همان عبارت شده بود. طاهره لار‌کرمانی، همسر شهید نجف نجاتی‌طرقی، روایتگر باور‌ها و اعتقادات و منش او در دوران پیش‌از شهادتش است.

 

وصیت‌نامه را به دست دخترهفت ساله‌مان داد

بار اول که وصیت نوشت آن را دست من داد. خواندنش آن‌قدر برای من رنج‌آور بود که دائم گریه می‌کردم. وقتی دید این‌قدر دل‌نازک شده‌ام، وصیت‌نامه را پاره کرد. ولی روزی که در خانه نبودم، مجددا وصیت‌نامه‌اش را نوشته بود و آن را به دست دختر هفت‌ساله‌مان داده بود و او هم امانتی پدرش را لابه‌لای ورقه‌های کتابش مخفی و بعد از شهادت پدرش، آن را رو کرد.

همیشه می‌گفت انسان در دنیا مسافر است و اگر زاد و توشه‌ای همراه داشته باشد، سفر آرامی دارد و در‌غیر‌این‌صورت باید متحمل سختی بسیار شود. یک بار عید نوروز نزدیک بود و می‌خواست عازم جبهه شود. از او خواستم عید را نزد من و فرزندش بماند، ولی او گفت: «برای همه رزمنده‌ها عید است. پس همه منطقه را ترک کنند و جنگ تعطیل شود و بروند کنار خانواده‌هایشان؟! تکلیف ریشی که گرو گذاشتم، چه می‌شود؟ قلابی است؟!»

او فرمانده پنج تانک بود و از ناحیه کتف مورد‌اصابت گلوله قرار گرفت. هم‌رزمانش در‌صدد بودند که او را به پشت خط منتقل کنند، ولی خودش موافقت نکرد و نظرش این بود که اگر او نباشد، زیرمجموعه‌اش اسیر خواهند شد. عصر همان روز، گلوله‌ای به قلبش اصابت کرد و بر‌اثر شدت جراحت‌ها به شهادت رسید. او بر این عقیده بود که آدم‌های خوب پس از مرگ شناخته می‌شوند.

آقا نجف پیش از انقلاب با اینکه در ارتش شاهنشاهی بود، هیچ کس از پس او بر‌نمی‌آمد و مدام اعلامیه‌های رهبر انقلاب را پخش می‌کرد. زمزمه‌های انقلاب که به گوش رسید، نیت کرد که امام و اهداف انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسد، اما استعفا‌های پی‌در‌پی او با جواب منفی رده‌های بالاتر ارتش مواجه می‌شد و تبعات سختی برایش داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش برایش معنای وفاداری به انقلاب و فداکاری برای حفظ آرمان‌های انقلاب را پیدا کرد و برای بازسازی توان ارتش دوباره به آن پیوست و در واحد عقیدتی‌سیاسی مشغول کار شد.

نجف نجاتی‌طرقی با شروع جنگ تحمیلی مشتاقانه خود را برای خدمت به جبهه‌های نبرد رساند. او همیشه از شهادت صحبت می‌کرد و می‌دانست شهید می‌شود تا اینکه در عملیات مسلم‌بن‌عقیل به آرزویش رسید.  


 نام: نجف نجاتی طرقی
سال تولد: ۱۳۱۸
سال شهادت: ۱۳۶۱
محل شهادت: منطقه سومار (عملیات مسلم بن‌عقیل)
سمت در ارتش: فرمانده تانک

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44