سیاهپوشی عروسک گرداندانی شیرین است
سالهاست که عروسکها را روی صحنه تئاتر جان میدهد و به این هنر عشق میورزد. او که تمام موفقیتهایش را مدیون بزرگترین حامیاش خداوند میداند، میگوید: وقتی روی صحنه مشکیپوش هستم و عروسک نخی را حرکت میدهم، متوجه میشوم خداوند چه کارگردان قهاری است که قادر است تمام مفاصل و زبان من را به حرکت درآورد تا نقشآفرین صحنهای باشم که او میخواهد.
«افسانه» سکوی پرتاب بود
وقتی برای نخستینبار در کانون الغدیر مسجد رضاییه، واقع در بولوار وحدت به ملیحهسادات هوشیار، یک نقش حاشیه تئاتر محول شد، فقط ۱۰ سال داشت و به گمانش هم نمیرسید که بعدها دنیایش با دنیای عروسکها گره خواهد خورد. او که متولد ۱۳۶۰ است، سال سوم راهنمایی در نمایش عروسکی «علی بیغم» در مدرسه تکتم، عروسکگردان میشود و طعم خوش به دستآوردن مقام سوم تئاتر دانشآموزی ناحیه را زیر زبان مزهمزه میکند. از آن به بعد است که میل به تجربه تئاتر عروسکی، دیگر او را رها نمیکند.
او که دلتنگ روزهای خوش دبیرستان وحید است، ادامه میدهد: من و دوستانم در چهار سال دبیرستان، یک گروه تئاتر عروسکی داشتیم که هرسال در مسابقات، صاحب مقام میشد. مهمترین آنها، سال دوم دبیرستان بود که با تئاتر «افسانه» تا مرحله کشوری نخستین جشنواره تئاتر دانشآموزی صعود کردیم. من در آن جشنواره با کسب مقام برتر عروسکگردانی، نخستین لوح افتخار رسمیام را به دست آوردم.

نبود امکانات و پراکندهشدن گروه
هوشیار میگوید: منطقه سکونت ما، مجتمع فرهنگی ندارد و مجتمع هاشمینژاد نزدیکترین مکان فرهنگی به ماست. البته زمانی که دبیرستان بودم، آن مجتمع هم هنوز احداث نشده بود و همین باعث شد همه عروسکگردانهای بااستعداد دبیرستان وحید، برای کارگردانی تئاتر، کمکم به نقاط دیگر بروند. آنها با وجود استعداد فراوانشان، مکانی برای بارورکردن هنر خود در آن منطقه نداشتند؛ کسانی مثل فرشته ابراهیمی، منیره کاظمنژاد که بعدها وارد صدا و سیمای خراسان شدند.
پلههایی که طی شد
ملیحه، فرشته، منیره و دیگر اعضای گروه تئاتر دبیرستان وحید، از سال دوم با باور به تواناییهای خود، به مدارس مراجعه کرده و داوطلب راهاندازی گروه تئاتر دانشآموزی و کارگردانی آن میشوند. هوشیار برای نخستینبار در سال سوم دبیرستان، به صورت مستقل تئاتر عروسکی «اشتباه ما» را در دبستان انقلاب سرپرستی میکند که رتبه اول کارگردانی را در ناحیه ۵ آموزش و پرورش، برایش به ارمغان میآورد.
او عنوان میکند: با گسترش و جاافتادن تئاتر عروسکی در مدارس، از سال ۸۱ باید بعد از گزینش در آموزش و پرورش با گرفتن مجوز وارد مدارس میشدیم. به این ترتیب من بعد از گزینش، کارم را بهطور رسمی در مدرسه راهنمایی نجمه شروع کردم که زمانش به دو سال بعد از دیپلم برمیگردد.
دریاچه قو، دلیلی برای بالیدن
این بانوی هنرمند محله از آنزمان به بعد جدیتر وارد عرصه تئاتر میشود و تا امروز تجربههای فراوانی را در مقام کارگردانی در مدارسی مانند دبیرستان ۲۲ بهمن، شاهد راهیان ولایت، نورالهدی و راهنمایی شهید رأفت به دست آورده که با کسب مقامهای مختلف مسابقات دانشآموزی همراه بوده است.
ملیحهسادات هوشیار که در حال حاضر با مدرسه راهنمایی حجاب و نیز دبیرستان نجمه همکاری دارد، یکی از مهمترین موفقیتهایش را تئاتر دانشآموزی «دریاچه قو» در سال ۸۸ میداند که توسط دبیرستان شاهد راهیان ولایت، رتبه دوم استانی را کسب میکند و همزمان در نخستین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان مشهد، در کنار ۴۴ اثر دیگر، محک زده میشود. سرانجام گروه تئاتر دانشآموزی «دریاچه قو» در رقابت با گروههای حرفهای، علاوهبر کسب رتبه دوم کارگردانی و کسب مقام برگزیده عروسکی، درزمینه عروسکگردانی، طراحی و ساخت عروسک و نیز طراحی صحنه صاحبمقام میشود.

دنیای بزرگ عروسکها
ملیحهسادات در میان گفتوگو از سیدمحمد نجفی نام میبرد و اینکه: او برای نخستینبار به صورت حرفهای، من را با نمایش عروسکی آشنا کرد و تنها استاد من محسوب میشود.
هوشیار در سال ۸۱، به دنبال فراخوان مجتمع فرهنگی هاشمینژاد و مراجعه به آنجا با نجفی آشنا میشود. خودش میگوید: بعد از آن به عضویت گروه تئاتر عروسکی «پارت» به سرپرستی رضا کیانیان درآمدم. ما دو سال زیر نظر
سید محمد نجفی آموزش دیدیم و تمرین کردیم تا سرانجام تئاتر «کاش آسمان شهرمان آبی بود» آماده نمایش شد. این تئاتر عروسکی، یک هفته اجرای عمومی داشت و از آن بسیار استقبال شد. اما متاسفانه بعد از آن مجتمع به فعالیت درزمینه تئاتر صحنهای روی آورد و به من پیشنهاد کار در تئاتر صحنهای داده شد.
اما ملیحه که دیگر غرق در دنیای بزرگ عروسکها شده بود و دوست داشت تمام زوایای آن را بشناسد، مجتمع هاشمینژاد را رها میکند تا به علاقه خود بپردازد.
با تئاتر «افسانه» تا مرحله کشوری نخستین جشنواره تئاتر دانشآموزی صعود کردیم
برای سعید گریستم
تجربه کار در صدا و سیمای خراسان رضوی هم در کارنامه او دیده میشود. ملیحه در سال ۸۲، به صدا و سیما دعوت میشود. خاطره آن سال را که مرور میکند، میگوید: شبی با من تماس گرفتند و پیشنهاد عروسکگردانی در سریالی را به من دادند. من موافقت کردم، در حالیکه از ته دل از خدا میخواستم عروسکگردان یک عروسک پسر باشم و حتی گریه کردم، چون تا آنزمان فقط عروسکهای دختر دستم بود!
وقتی او برای تست به صداوسیما میرود، عروسک پسر را در دست گرفته، رهایش نمیکند و، چون از صدای خودش رضایت نداشته است، سعی میکند فقط از حرکات استفاده کند.
هوشیار میگوید:، اما بعد مجبور شدم تست صدا بدهم که اتفاقا خوششان آمد. حتی بهخاطر درخشیدن عروسک «سعید» که من عروسکگردانش شدم، نام سریال از «گلرو» به «لِی و لِی و لِی دویدن» تغییر کرد و «سعید» به جای «گلرو» که در ابتدا نقش اول بود، محورسریال قرار گرفت. او همچنین در یک مسابقه تلویزیونی، مجری عروسکی بهنام «برفک» میشود. اما مطرحترین کارش در صداوسیما را سریال روزانه «قندک و خانمجان» معرفی میکند که او عروسکگردان نقش قندک بودهاست.
داشتن استاد و راهی میانبر
عروسکگردان محله ما که به گفته خودش هماکنون سرپرست و مربی کارگاه و نیز کلاس آموزشی عروسکگردانی در مجتمع فرهنگی امامخمینی (ره) است، درباره تئاتر عروسکی مشهد میگوید: آنقدر که به تئاتر صحنهای بها داده میشود، به تئاتر عروسکی اهمیت نمیدهند. من واقعا در درونم نیاز بسیاری برای آموختن و یادگرفتن احساس میکنم که زمینهاش در مشهد نیست. بعد از سالها کار در این رشته، حسرت میخورم از اینکه فضای لازم را برای رشد نداشتم و بیشتر زمانم صرف یادگرفتن از طریق تجارب خودم شد. راهی که به وسیله آموزش و داشتن استاد، میتوانست بسیار کوتاهتر شود.
مدیون مخالفت مادرم هستم
از او درباره حمایت خانوادهاش میپرسم که اینگونه پاسخ میدهد: من در خانوادهای مذهبی بزرگ شدهام. خانواده و به ویژه مادرم، با کار من مخالف بودند. به همین دلیل برخلاف تمایلم نتوانستم تحصیلات دانشگاهی در این زمینه داشته باشم. اما به جرئت میگویم که مخالفت مادرم باعث شد من در مسیر درست گام بردارم و به این خاطر از او سپاسگزارم. در واقع مادرم نگران این بود که با وارد شدن به این عرصه، از نظر اعتقادی و شخصیتی تغییر کنم. من هم برای جلب رضایتش، در چهارچوبهای او حرکت کردم و به مرور اعتمادش را جلب کردم.
ملیحهسادات که یکسال است ازدواج کرده است، هنوز در خانه پدری زندگی میکند. هوشیار اینها را به ما میگوید تا در پایان از همسرش مصطفی خرمی نام ببرد که حالا انگیزه پیشرفت بیشتر را در او ایجاد کرده است.
* این گزارش در شماره ۳۰ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۶ آذرماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.
