ساختن مجسمه ضامن آهو بهترین تجربه راضیه حلاجزاده بود
پروانه رضازاده | شاید برای خیلی از ما، هنر فقط محدود به رشتههایی چون نقاشی، موسیقی و بازیگری شود اما هنرگرایشها و شاخههای متعددی دارد که این روزها حرفهایشدن در یکی از آنها هم کار مشکلی است چه برسد به اینکه هنرمندی باشی که به راستی در هر انگشتت هنری داشته باشی.
این بار هم ماجرای همان عشق و علاقه خدادادی از همان دوران کودکی است که بالفعل شده است. سیده راضیه حلاجزاده، هنرمند جوان محله المهدی مشهد است که در زمینههای هنری دستی دارد و این روزها در بین انجام کارهای هنری و امور منزل و رسیدگی به دو فرزندش، از آموزش دانستهها و تجربههایش به هنردوستان غافل نبوده و وقتی را هم به این كار اختصاص میدهد.
او خودش را به سبک خاصی محدود نمیکند و از هر چیزی و هر سوژهای ایده میگیرد، از گلسازی و نقاشی روی بوم و لباس گرفته تا سفرهآرایی و میوهآرایی و چیدمان و حتی مجسمهسازی كه به قول خودش سختتر و وقتگیرتر اما لذتبخشتر از همه تخصصها و علاقهمندیهایش است. او متولد سال۱۳۶۴ و فارغالتحصیل رشته مدیریت است. دو فرزند هشت و چهارساله دارد و چند سالی است که در کنار تمام گرفتاریهای مادرانهاش، آموزشگاه هنر و صنایع دستی «ماهمنیر» را هم تأسیس کرده و میگرداند.
حلاج زاده مربی کلاسهای شهرداری منطقه هفت مشهد است و رتبه اول جشنواره آفتابگردان را برای مدت دو سال به خود اختصاص داده است. کسب رتبه اول در مسابقات شهرداری برای دو بار و همچنین برپایی سفرههای هفتسین سالهای۹۰ و ۹۱ از دیگر افتخارهای وی محسوب میشود. او عصر یکی از اولین روزهای داغ شهریور میهمان ما میشود به استکاني چای و ساعتی گپ و گفت.
آرزو داشتم دکتر شوم
حلاج زاده از گذشته و آرزوهایش میگوید: در مدرسه شاگرد خوبی بودم و همیشه در برابر سؤال «میخوای چیکاره بشی؟» جوابم «دکتر» بود اما خداوند تقدیر دیگری برایم درنظر گرفته بود و به اين خاطر بسیار خوشحالم چرا که هنر علاقه و هدف اصلی زندگی من بود.
علاقه زیادی به هنر دارم
از کودکی علاقه شدیدی به هنر داشتم اما شرایط فعالیت در مسیر هنر برایم فراهم نمیشد. عروسکها و مجسمهها نهتنها اسباببازیهای من بودند، بلکه حس خاصی به آنها داشتم. شاید از همان کودکی مجسمهسازی را دوست داشتم که هنوز هم با وجود اینهمه سختی و وقت زیادی که براي ساخت مجسمه صرف ميكنم، با علاقه و حوصله انجامش میدهم.
از گلسازی شروع کردم
لبخندی میزند، انگار که خاطرات خوشی برایش یادآوری میشود. میگوید: اولینباری که بهصورت جدی به سمت کار هنری رفتم، زمانی بود که میخواستم تزيینات جهیزیهام را با دستان خودم و به زیباترین شکل ممکن انجام دهم. اول از همه با گلسازی شروع کردم و وقتی با تشویق زیاد همسر و خانواده همسرم روبهرو شدم، رشتههای دیگر هنری را یکی پس از دیگری آموزش دیدم و تمرین کردم تا به جایی رسیدم که امروز میتوانم به شاگردانم آموزش بدهم.
مادرم مشوق اصلی من بود
اگر کمک مادر و حمایت همسرم نبود، به اینجا نمیرسیدم. شروع کلاسهایم در دوران بارداری ام بود و اگر تشویق و حمایت خانواده بهویژه مادرم نبود، نمیتوانستم با وجود سختیها و مشکلاتم در آن زمان، به رفتن کلاس و آموزشدیدن و تمرینکردن ادامه بدهم. الان هم با وجود مشغله زیاد، حمایت و کمک مادر و دختر هشتسالهام در کارهای منزل، مایه امید و توان من برای هماهنگ کردن و انجام همه کارهایم بهطور همزمان است.
از آموزش در موسسه خیریه شروع کردم
نخستین تجربه آموزش دادنم به یک مؤسسه خیریه برمیگردد. معاون مؤسسه خیریه که از آشنایانم بود، بعد از دیدن کارهایم مرا به ارائه هنرم تشویق کرد و آموزش مجسمهسازی و گلسازی را در آن مؤسسه شروع کردم. این تجربه آنقدر برایم شیرین بود که مرا به فکر تأسیس يك آموزشگاه هنر انداخت و لذتی را که از این کار گرفتم تا امروز در کارهایم حس میکنم.
نخستین تجربه آموزشی من به یک مؤسسه خیریه برمیگردد که مجسمهسازی و گلسازی آموزش میدادم
با شاگردانم دوست هستم
نمیدانم تا به حال به چند نفر آموزش دادهام. شاید بیشتر از ۳۰۰هنرجو داشتهام اما میدانم که با تمام شاگردانم دوست هستم و هم من و هم آنان از بودن در کلاسها و در کنار هم لذت میبریم و سعی میکنم هرچه را که میدانم خالصانه به آنها آموزش دهم.
آهوهای امام رضا(ع)، ارزشمندترین مجسمههای من
چشمانش برقی از سر شوق میزند وقتی که میخواهد از بهترین و ارزشمندترین تجربه مجسمهسازیاش بگوید: توصیف حسی خوبی که از پیشنهاد ساخت آهوهای امامرضا(ع) از سوي خادمان حرم داشتم، برایم مشکل است. نیت خوبی از امامرضا(ع) گرفتم و ساخت این دو آهو، از بهترین تجربههايم در مجسمهسازی بود که حتی از یادآوری آن هم احساس افتخار میکنم.
آرزو...
آرزوها و هدفهایش را با مکثی در ذهن مرور میکند و خیلی راسخ و مطمئن میگوید: میخواهم دکترای هنری بگیرم و همه دانستههایم را در کتابی به چاپ برسانم. میخواهم به مناطق محروم و زنان بیسرپرست آموزش بدهم تا از هنر و صنایع دستی برای ادامه زندگیشان استفاده کنند. امیدوارم هنر برای مردم فقط کارایی تجملاتی نداشته باشد و روزی برسد که جنبههای آرامشبخشی و روحانی هنر جایگزین این دید تجملاتی به هنر شود.
*این گزارش سه شنبه، ۷ شهریور ۹۱ در شماره ۱۹ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.
