اولین زنگ تلفن محله گلشور در خانم عصمت خانم به صدا درآمد
سال۱۳۴۰ به محله گلشور مشهد میآید و دومین یا سومین خانه آن محدوده را به همراه همسرش حاجغدیر بنا میکند. او سالهای زندگیاش را با تلاش برای فراهمکردن امکانات محله سپری کرده و یکی از کسانی بوده که درختان توت بسیاری کاشته است.
یادم میآید هنگامیکه یکی از درختان توتش را قطع کردند، خیلی گریه کرد. میگفت: من با این درختان خاطرات زیادی دارم. اما بعد از مدتی یک درخت توت به همراه سه درخت دیگر و یک بوته شمشاد مقابل در خانهاش کاشت.
او از قدیمیهای دور میدان جوادالائمه (ع) است که اولین زنگ تلفن محله در خانه او به صدا درآمد. او شماره تلفنش را به همه همسایهها داد و اینگونه بود که هر روز همسایهها برای صحبت کردن با تلفن به خانهاش میآمدند. حالا بیش از ۵۰سال است که ساکن محله است و همه حتی آنهایی که بهتازگی به محله میآیند، او را میشناسند.
او که متولد سال ۱۳۱۳ است میگوید سال۱۳۴۰ با پسر و همسرش به این محله آمدند و پس از آن سه فرزند دیگرش در این همین محله به دنیا آمدند. عصمت حاجیآبادی از زمانیکه به این محله آمده، میگوید و اینکه هنگامی که هنوز همه جا بیابان بوده و فقط چند خانه وجود داشته و زمینها بیشتر کشاورزی بودند. او تعریف میکند: در آن زمان آب و برق و تلفن نداشتیم و مردم از آب چاه استفاده میکردند. وسط میدان جوادالائمه (ع) هم یک یخدانی بزرگ بود که مردم در آن آب ذخیره میکردند تا برای تابستان آب سرد داشته باشند.
بیشتر آبگوشت و آش و اشکنه میخوردیم
شهروند قدیمی محله ما از غذاهایی که مردم در آن دوره بیشتر استفاده میکردند، حرف میزند و میگوید: ما از برنج کمتر استفاده میکردیم و خودم بیشتر آبگوشت، آش و اشکنه برای بچهها درست میکردم، حالا هم گاهی که بچهها هوس کنند، برایشان درست میکنم.
حاجیآبادی دوست دارد از پوشش ۵۰سال پيش در محل زندگیاش هم بگوید که زنان لباسهای بلند و مردان هم پيراهن و شلوارهای گشاد میپوشیدند و بیشترشان كلاه بافتنی سرشان میگذاشتند. میگوید: حالا بانوان مانتوهای امروزی را به جای آن لباسهای بلند ميپوشند.
عصمت خانم شماره تلفنش را به همسایهها داد و هر روز همسایهها برای صحبت کردن با تلفن به خانهاش میآمدند
نخستین لولهکشی آب به خانه ما آمد
غرق خاطراتش هنگامیکه اولینبار لوله کشی آب به محله آمد، میگوید: زمانیکه همسرم خانهمان را ساخت تقاضای آب کردیم. در آن زمان، مردم در خانههایشان چاه آب داشتند که خانه ما اولین جایی بود که لولهکشی آب به آن راه پیدا کرد و اهالی از آب خانه ما استفاده میکردند. بعد زمانیکه خط تلفن در خانه وصل شد، خیلی از افراد محله از تلفن ما براي ارتباط با فرزندان و اقوامشان استفاده میکردند.
او درباره با مساجدی که مردم محله رفتوآمد داشتند، نیز تعریف میکند: مسجد جوادالائمه(ع) در سال۱۳۵۷ ساخته شد. قبل از آن اهالی به مساجد محلههای اطراف میرفتند. روز جمعه هم بیشتر اهالی نماز جمعه را در حرم مطهر اقامه ميكردند. تقریبا میتوان گفت مسجد در محلههاي اطراف زیاد بوده است؛ اما بيشتر مردم به مسجد فقیهسبزواری که اولین مسجد ساخته شده در منطقه طلاب است، میرفتند.
نخستین ساختمان محله
اصلی درباره تغییر الگوي ساخت خانهها هم حرفهای جالبی دارد و میگوید: الگوي خانهها تغییرات زیادی کرده است، چراکه در آن زمان خانهها معمولا چوبی بود و ساختمانهای امروزی وجود نداشت. خانه ما اولین ساختمانی بود که تقریبا بهصورت امروزی در محله ساخته شد. او محلهاش را خیلی دوست دارد و میگوید اینجا نه تنها مشکل خاصی ندارد بلکه از نظر دسترسی به بیمارستان و داروخانه و ديگر امکانات محل خوبی برای زندگی است.
*این گزارش یکشنبه، ۵ شهریور ۹۱ در شماره ۱۸ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.
