محمدحسین حاتمی میگوید: همیشه سعیم بر این بوده که با افرادی که مراجعه میکنند، بهدرستی برخورد کنم و تا حد امکان تا حصول نتیجه کار، اربابرجوع را همراهی میکنم.
نازنینزهرا زحمتی نوجوان محله فجر بهطور حرفهای در ورزشی مثل طنابزنی فعال است. او در مسابقات متعدد این رشته شرکت کرده و موفق به کسب افتخاراتی شده است.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
باشگاه «بزرگمهر جوان» بیشاز پانزدهسال است پذیرای افرادی است که اگرچه ورزش و داشتن بدنی سالم برایشان ارزشمند است، رعایت برخی شعائر و پایبندی به اصول دینی، اولویت بالاتری برایشان دارد.
حاجعباس بچهها را از کوچه و خیابان جمع میکرد و مینشاند دور هم. همه کارها و مسئولیتهای هیئت را هم به خود بچهها واگذار کرده بود. نقطه شروعش اینجا بود و بعد یکییکی آدمها اضافه شدند و هیئت پا گرفت.
محمدهاشم یگانه برادر شهید میگوید: محمدرضا در دوازدهسالگی همراه گروه سرود، برای اجرا تا چذابه رفت. پس از برگشت، کار هر روزش این بود که دل مادر و پدرم را بهدست بیاورد تا برای رفتن به جبهه رضایت بدهند.
کربلایی محمد صفرزاده میگوید: یکی از شغلهای مهم قدیم، آهنگری بود. اصلیترین آهنگریهای مشهد در حوالی دروازهقوچان (میدان توحید فعلی)، بست پایینخیابان، کوچه سیابون و خیابان سرخس واقع بودند.
«شرط پذیرش بچهها در گروه سرود، داشتن نمرات خوب در کارنامه است». لیلا امجدیزاده در این باره میگوید: برخلاف بسیاری از گروههای سرود که حتی زمان امتحانات هم اجرا میروند اولویت گروه سرود ما درس است.